|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
نوروز آغار سمفونی بهار است
دست نوازشگر بهار دختر هنرمند فصلها، به یاری نسیم، شکوفه مینشاند بر گیسوان نبات
چه زیباست رقص و شادی نبات با آهنگ پر شور و شیرین نسیم
با گرمای هستی بخش خورشید و ترانههای بهاری پرستو، عاشق میشوند سوسن و سنبل، لاله و نرگس، یاسمن و نسترن، پونه و ریحان
از کلیهی آقایان مجرد دعوت شده با به همراه داشتن کوله بار عشقشون=(لیسانس+شغل+خانه+اتول+حساب مشترک) در این محفل نورانی حضور پیدا کنند.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
شاد زیستن،
طنز،
هنری،
:: برچسبها:
بهار,
رقص,
سمفونی,
فصل,
نبات,
نوروز,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 فروردین 1393
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیدهها
ای تدبیر کننده روز و شب
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم
بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
معارف اسلامی،
تاریخ،
:: برچسبها:
ایرانیان,
باستانی,
تدبیر,
خجسته,
سال نو مبارک,
عید,
نوروز,
یادگار,
|
 نویسنده :
 تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392
حرف از عشق در نگاه اول بود تو تلویزیون که
همسرم پرسید: تو درنگاه اول عاشق من شدی؟
گفتم: نه مگه خرم.
همسرم پرسید: الان چی عاشقم هستی؟
گفتم: آدم باید درمورد طرف مقابلش نظر بده که عاشقش هست یا نه. شما باید بگی که من عاشقت هستم یانه؟ من میتونم بگم که شما عاشق من هستی یا نه.
همسرم پرسید: خوب من عاشقت هستم یا نه؟
گفتم: بــعــلـه که هستی. گفت: چطوری؟ گفتم: مثل سگ.
گفتم: حالا من چی عاشقت هستم؟ گفت: معلومه که هستی.
گفتم: حالا بپرس چطوری؟ همسرم گفت: چطوری؟
گفتم: مثل خر
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
تجربه،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
تلویزیون,
عشق در نگاه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392
به غیر از اینکه همچنان دارم عرق میریزم و بسی ناجوانمردانه رنجآور است این حکایت، بورس هم بسی ناجوانمردان در حال ریزش است و در حال تلخ کردن کام سهامداران میباشد، البته بورس هر روز که کام سهامداران پیشین را تلخ میکند شیرین میشود برای کسانی که نقدینگی دارند و مترصد ورود به بورس بودند. از ناملایمآت که بگذریم، شکر خدا زندگی و روزگارم بسیار شاد و شیرین و آرام و بکام است.
پاپوش: رحمت خدا و برکت زندگی ما، امیرفرهاد نازنینمان هر روز بزرگتر میشود و رنگ تازهای به زندگی ما میبخشد، شکر خدای مهربان برای اینهمه لطفی که به ما دارد. ایشاالله خدا به همه آرزومندها فرزندانی سالم و صالح عنایت کند.عکس من و پسر.
صدای شکم از کجا می آید و چرا؟
حل المسائل نفخ
سه دسته مشكلات معده
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
لينك،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
برکت زندگی,
بورس,
تلخ,
حکایت,
حل المسائل,
رحمت خدا,
رنجآور,
رنگ,
ریزش,
سهامدار,
شاد,
شکر,
شکم,
شیرین,
صدا,
عرق,
عکس,
فرزند,
مشكلات معده,
ناجوانمردانه,
نفخ,
نقدینگی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392
توی این سفیدی سرمای زمستان و هنرنمایی و برف افشانی پر و پیمون ننه سرما و رفتن ملت نهجیب ایران توی صف سبد کالا، من تا بالای سر خزیدم زیر پتو و شُر و شُر عرق میریزم. عرق کردنم نه از گرماست و نه از تب و نه از ریزش این روزهای بازار بورس، بلکه از داروهایی است که خانم دکتر صادقی، دختر خاله گرامیم برام تجویز نمود. یکی از داروها که خارجی هم هست وظیفهاش بهبود حرکت و باکتریهای روده است و همین دارو سیستم اتونوم بدنم را حساس و فعال کرد و باعث شد هر روز برم توالت و این برنامه برای من که توالتم را برای جلوگیری از افت دمای بدن با حمام یکی کردم سخته. خلاصه خوردن داروها را قطع کردم اما همچنان عرق میکردم فراوان. گفتم شاید اگر بروم توالت و بقایای داروها از بدنم دفع شود عرق کردنم قطع شود. اما فقط از شدتاش کاسته شد. باخودم فکر کردم شاید این نوعی حساسیت باشه، پس یه قرص آنتیهیستامین خوردم، خوشبختانه جواب خوبی داد و مقدار زیادی از آزاردهندگی عرق کردنم کاست اما همچنان عرق کردن ادامه دارد.
تهبندي: از اینکه پروندهی عرق کردنم ختم بخیر شده بود خوشحال بودم اما دوباره این داستان شروع شد تا قطع شدنش دلیلی باشه برای خوشحالی مجدد.
بابا مهرداد و پسرش امیرفرهاد زندی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
لينك،
عکس،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
آزار,
بازار بورس,
باکتری,
برف,
پتو,
پیر,
تجویز,
توالت,
حمام,
دارو,
زمستان,
سبد کالا,
صف,
عرق,
قرص,
ننه سرما,
هنر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392
بسلامتی اونقدر هوای شهرهامونو آلوده میکنیم که کار به تعطیلی مدارس کشیده میشه. تو پرانتز بگم خنده دارترین نتیجه این رویداد اینه که چند نفر آدمه ....... فیلشون یاد تعویض هندستون کرده. داشتم با همسایهمون که 1+12ساله رفته لندن تو فیسبوک حرف میزدم و بهش میگفتم: ارزانی انواع سوخت بزرگترین دلیل آلودگی هوای شهرهاست. خیلیها بیمورد ماشین سوار میشن و همهی ما با اندک سرد شدن هوا بخاریهامون را روشن میکنیم و فیتیلهاش را تا ته میکشیم بالا. همسایه قدیمی گفت: اینجا سوخت خیلی گرانه و ما خیلی کم از وسیلهی گرمایشی استفاده میکنیم و با لباس گرم و کیسه آبگرم خودمون را گرم میکنیم. به همسایهی قدیمی گفتم: استعمار پیر ملت خودش را اونطوری بارمیاره و ما را طلبکار از مملکت خودمون میکنه. اگه من کارهای بودم سوخت را اونقدر گران میکردم که ملت از خیر مصرفش بگذرن. این طرح هدفمندی برای همین امر آمده بود که متاسفانه غوز بالای غوز شد.
پسرفت: دوستان تا بازار بورس داغه برید و از یه کارگزاری بورس درخواست کد سهامداری کنید، بخدا رایگانه. الان حداقل خرید سهم صدهزار تومان شده. وارد بورس بشید معامله را یاد بگیرید و عمری ازش پول دربیارید. حداقل برید توی تالار مجازی بورس ثبت نام کنید و برای شناخت و تمرین، خرید و فروش الکی کنید.
در ادامه مطلب پیرامون چگونگی ورود به تالار بورس بیشتر بخوانید.
کتابهایی که خود شرکت بورس پیشنهاد به مطالعه کرده
مفاهیم پایه و مهم و پیش نیاز ورود به بورس را بشنوید
اطلاعات مهم مالی همه شرکتهای بورسی
فهرست شرکتهای کارگزاری بورس
سایت سازمان بورس و اوراق بهادار
چگونه در بورس سرمایه گذاری کنیم؟
بورس اوراق بهادار چیست؟ به زبان بسیار ساده، بورس اوراق بهادار یک بازار است، بازاری که در آن، انواع اوراق بهادار از جمله سهام شرکتها خرید و فروش می شود. شاید سوال کنید که خرید و فروش سهام شرکتها یا اصلا سرمایه گذاری در بورس، چه مزیتـی در مقایسه با سایر انوع سرمایه گذاری ها، مثل سپرده های بانکی و یا خرید اوراق مشارکت دارد؟ اولا وقتی که شما سهام شرکتی را خریداری میکنید، به نسبت سهم خود، در سود و زیان آن شرکت سهیـم شده اید، یعنی مثلا اگر شرکت در طول سال 40 یا 50 درصد سود داشته باشد، شما هم به نسبت سهمتان در این سود شریک خواهید بود، بنابراین، برای افرادی که بدنبال کسب سودهای بیشتر هستند، سرمایه گذاری در بورس در مقایسه با بانک یا اوراق مشارکت، جذابیت بیشتری دارد. البته باید به این موضوع هم توجه کرد که خرید و فروش سهام شرکتها در بورس، به همان میزان که امکان کسب بازدهی بیشتر را برای سرمایه گذار فراهم میکند، ریسک بیشتری هم دارد، چون همانطور که گفتیم، سهامدار یک شرکت هم در سود و هم در زیان شرکت سهیـم خواهد بود. دومین مزیت بورس هم است که شما با هر مبلغی، حتی با 100 هزار تومان میتوانید سهام بخرید و برخلاف برخی تصورها، هیچ محدودیتی در این خصوص وجود ندارد، درحالیکه مثلا برای سرمایه گذاری در ملک و ساختمان، سرمایه بسیار زیاد موردنیاز است. مزیت سوم هم این است که بورس، یک بازار قانونی، شرعی، مطمئن و تحت نظارت است و همین حمایت قانونی، میتواند موجب اطمینان خاطر سرمایه گذاران باشد. آخرین مزیت بورس هم این است که شما هر وقت که به پول نیاز داشتید، میتوانید سهام خود را به قیمت روز، بفروشید و این، یعنی قابلیت نقدشوندگـی بالا در بورس، مزیتی که شاید در سایر فرصتهای سرمایهگذاری مثل زمین و ساختمان وجود نداشته باشد.
من هم می توانم؟ همه افرادی که به سن قانونی (18 سال) رسیدهاند، میتوانند در بورس سرمایهگذاری کنند. فقط لازم است قبل از ورود به این بازار، با اصول و مفاهیم سرمایه گذاری در بورس آشنا شوند. خبر خوش دیگر هم اینکه در حال حاضر، امکان سرمایه گذاری در بورس برای همه افراد، با درجه ریسک پذیری مختلف وجود دارد، برای مثال، افرادی که خیلی علاقهمند به پذیرش ریسک نیستند میتوانند ازطریق صندوقهای سرمایهگذاری و یا خرید اوراق اجاره، وارد بورس شوند، افرادی که توانایی پذیرش ریسک بیشتری را دارند هم میتوانند بطور مستقیم، سهام خرید و فروش کنند.
اولین گام در بورس چیست؟ اولین گام برای سرمایهگذاری در بورس، مراجعه به یکی از شرکتهای کارگزاری بورس در سراسر کشور و دریافت کد سهامداری است. پس از دریافت کد سهامداری، شما میتوانید به یکی از روشهای زیر، سهام و سایر اوراق بهادار را در بورس خرید و فروش کنید: - مراجعه حضوری به شرکت کارگزاری و ارائه سفارش خرید/فروش اوراق بهادار بصورت حضوری - ارائه سفارش خرید یا فروش اوراق بهادار به کارگزار، بصورت تلفنی - خرید و فروش آنلاین (برخط) سهام، ازطریق اینترنت، بدون نیاز به مراجعه به کارگزار در هر صورت، اولین گام عملی برای ورود به دنیای بورس، مراجعه به یکی از شرکت های کارگزاری بورس است.
چرا تالار مجازی بورس؟ همانطور که گفتیم، وقتی فردی سهام شرکتی را در بورس خریداری میکند، به نسبت سهم خود، در سود و زیان شرکت سهیم خواهد شد، بنابراین سرمایهگذاری در بورس در مقایسه با سرمایهگذاری در بانک و یا اوراق مشارکت، هم احتمال کسب بازدهی بیشتری را دارد و هم ریسک بیشتری را متوجه سرمایهگذار میکند. برای اینکه ریسک سرمایه گذاری در بورس کاهش یابد، لازم است فرد قبل از ورود به این بازار، با اصول و مبانی خرید و فروش سهام در بورس آشنـا شود. تالار مجازی بورس ایران، با شبیه سازی فضای واقعی بورس، این امکان را برای شما فراهم میکند که بدون نیاز به پول و بدون آنکه ریسکی را متحمل شوید، سرمایهگذاری در بورس را در فضای مجازی (و البته با اطلاعات واقعی) تجربه کنید و هر زمان که دانش و مهارت لازم در این خصوص را کسب کردید، قدم در دنیای واقعی بورس بگذارید، در واقع تالار مجازی بورس ایران دروازه ورود به دنیای بورس است. پس بدون کمترین نگرانی، عضو تالار مجازی بورس ایران شوید و مهارت خود را در سرمایه گذاری، محک بزنید. موفق باشید.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
بازار بورس,
بخاری,
تالار مجازی بورس,
تعطیلی مدارس,
چگونگی ورود به تالار بورس,
خرید و فروش,
خنده دار,
رویداد,
سوخت,
طلبکار,
غوز,
فیتیله,
فیسبوک,
فیل,
کارگزاری بورس,
کد سهامداری,
لباس گرم,
لندن,
وسیله گرمایشی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 دی 1392
یکی از دوستان پیام داد که: این لینک را بخوان و شرکت کن.
در اون لینک این مطلب هست: مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد تصمیم دارد به مناسبت روز جهانی " ما "12 آذر( روز جهانی معلولین) امسال تعدادی از آرزوهای من و شما را برآورده کند.
من هم مطلب زیر را براشون ارسال نمودم:
آرزوی من دو بخش داره: 1- عمومی. 2- شخصی.
1- آرزوهای عمومی من:
1-1- برگزاری کلاسهای آموزشی مقدماتی و تکمیلی معاملات بورس اوراق بهادار در مجتمعهای توان بخشی، برای معلولان.
1-2- دادن وام یکساله به دوستانی که کلاسهای آموزشی مقدماتی و تکمیلی معاملات بورس اوراق بهادار را در مجتمعهای توان بخشی با موفقیت گذراندهاند.
1-3- ورود دوستان معلول بعد از گذراندن دورههای لازمه به آسانترین و پرسودترین کسب و کار آنلاین: بازار بورس اوراق بهادار.
1-4- استقلال مالی دوستان معلول از راه کسب سود از بازار بورس در حد تشکیل خانواده.
1-5- ایجاد سایتی، مخصوص ثبت آگهی ازدواج دوستان معلولی که تمایل با ازدواج دارند.
1-6- ایجاد مرکزی برای دیدار و آشنایی معلولان خواهان ازدواج تحت نظارت مشاوران مجرب.
1-7- ازدواج دوستان معلول و تشکیل خانه و خانوادهای مستقل.
2- آرزوی شخصی من:
1- رسیدن عرایض بنده به سمع و نظر افرادی که بتوانند منشع خیر باشند.
پايانه: عصر تاسوعا به خواهرم گفتم: امروز امیرفرهاد 72 روزه که بدنیآ آمده. خواهرم گفت: چه مناسبتی!؟ آدم یاد 72 یار امام حسین میافته.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
اقتصادی،
لينك،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
72 یار امام حسین,
آگهی ازدواج,
آموزشی,
پرسودترین,
تاسوعا,
تکمیلی,
توان بخشی,
رعد,
روز جهانی معلولین,
شخصی,
عمومی,
لینک,
مجتمع,
مشاوران مجرب,
معاملات بورس اوراق بهادار,
مقدماتی,
نیکوکاری,
وام,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 آبان 1392
عصر دهم شهریور، مادر امیرفرهاد را بردیم زایشگاه، پذیرش و بستری نمودیم. شب من برگشتم خانه، اما خواهر من و همسرم اونجا ماندن. ساعت 6ونیم صبح خواهرم زنگ زد و گفت: دعا کن زودتر زایمان انجام بشه وگرنه کار به جراحی میکشه. بعد اتمام مکالمه، برای طبیعی انجام شدن زایمان و سلامتی همسرم و فرزندم دعا کردم و نذر کردم مبلغی برای سلامتی همهی مادرها و بچهها هدیه بدیم به بچههای مورد حمایت موسسهی محک. کمی از ساعت هفت گذشته بود که خبر دادند: امیرفرهاد ساعت هفت و یک دقیقه به صورت طبیعی دنیا آمد. دوست داشتم همسرم خودش هدیهی بچههای محک را تقدیم کنه، پس کمی صبر کردیم تا اینکه همسرم به بانک رفت و نذر من و نذر خودش را روی هم تقدیم بچههای محک نمود. قبلا هم بخاطر لطف و عنایت خدا و بخشیدن امیرفرهاد بهمون یه هدیه کوچولو دیگه به بچههای محک داده بودیم. از خدای مهربان سپاسگزارم که قدرت کمک به همنوع را بهمون داده. از خدای بخشنده تشکر میکنم که بیست برابر هدیه اولمان به بچههای محک را فوری بهمون بازگرداند.
پاورقي: اول اینو ببینید: عکس شش ماهگی منه. نمیدونم در این عکس چند ماه دارم اما احتمال زیاد زیر یکسالم باید باشه. حالا مقایسه کنید عکس امیرفرهاد را با عکسهای من و ببینید شبیه من هست یا ......
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
معارف اسلامی،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
امیرفرهاد,
بانک,
بستری,
پذیرش,
جراحی,
خواهر,
زایشگاه,
عکس,
کمک به همنوع,
مادر,
محک,
نوزاد,
هدیه,
همسر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
چند سال پیش داداشم برام تعریف میکرد: همکارش عاشق طبیعت و کوه نوردیه و مدام درحال صعود به قلل مختلف ایرانه. یهو فکری به ذهنم رسید و به داداشم گفتم: به دوستت بگو هر وقت به قله دماوند صعود کرد، یه تکه سنگ از قله برام بیاره. بنظر من گرانبهاترین سنگی که ممکنه تو ایران یافت بشه همینه. آخه دماوند نشانیست که توی تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران نقش پر رنگی داره و همواره یادآوره استقامت و بلندی و شکوه بوده. خلاصه این داستان چند سالی بود که فراموش شده بود، تا اینکه داداشم آمد پیشم و گفت: چند روز پیش دوستش درحالی که تو راه کتف و شانهاش آسیب میبینه به دماوند صعود کرده و برات از اون بالا برات گوهر آورده و داده که بدمش بهت. سنگش اندازهی یه گردوی کوچکه، با سنگیهایی که آدم از کوه به ذهنش میاد بسیار تفاوت داره و جرم حجمیش کمه. بسیار گوگردیه، دو رنگ سیمانی و سفید متمایل به کرم داره. و بسیار ترد و خرد شونده است. برای قدردانی و تشکر زنگ زدم به دوست داداشم، میگفت: با اونهمه دردی که داشتم، تا رسیدیم بالای قله، اولین کسی که به یادم اومد تو بودی، برای همین فوری به دوستانم گفتم: بگردین یه تکه سنگ پیدا کنید من باید ببرم برای کسی. چند دقیقهای از کوهنوردی و دماوند و راههای سخت و آسان صعود بهش حرف زدیم. یه نکته جالب که از توی عکسهای اینترنتی قلهی دماوند کشف کردم اینه که دوتا بزکوهی در قله دماوند مردن و مثل مومیایی خشک شدن و تو خیلی عکسهای کوهنوردان هستند. اینو که به دوست داداشم گفتم، در جواب بهم گفت: درسته، بنظر میاد این دو بز راهشون را گم کردن و به دلیل گرسنگی و شرایط بد جوی و درجه بالای گوگردی بودن فضا اون بالا مردن و همین شرایط باعث حفظ لاشهی اونها شده.
پيوست: جای بسی خوشحالیه که همه مثل من فکر نمیکنند و همهی کوهنوردان دوستانی مثل من ندارن که سفارش سنگ قله بدن وگرنه تا حالا ارتفاع قلل ایران نزدیک به سطح دریا بود.
شکر خدا حال پسرم و مادرش خوب است. خوشبختانه حال خودم هم خوب است. گفته بودم کرخت و سست و بیحال و حوصله هستم، دلیلش یکی از داروهایی است که دکتر برای رفع عفونت داده. اینو با جستجوی تو نت فهمیدم.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
سیاحت،
عکس،
تاریخ،
:: برچسبها:
بزکوهی,
تعریف,
تکه سنگ,
جرم حجمی,
حفظ لاشه,
داستان,
راههای سخت و آسان صعود,
سفارش سنگ,
شرایط بد جوی,
صعود به قلل مختلف ایران,
عاشق طبیعت و کوه نوردی,
عکسهای اینترنتی,
قله دماوند,
گوگردی,
گوهر,
مومیایی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 19 مهر 1392
صبح روزی که با عمو فرهاد پسرم میرفتیم شناسنامهی امیرفرهاد را بگیریم، برام از طرف ثبت احوال پیامکی آمد که توش میگفت قدم نو رسیده مبارک، بردید براش شناسنامه بگیرید!؟. بعد اینکه تو ثبت احوال بخاطر ثبت نام پسرم رفتیم پیش رییس ثبت احوال، به آقای رییس گفتم: من از سیستم شما گلایه دارم، شما که اینقدر آگاهی دارید که برای من اول وقت پیامک میفرستین، باید جای پیامک، اصل شناسنامه بفرستین درب منزل. البته چون وقت کم بود و رییس هم تازه از مرخصی بخاطر عمل قلب باز به سرکار برگشته بود همه چیز زود جمع شد. وقت خروج بعد تشکر به آقای رییس گفتم: روزی صدهزار بار بخاطر همین سلامتی که داری خدا را شکر کن، خیلی از ما نخاعیها هربار توالت رفتنمون برامون مردن و زنده شدنه، البته این مال افرادیه که میتونن برن توالت، اونایی که روی تخت اجابت مزاج میکنند هر لحظه براشون هزار بار مرگ ناتمامه.
تهبندي: بنظر من کار صدور شناسنامه باید از زایشگاه شروع بشه، تو فرمهایی که پر میکنن باید فرم نامگذاری هم باشه تا از مبدا جلوی کار اضافه گرفته بشه.
به شکر خدای بخشنده و مهربان حال هرسهمون خوبه. شکر خدا زردی پسرم کم شده و ایشالله همین روزا رفع میشه.
چند جای امیرفرهاد را پشه خورده بود، منم فوری برای مادر و فرزند از این پشه بندها سفارش دادم آوردن.
یه مقدار متنابهی مورچه تو منزلمون داشتیم که اوناهم با این دستگاه فراری شدن.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
تجربه،
تکنولوژی،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
امیرفرهاد,
پشه بند,
پیامک ثبت احوال,
دفع حشرات,
روی تخت اجابت مزاج,
رییس,
زایشگاه,
سوسک,
سیستم,
شکر,
شناسنامه,
صدور شناسنامه,
عمل قلب باز,
عمو فرهاد,
قدم نو رسیده مبارک,
گلایه,
مورچه,
نخاعیها,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 شهریور 1392
امروز شنبه عمو فرهاد جانه پسرم و داداش خوب خودم نرفت سرکار و آمد دنبالم تا باهم بریم برای پسرم شناسنامه بگیریم. بعد از حضور در سازمان ثبت احوال و تکمیل مدارک، خانمی جوان و مهربان، مدارک را ازما گرفت و گفت: شما اینجا منتظر بمانید، من کارهاتون را انجام میدم و شناسنامه را میگیرم و میارم تحویلتون میدم. بعد نیم ساعت خانمه رفت و مدارکمون را آورد و گفت: مامور ثبت میگه: اسم انتخابی شما تو لیست ما نیست و باید اسمی دیگه روی فرزندتان بگذارید. من جوش آوردم و به خانم مهربان گفتم: خطاب من به شما نیست به سازمان است، من باید اسم فرزندم را انتخاب کنم یا ثبت احوال؟؟ داشتم کلا داغ میکردم که مسئول اطلاعات آمد و گفت: برو طبقه سوم پیش رییس. به آقای رییس گفتم: بعد از اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: با این روند کنونى اگر ما پیش برویم کشور پیر خواهد شد. خانوادهها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. ما در راستای محقق شدن اهداف متعالی مقام معظم رهبری و خشنودی ایشان، اطاعت امر نمودیم و اقدام تولید مثل نمودیم حالا حق انتخاب نام دلخواه خودمون را نداریم؟ چرا؟ چون تو لیست ثبت نیست؟ این همه اسم اجقوجق هست ولی اسم به این قشنگی نیست؟ مشکل داره؟ به آقای رییس ثبت گفتم: من این نام را انتخاب کردم و فقط همین نام را روی فرزندم میگذارم و ولاغیر. آقای رییس گفت: قبول دارم که اسمهای ناجور خیلی زیاده و اسم فرزند شما مشکل نداره و زیباست، شما عصبانی نشو تا مشکل را حل کنیم. آقای رییس زنگ زد به ثبت احوال کل و شرح حالی ازم برای مسئولی که میگه چه نامی مجاز و یا غیر مجازه گفت، اوشان هم گفت: من تو لیست نگاه کردم، ممنوعیت برای این نام نیست. آقای رییس دستور داد شناسنامه پسرم را بدون نوبت صادر کنند. بعد تشکر و قدر دانی اتاق اوشان را ترک کردیم و بعد نیم ساعت انتظار شناسنامهی آقا امیرفرهاد زندی را دریافت کردیم و به خانه برگشتیم.
پايانه: برای انتخاب نام، اسمهای خیلی زیادی را برسی کردیم اما فقط نام کسی را که از همه بیشتر دوستش دارم را برازندهی پسرم یافتم.
چون اسم پسرم تو لیست سازمان ثبت احوال نبوده به احتمال قریب به یقین باید فرزندم یگانه امیرفرهاد دنیا باشه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
ازدواج معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
اجقوجق,
اداره,
اسم,
امیرفرهاد زندی,
برازنده,
تولید مثل,
ثبت احوال,
داداش خوب,
رییس,
سازمان,
شناسنامه,
عصبانی,
عمو فرهاد,
مامور,
مدارک,
مقام معظم رهبری,
نام,
|
 نویسنده :
 تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392
خدای بخشنده و مهربانم، هزاران هزار بار ممنونتم که با بخشیدن فرشتهای الهی به ما دل من و همسرم و خانوادههامون و دوستاهامون را شاد کردی. خدای خوبم تمام تلاشمان را میکنم تا هدیهات را همانگونه الهی که دادی، پرورش دهیم.
خوشبختانه حال مادر و نوزاد خوب است.
پسرم یه کوچولو زردی داره که ایشاالله به زودی با دارو رفع میشه.
پنج شنبه با عمو فرهاده پسرم رفتیم برای دریافت شناسنامه، اما ثبت احوال تعطیل بود.
ایشاالله شنبه با عمو فرهاد عزیز و مهربان که من خیلی چیزهام به او مدیون هستم میریم برای دریافت شناسنامهی پسرم، ایشاالله بعد دریافت شناسنامه اسم فرزندم را اینجا مینویسم.
پيآمد: از پیامهای تبریک و ابراز لطف همهی دوستان بزرگوار ممنونم، ایشاالله منم به زودی به شما همین تبریک را بگویم.
ایشاالله بعد از اینکه پسرم بسلامتی از چله در بیاد عکسش را خواهم گذاشت.
همه چیز درباره زردی نوزاد
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
معارف اسلامی،
ازدواج معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
اسم,
پسرم,
تبریک,
تعطیل,
ثبت احوال,
خدا بخشنده و مهربان,
دارو,
زردی,
شناسنامه,
عمو,
فرزندم,
فرهاد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
 نویسنده :
 تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392
نقش اینترنت در زندگی افراد مبتلا به آسیب نخاعی
مقالات چهارمین کنفرانس اینترنتی پرستاری و آسیب نخاعی
پیشگیری از زخم بستر
نقش پرستار در تیم توانبخشی
تغذیه در بیماران ضایعات نخاعی
استئو پروزیس در بیماران نخاعی
پرستاری اورژانس در آسیبهای نخاعی
اصول مراقبت در زنان باردار دارای آسیب نخاعی
نقش پرستاران در تيم توانبخشي و همكاريهاي تيمي
نکاتی درخصوص ارتباط درمانگر با بیمار و خانواده آسیب نخاعی
آشنایی پرستاران با رژیم غذایی مناسب افراد دچار آسیب نخاعی
شیوع و عوامل خطر زای کمر درد در پرستاران: مروری سیستماتیک
روشهای تشخیصی و مراقبت های پرستاری آن در ضایعات نخاعی
مراقبت هاي پرستاري بعد از عمل در ضايعات نخاعي و ستون فقرات
آموزشهای پرستاری در اختلالات جنسی مردان دچار ضایعه نخاعی
آموزش نحوه مراقبت از خود و پيشگيري از عوارض ناشي از قطع نخاع
یوگا درآب، روشی برای ارتقاء کیفیت زندگی مبتلایان به ضایعات نخاعی
مراقبت های پرستاری در رویارویی با مشکلات دستگاه ادراری-تناسلی
شاخص ترین عوارض پرستاران و مراقبین بیماران نخاعی و پیشگیری از آنها
ارزیابی سیستم ها و اجزای تله مدیسین جهت بهبود کیفیت مراقبت از بیمار
بررسی رابطه بین آسیب طناب نخاعی و
افسردگی ( با تاکید بر مراقبت پرستاری)
بررسی نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان
ساسان در خصوص آسیب نخاعی
تغذیه مناسب بعد از بروز آسیب های نخاعی و
تاثیر آن در بهبود شرایط جسمی بیماران
مراقبت هاي پرستاري در هنگام بروز ناراحتي هاي
قلبي عروقي در افراد دچار آسيب نخاعي
نقش دانش و عملکرد پرستاران جهت کاهش
زخم های فشاری در بیماران دچار آسیب نخاعی
خدمات توانبخشی، بازتوانی و نقش پرستار در مرحله
حاد و پیشگیری از عوارض ضایعات نخاعی
نگاهي بر پاتوفيزيولوژي، فاكتورهاي زمينه ساز، عوامل خطرساز و
پيشگيري و درمان زخم هاي فشاري
ترجمه و بررسی روايي و پايايي شاخص تعیین درد شانه در
افراد استفاده کنند از صندلی چرخدار (WUSPI)
مراقبت های پرستاری موثر در درمان و پیشگیری زخم فشاری در
بیماران آسیب نخاعی: مروری سیستماتیک
مروري بر آناتومي فيزيولوژي دستگاه گوارش،
بررسي اختلالات شايع گوارشي در ضايعات نخاعي و مراقبت هاي پرستاري
فهرست خواندنيهاي كوتاه آسيب نخاعي
انرژی درمانی، ليزر درمانی و... در آسيب نخاع
بالابرهاي سقفي مخصوص اتاق خواب
بالابرسقفي براي حركت بين دستشويي و اتاق وخواب
بالابرسقفي جذاب
بالابرسقفي مخصوص استفاده در حمام
بیست توصیه براي افراد دچار آسيب نخاعي
پشتي نگاهدارنده
پمپ باد مخصوص لاستيكهاي ويلچر
تسمه مناسب سازي شده براي ساق پا
به منظورنشستن راحت تر
چاقوي قابل تنظيم براي افراد تتراپلژي
چگونگی رفتار با یک فرد نخاعی
حمام مناسب سازی شده با استفاده از یک دیواره ی شیشه ای
دربازكن قوطي هاي كنسروويژه افراد تتراپلژي
دستگيره مناسب سازي شده براي تلفن همراه
دسته فرمان مناسب سازي شده براي هنگام حركت
دسته فرمان مناسب سازي شده براي ويلچربرقي
سئوالات رايج پيرامون آسيب نخاع
قطعه اي مخصوص براي تلفن زدن وتايپ كردن افراد دچار آسيب نخاعي
قلاب آلومينيومي
طراحی و ساخت دستگاه هوشمند ایمن بد سور
كاربا رايانه بدون دخالت دست
كنترل كننده هاي شتاب وترمزدرميني ون هاي مناسب سازي
لاستيك هايي جذاب وپره هايي زيبا براي چرخهاي ويلچر
ليوان با دسته بزرگ ويژه افرادتتراپلژي
ماشين اصلاح ويژه افرادنخاعي
ماوس مناسب سازي شده
معلولان با پاهاي روباتيك راه مي روند
مناسب سازي دسته كنترل درويلچرهاي برقي
مناسب سازي ظروف ماكروفر
مناسب سازي قلم براي ايجاد امكان نوشتن با دهان
مناسب سازي ميزغذاخوري
ميز ويلچرمناسب سازي شده
براي افراد دچار آسيب نخاعي
نگهداشتن وجابجايي بچه روي پاها
وسايلي براي حفاظت ازدندانها
يك تجربه در زمينه تعمير تشك روهو
يك چراغ قوه كوچك براي افراد ناتوان
يك كيف مناسب براي ويلچر
يك ليوان بزرگ و نگهدارنده آن مخصوص افراد تتراپلژي
هشداردهنده براي مراقبين در موقع مسافرت
هم زن برقي مناسب براي افرادي كه دست آنان ناتوان است
همزن برقي ويژه افراد تتراپلژي
فهرست کتابهای آسیب نخاعی(خریدنی)
کتاب تنفس طلایی
آنچه که یک فرد نخاعی باید بداند
اطلس تصویری
شناخت، پیشگیری و درمان بیماری های ستون فقرات
تغذیه در بیماری های مغز و اعصاب
اصلاحات خانه برای توان خواهان جانبازان ،معلولین و سالمندان
بررسي وسايل جابجايي افراد با ناتواني حركتي بين دو سطح ناپيوسته
تمرینات ورزشی ویژه جانبازان و معلولین دارای ضایعات نخاعی
راهنمای مسائل جنسی در ضایعات نخاعی
ارگونومی در توانبخشی و مراقبت های بهداشتی
علل و درمان دردهای ستون فقرات
حرکت های ورزشی برای جانبازان و معلولین
آموزش و درمان اختلالات جنسی در افراد ضایعه نخاعی
تحلیل هزینه های اجتماعی و درمانی آسیب نخاعی
ضایعات نخاعی شناخت مداد و درمان مراقبت و نگهداری
پیشگیری از مشکلات پزشکی ثانویه پس از آسیب نخاعی
دسترسی الکترونیک برای افراد کم توان
توانبخشي جامع ضايعه نخاعي
کتاب راهنمای افراد مبتلا به آسیب نخاعی
راهنمای کامل آموزشی برای مراقبان ، خانواده و بیماران
توانبخشی مبتنی بر جامعه رسانه و معلولیت
کنوانسیون بین المللی حقوق معلولان و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان
چگونگي تعامل با افراد معلول
حمایت از اشخاص دارای معلولیت در نظام بینالمللی حقوق بشر
افسردگی در بیماران با آسیب نخاعی
یبوست در افراد نخاعی
آشنایی با افراد دچار آسیب نخاعی
راهنمای کلاس بندی پزشکی ورزشی ضایعات نخاعی
راهنمای مربیگری سطح یک تنیس روی میز کمیته پاراالمپیک IPTTC
تعذیه ورزشکاران جانباز و معلول
راهنمای آموزش آمادگی جسمانی
راهنمای آزمون های آمادگی جسمانی (براکپورت)
آموزش دو و میدانی ورزشکاران معلول ویلچری
وسايل کمکي براي افراد با ناتواني جسمي
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
لينك،
تجربه،
جنسی،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
آموزشهای پرستاری,
اختلالات جنسی مردان,
ارتقاء کیفیت زندگی,
افسردگی,
بالابرهاي سقفي,
پرستاري,
تعمير تشك روهو,
توانبخشي,
درد شانه در افراد استفاده کنند از صندلی چرخدار,
درمان زخم هاي فشاري,
زخم بستر,
سئوالات رايج,
قلبي عروقي,
کنفرانس,
ليزر درمانی,
مراقبت از زنان باردار,
مقالات,
یوگا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
در بهمن ماه گذشته در مطلب: دوباره عینک دوستی که وبلاگ: بازی وبلاگی پرواز با هزار تومانی را مینویسه پیام داده بود که: سلام رفیق. یک بازی وبلاگی شروع شده. در حقیقت ترویج عشق و روحیه همیاری و کمک به کودکان مبتلا به سرطان. تو هم این خوب اگر دل بزرگت هوای بازی کرده است در اینجا : به ما بپیوند و همبازی ما شو و تنها با یک هزار تومانی تا خدا پرواز کن …
در پاسخ به این دوست بزرگوار گفتم: بنده هم در بهمن88 همین کار خدا پسندانه را عملی ترویج میکردم. اتفاقا چندی پیش نذر کردم که اگر خدا عنایت نماید و فرزندی به ما عطا کند در اولین فرصت مبلغ صدهزار تومان بریزم به حساب کودکان محک. از زمانی که به لطف و رحمت خدای بزرگ همسرم باردار شد، وجدانم برای ادای دینم بشدت در عذاب بود، تا اینکه بالاخره فرصتی پیش آمد و اینطوری بدهیم به خودم را پرداخت نمودم.
پسينه: هر کاری که برای به رخ دیگران کشیدن و ریا باشه زشت و ناپسنده، اما این داستان در امر نیکوکاری صدق نمیکنه. برای توصیه به نیکوکاری اول باید خودمون انجامش بدیم، و برای ترویج اون اصلا بد نیست که این یک مورد را به رخ دیگران بکشیم تا دیگران ببینند و بیاموزند و به نیازمندان کمک نمایند، همیشه بهترین راه آموزش شیوهی عملی آنست.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
آموزش,
ادای دین,
پرواز با هزار تومانی,
ترویج,
ریا,
زشت و ناپسنده,
عشق,
عملی,
کار خدا پسندانه,
کودکان مبتلا به سرطان,
محک,
نذر,
نیکوکاری,
همیاری,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392
شش ماه اوله بعد ازدواجمون هرکسی دعای خیر میکرد که: ایشالله خدا بهتون بچه بده، کلی خوشحال میشدم. البته خودم هم هیچ وقت کم کاری نکردم و همیشه بعد نماز از خدا برای خودم و همه کسانی که خواهان بچهدار شدن هستند طلب فرزندی سالم و صالح میکردم و میکنم. با گذشت زمان و به بار ننشستن دعاها، کم کم تکرار این دعا از زبان هر کسی برام خوشحال کننده که نبود هیچ، داشت آزار دهنده هم میشد. خوشبختانه لطف خدا زود شامل حالمان شد و دعاهای ملت جواب داد و ما به خواستمان رسیدیم. از اینجا به بعد را به سبک روضه بخوانید: همهی اینارو گفتم، تا دلت را ببرم پیش اون دلسوختهای که، چند ساله شبها تا صبح بیداره و با دعا و گریه، پناه به درگاه امن الهی میبره، میدونی چرا؟ الان بهت میگم: آخه بچه دار نمیشه. شب و روز مدام از خدا خواسته، اینهمه دوا درمانی که میکنه مفید واقع بشه و خدا بهش فرزندی بده تا با او شادی به دل و زندگیش بیاد. حالا میخوام یهچیز بگم دلت بسوزه: آخ امان از حرف مردم و گوش ناشنوا!! هر کسی میشناختش بهش میگفت: بابا، تو که نیاز به گریه و دعا و دوا و درمان نداری، تو برای بچه دار شدن نیاز به همسر داری. اما اون که گوش شنوا نداشت، مرتب با صدای بلند بهشون میگفت: چی میگیی؟؟
پاپوش: آدمی که نتونه با داشتههاش در زمان حال شادی را حس کنه، قطعا در آینده هم نمیتونه با بدست آوردن چیزهای جدید به شادی برسه.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آزار,
بچه,
حرف مردم,
دعای خیر,
دلسوخته,
دوا و درمان,
سبک روضه,
صالح,
گذشت زمان,
گریه,
گوش,
لطف خدا,
ناشنوا,
نماز,
نیاز به همسر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392
مطالب چند هفتهی گذشته زمینه چینیهایی بود تا امروز برسم به اینجا که بگم: در یکسال گذشته برای من و همسرم کلی شادی و اندکی دلخوری پیش آمد که در این مطلب به مهمترینش میپردازم:
از روز اول به همسرم میگفتم: بعد اینهمه مدت، بهتره برای مشاوره و راهنمایی گرفتن بری پیش یه دکتر متخصص و شرح حالت را بگی، تا ببینیم برای باردار شدن چی بهت میگه؟؟
همسرم در جواب به این خواستهی من میگفت: باشه، بعد فلان روز، بعد فلان مراسم، این اوخر میگفت: بعد عید نوروز. این رفتارش باعث دلخوری من شده بود و حسابی منو کج خلق و غرغرو کرده بود، منم در پاسخ به هرچه که همسرم میگفت و هرچیزی که میخواست، میگفتم: ایشالله بعد نوروز.
بعد مراسم روز جهانی معلولان در برج میلاد، یهروز صبح همسرم آمد کنار تختم و گفت: یکم برو اونرتر بشینم کنارت، میخوام خبری که خیلی دوست داری و منتظرش بودی را بهت بدم. در حالی که داشتم میرفتم کنار گفتم: لازم نکرده، بذار باشه بعد نوروز بگو.
همسرم نشست کنارم و گفت:
دیگه نمیخواد اصرار کنی برای مشاوره برم دکتر.
دیگه نمیخواد نگرانه اطاعت از امر ولیامرمسلمین جهان در راه نجات کشور از سالخوردگی باشی.
دیگه دلیل نداره برای ورزش نکردنم غر بزنی بجونم، چون دلیل داره که صبحها نمیتونم پاشم برم باشگاه.
تازه، دلیل اینکه چرا وقت برگشتن از برج میلاد حالم بهم خورد را فهمیدم.
دلیل اینکه چرا اون روز مشکل دفع ادرار پیدا کرده بودم را فهمیدم.
دلیل اینکه چرا بعضی وقتها نمیتونم جلوی خوردنمو بگیرم را فهمیدم.
گفتم: خوب بگو ببینم چیه دلیل اینهآاا؟
همسرم گفت: دلیلش اینه که تو داری پدر میشی.
با خونسردی تمام گفتم: برو بابآاااااااا، الکی میگی؟
گفت: نه بخدا راست میگم.
گفتم: از کجا فهمیدی؟
گفت: دیدی امروز زودتر پاشدم، با بیبیچک آزمایش کردم.
گفتم: من دوتا بیبیچک گرفته بودم که قبلا استفاده شد، دیگه بیبیچک نداشتیم!؟
گفت: دیروز که رفته بودم بیرون گرفتم.
گفتم: برو بیار ببینمش.
رفت و آوردش و نشونم داد.
بهش گفتم: نه خیر این دوتا خط یعنی منفیه و خبری نیست.
همسرم گفت: نه بخدا، یعنی مثبته، مهرداد تو به آرزوت رسیدی و داری پدر میشی.
اینجا بود که پر از حسهای قشنگ شدم، دلم لرزید و زدم زیر گریه.
تهبندي: خدای خوبم: سپآاااس برای دادهآ و ندادههآت. ممنون که همه چیز را به وقتش بهم میدی. البته، تو پرانتز بگم که از نگاه زمینیه من، انگار نمایشگر وقته برآورده شدن آرزوهای من یه مقدار متنابهی عقبه، اما کلی جای شکر داره که خواب نیست.
حرف من با بچهام از زبان مولانا جلال الدين محمد بلخي:
اندر دل من مها دلافروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
۱۰ راه جالب خبر دادن بارداری به اطرافیان
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
جنسی،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
بارداری,
باشگاه,
برآورده شدن آرزوها,
برج میلاد,
بیبیچک,
داری پدر میشی,
دکتر متخصص زنان,
دلخوری,
راه,
سالخوردگی,
سقف,
شادی,
شرح حال,
غرغرو,
مشاوره,
مولانا جلال الدين محمد بلخي,
نجات کشور,
ولیامرمسلمین,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 فروردین 1392
یا مُقّلِبَ القُلُوبِ والأبصار: ای گرداننده دلها و دیدها
یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ وَالنَّهار: ای پدیدآورنده روزها و شبها
یا مُحَوِّلَ الحَوْلِ وَالأحوال: ای تغییر دهنده سالها و حالات بندگان
حَوِّل حالَنا إلی أحْسَن الحال: حال ما را به بهترین حالات تغییر ده
سال نو و عید زیبای نوروز بر شما مبارک و خجسته.
ایشالله همیشه مثل بهار سبز و شکوفا باشید.
سالی پر از توأم و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم.
درضمن: سال گذشتهتون مبارک بادبادک.
:: موضوعات مرتبط:
شاد زیستن،
طنز،
معارف اسلامی،
:: برچسبها:
القُلُوبِ,
اللَّیلِ,
النَّهار,
بهار,
خجسته,
سال نو,
عید,
مبارک,
مُحَوِّلَ,
مملو,
نوروز,
|
 نویسنده :
 تاریخ : چهارشنبه 30 اسفند 1391
هفتهی پیش عرض کردم که، هنوز یکسال نشده باهمسرم زیر یک سقف زندگی میکنیم، امروز باید عرض کنم که، سال پیش در همین هفتهی آخر سال بود که من و همسرم از خانوادههامون جدا شدیم و به لطف خانوداههامون زندگی مشترک زیر یک سقف را آغاز کردیم. سال جاری یا بقول دری زبانها، سال روان برامون اتفاقهای جالب و شیرین و خوشایند داشت: اول سالی با کلی تعجب همسایهمون را در اولین عید دیدنی متاهلی منزل پدر خانمم دیدم، تازه اون که خوب بود، چون تعجب آورترین کمد دیواری دنیا را در منزل پدر خانمم دیدم. یه پیشنهاد انقلابی در کمال هوشمندی برای هدفمندی یارانهها به ذهن و زبانم آمد. از اخلاق و رفتار متاهلی خودم گفتم. یه افسانهای محلی در مورد رعد و برق شنیدم. من و همسرم بجای پارک و سینما و رستوران رفتیم خونهی بابام. کلی بکن و نکن کردم. برای مهمونی افطاری که دعوت بودیم کلی ویلچر رانی کردم. پدرم نتیجهی20سال معلول داریش را دید. نتیجهی آبرو جمع کردنم تو خدمت سربازی را دیدم. با خانواده همسرم رفتیم مسافرت و سفرنامه (1) و سفرنامه (2) را نوشتم. از درگیری و مزاحمت نسیم خانم گفتم. یه جوان را دوچار تحولات کردم. صحنهی سخیف و مستهجنی که در یک سریال بود را فاش کردم. به رابطهی ژنتیکی ایرانیها و آلمانها پی بردم. فهمیدم چگونه روی ویلچر بنشینیم بهتره. راهنمای ازدواج با معلول قطع نخاع شدم. برادر داماد بودن را تجربه کردم. برای کسانی که میخوان ازدواج کنند آگهی ازدواج و همسریابی دادم. برای رفع سرماخوردگیم خود درمانی کردم. برای گرامیداشت روز جهانی معلولین رفتیم برج میلاد. پیشنهاد برگزاری مسابقه معلول خوشبخت کیست؟ را دادم. خبر ساخته شدن میکروکامپیوتری برای گام برداشتن و واکر ویژه بیماران ضایعه نخاعی را شنیدم. نکاتی پیرامون رفتار با کسی که آسیب نخاعی دیده را خواندم. باز هم خبرهایی از درمان با سلولهای بنیادی شنیدیم. بهترین خبر از بهترین شیوهی ترمیم نخاع را شنیدیم. فتنهی اقتصادی را افشا کردم. دوباره به عینک نیاز پیدا کردم. فراموشکاریم موجب شد فکر کنم پدر نشده سالمند شدم. پیش درآمد فصلی تازه در زندگیمون را گفتم. کمی به عقب رفتم و پس درآمد فصلی تازه را گفتم. داداشم نازنینم منو وارد بهترین کسب و کار برای معلولان کرد. و دست آخر گفتم که من مردی از جنس……. هستم.
پسينه: یک سال دیگه از سالهای باقی ماندهی عمرمون کم شد و به سنمون اضافه شد. آرزو میکنم سال آتی برای همه پر از خیر و برکت باشه و ایشالله همه دست کنید تو طلا و جواهر. ایشالله در سال جدید وارد مرحلهای جدید خواهم شد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
اخبار ترميم نخاع،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
جنسی،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
سیاحت،
معارف اسلامی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آبرو,
اتفاق,
اخلاق و رفتار,
افسانه,
افطاری,
اقتصادی,
انقلابی,
ایرانی و آلمان,
بیماران,
پارک,
پیرامون,
پیش درآمد,
پیشنهاد,
تعجب,
جالب,
خوشایند,
درمان,
راهنمای ازدواج,
رستوران,
رعد و برق,
رفتار,
سالمند,
سخیف,
سریال,
سقف,
سلولهای بنیادی,
سینما,
شیرین,
صحنه,
ضایعه نخاعی,
عقب,
عید,
عینک,
فتنه,
کسب و کار,
کمد دیواری,
مستهجن,
مهمونی,
هدفمندی,
ویژه,
یارانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 اسفند 1391
قطع کامل یا بخشی از مهمترین رشته عصبی موجود در بدن که از آن به عنوان رشته نخاعی نام برده میشود بدون شک پیامدهای روانی و جسمانی قابل توجهی برای فرد دچار ضایعه نخاعی دارد. از دست دادن تواناییهای حسی و حرکتی در بخش اعظمی از اندامهای بدن و وابستگی مفرط به دیگران، چنان رنجی را بر فرد تحمیل میسازد که تنها افراد دچار این ضایعه قادر به درک ابعاد آن هستند. بسته به اینکه آسیب دیدگی نخاع در چه سطحی ایجاد شده باشد شدت واکنشهای عاطفی افرادی که دچار ضایعه نخاعی هستند متفاوت خواهد بود. خشم و انکار واقعیت، نخستین تجربه روانی است که در مواجهه با فرد آسیب دیده و حتی خانواده وی مشاهده میشود. ضایعه نخاعی، تناسب اندام و جاذبه ظاهری شخص را از وی ستانده است. او را از کار بیکار کرده و مشکلات عدیدهای را در مناسبات اجتماعی فراروی وی قرار داده است؛ خانواده نیز با این وضعیت دست به گریبان است و متاسفانه روش رویارویی با آن را نمیداند. در برخورد با افراد آسیبدیده و خانوادههای آنان: نخست باید همدلی و همدردی را پیشه کار خود قرار دهیم. آنها باید احساتشان را به راحتی ابراز کنند و ما نیز میبایستی با صبر و متانت به حرفهایشان گوش فرا دهیم و برای افکارشان احترام قائل شویم؛ یأس، افسردگی و انزوای اجتماعی نیز از دیگر واکنشهای این افراد به شمار میرود. باید بکوشیم تا ضمن کمک به آسیب دیدگان و خانوادههای آنان به تدریج آنان را با واقعیت موجود آشنا سازیم. وظیفه ما تاکید بر ارزش انسانی فرد معلول در نظر خود وی و اطرافیان او است. یک معلول ضایعه نخاعی کماکان انسانی برخوردار از قابلیتهای ارزنده فکری و روحی است که باید آن را شناسایی کرده و به کار گیرد. باید تلاش کنیم تا خانوادههای افراد آسیب دیده آگاهی لازم را درخصوص مشکلات و محدودیتهای معلولان ضایعه نخاعی و شیوههای کمک مؤثر به آنان بدست آورند. این گروه از معلولان در بسیاری از کارهای شخصی خود به کمک دیگران نیازمندند. دفع ادرار و مدفوع در این افراد باید به کمک وسایل کمک بهداشتی صورت گیرد. آنان باید برای حرکت دادن اندامها و بازیابی تواناییهای از دست رفته خود از تجهیزات کمک توانبخشی استفاده کنند. در افرادی که به دلیل قطع کامل رشته نخاعی به ویژه در ناحیه گردن دچار آسیب شدهاند، حتی پوشیدن لباس یا غذا خوردن نیز میبایستی به کمک دیگران انجام شود. خانواده باید این نیازها را بشناسد و شیوه برآورده ساختن آن را بیاموزد. فرد معلول ضایعه نخاعی از همان عزت و احترامی برخوردار است که پیش از آسیب دیدگی از آن بهرهمند بوده است. این نکتهای است که در تعامل با شخص دچار ضایعه نخاعی حتماً باید مدنظر قرار داد. فرد آسیب دیده زمانی میتواند نیازهای خود را بهراحتی با اطرافیان مطرح کند که احترام متقابل بر مناسبات موجود حاکم باشد. مربی میتواند به معلول ضایعه نخاعی و خانواده وی کمک کند تا نگاه خود را نسبت به شرایط موجود تغییر دهند. هرچند این نوع از معلولیت، شرایط سختی را به افراد مورد نظر تحمیل میکند اما در عین حال دنیای جدیدی را به روی آنان میگشاید؛ چه بسا با افراد متفاوت و مسیرهای تازهای آشنا شوند که تأثیرات بسیار مثبتی بر سرنوشت آنها داشته باشند. فرد معلول ضایعه نخاعی باید تشویق شود تا اندامهای خود را به حرکت درآورد و خانواده نخستین کانونی است که میبایستی شرایط لازم را برای جنبش و تحرک فرد فراهم کند. محیط خانه باید به شکلی طراحی شود که شخص دچارضایعه نخاعی بتواند آزادانه در آن تردد کند؛ فضای داخل منزل میبایستی عاری از هرگونه موانع محیطی باشد. عرض درهای ورودی باید به اندازهای باشد که صندلی چرخدار به راحتی از آن عبور کند. وسائل مختلفی که در منزل مورد استفاده قرار میگیرد میبایستی در مکانهایی قرار داده شود که فرد آسیب دیده به راحتی به آن دسترسی پیدا کند. عضو معلول خانواده باید تشویق شود تا در امور منزل مشارکت کند. او میتواند با کمکهای فکری خود، حلال بسیاری از مشکلات باشد. ما میتوانیم در کارها با او مشورت کرده تا حس ارزشمندی را در وی تقویت کنیم. حمایت و مراقبت صرف از فرد معلول ضایعه نخاعی کار صحیحی نیست. شخص آسیب دیده حدالامکان میبایستی کارهای شخصی خود را به طور مستقل انجام دهد، در غیر این صورت به موجود پرتوقعی بدل میشود که دیگران را دائماً در خدمت نیازهای خود میبیند. این واقعیت را باید برای فرد آسیب دیده روشن کنیم که اطرافیان او دارای تواناییهای محدودی هستند و تنها میتوانند بخشی از نیازهای وی را برآورده سازند، ضمن آنکه خود او نیز باید مسئولیتهایی را در قبال اطرافیان خویش بپذیرد. علاوه بر آنچه گفته شد، نکات دیگری نیز وجود دارد که رعایت آنها از سوی مربیان و خانوادههای افراد ضایعه نخاعی میتواند سازگاری روانی را در این گروه از آسیب دیدگان تسهیل نماید که اهم آنها عبارتند از: 1_کمک به افراد معلول و خانوادههای آنان در برقراری ارتباط با تیم توانبخشی و سرعت بخشیدن به حل مشکلات آنان به ویژه در نخستین ماههای پس از آسیبدیدگی. 2_کمک به این گروه از معلولان در دستیابی به موقع به وسایل کمک توانبخشی و آشنایی دقیق آنان با نحوه استفاده از این وسایل. 3_تشکیل کانونهای ارتباطی میان خانوادههای افراد ضایعه نخاعی و افزایش پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان آنها. 4_تشویق این دسته از معلولان به انجام فعالیتهای مورد علاقه و درگیر ساختن ذهن آنان با تجارب موفقیتآمیز. 5_تشکیل کلاسهای آموزش مهارتهای زندگی برای افراد آسیب دیده و خانوادههای آنان به منظور افزایش مهارتهای شناختی آنان در برخورد با مسائل اجتماعی، فائق آمدن بر اضطراب و نگرانی و افزایش قدرت حل مسئله در این گروه از توانخواهان. 6_مناسبسازی محیطهای شغلی افراد معلول ضایعه نخاعی اعم از رفع موانع محیطی و تغییر فضای فیزیکی محیط کار متناسب با نیازهای این اشخاص. 7_در نظر داشتن مدت زمان معین در حین ساعات کار به منظور استراحت و تجدید قوای این دسته از شاغلان. 8_فراهم کردن امکانات لازم جهت بهرهمندی این گروه از معلولان از خدمات بیمهای به ویژه در زمینه تهیه وسایل کمک توانبخشی و استفاده از یارانههای دولتی در این خصوص.
تهبندي: همیشه تلاش کردم در مطالبی که منتشر میکنم نکاتی آموزشی باشه برای آرام و راحت و شاد و بهتر زیستن. خوشبختانه خیلی از دوستان با نگارش تجربیاتشون همین کار را انجام میدن. متن بالا را اینجا خواندم: منبع. کاملا مشخصه که اون متنی ترجمه شده است، نکات بسیار مهمی در مطلب بالا هست که با دانستن اونها خواهید توانست به خانوادههای تازه نخاعیها کمکهای بزرگی کنید. خودم قبلا این مطلب را در مورد رفتار با تازه نخاعی منتشر کردم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
شاد زیستن،
تجربه،
بهزیستی،
:: برچسبها:
آسیب,
آموزش مهارتهای زندگی,
استراحت,
افسردگی,
بیمه,
پیامدهای روانی و جسمانی,
تجهیزات,
تشکیل کلاس,
تشویق,
توانبخشی,
خانواده,
رفتار با تازه نخاعی,
سازگاری,
ضایعه نخاعی,
عاطفی,
قطع کامل,
کمک,
مراقبت,
معلول,
وابستگی مفرط,
وسایل,
یأس,
یارانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 دی 1391
در گرامیداشت روز جهانی معلولان هر کسی سخنرانی کرد از توانمندی و روح بزرگ و ارادهی پولادین و .... معلولان گفت، اما کسی از معلولی نپرسید: تو چگونه به این توانمندی و روح بزرگ و ارادهی پولادین و .... رسیدی؟ سخنرانها گفتند: واژهی معلول زیبا و شایسته نیست و نباید از این واژه استفاده کرد. همه میگویند: معلولها نباید از نگاه و حرف مردم خجالت بکشن و باید از خانه بزنن بیرون و قاطی مردم بشن. اما کسی نمیگوید: چگونه؟ هر کسی که در راس امور قرار میگیره نطقش برامون باز میشه و گوشهامون را با دوصد گفتهی شیرینتر از صد من قند پارسی شیرین میکنه. اما ایکاش میدانستند شیرین زبانیهایشان عملکردی جز خون کردن دل معلولین را ندارد. از خانه بیرون آمدن نیازمند امکاناتی هزینهبر است: 1-فردی برای کمک و همراهی. 2-لباس مناسب. 3-ویلچر درحد توان راندن=از یک تا 9میلیون تومان. 4-مناسب سازی منزل و کوچه و خیابان. 5-تلفن همراه. 6-پول تو جیبی. 7-سرویس رفت و آمد. معلول فهم داره، شعور داره، وجدان داره، وقتی معلول میبینه کوچکترین حرکتش همه را تو زحمت و خرج میاندازه ترجیح میده تو خانه بمونه حتی اگر بشدت افسرده بشه. اگر معلول کار و حقوق و تمکن مالی داشته باشه، هرگز خودش را تو خانه اسیر نمیکنه. وقتی معلول استقلال مالی داشته باشه میتونه کمکم امکانات و شرایط خوب زیستن را برای خودش فراهم کنه، و حتی ازدواج کنه و از زندگی بیشترین لذت را ببره. اینها که نوشتم تجربه و وصف حال خودمه، سالهای اول معلولیت همیشه تو خانه و افسرده حال بودم، البته داداشم منو با ویلچر دستی همهجا میبرد. من روی ویلچر معمولی اصلا راحت نیستم، برای دوستان و آشنایان حالم را روی ویلچر اینطوری بیان میکنم: روی ویلچر دستی بهشت برام جهنم میشه، ولی روی ویلچر برقی هر جهنمی برام بهشته. وقتی کارم درست شد و استقلال مالی پیدا کردم، ابتدا برای منزل بالابر ویلچر گرفتم و با ویلچر دستی رفتم تو حیاط و بعدش به جلوی درب کوچه رفتم. کمی بعدش ویلچر برقی خریدم، با اون از نو متولد شدم و معنی لذت بردن از زندگی را چشیدم. خیلی وقتها که با ویلچر برقیم به مکانهای شلوغ رفتم از روبرو و پشتسر صدای اونهایی که منو دیدن را شنیدم که گفتن: خوشبهحالش، چه حالی میکنه با این وسیلهش، کاش منم یکیشو داشتم. و بآلآخره سال گذشته ازدوآج کردم و از نوروز مستقل، آرآم، رآضی و شآد زندگی میکنم(ماشالله یادت نره).
پيآمد: اگر انسانی بنام مسئول، یادش نره که خودش و خانوادهاش هر لحظه ممکنه گرفتار آسیب نخاعی و یا هر نوع معلولیت دیگهای بشن، اونوقته که معلولها بیکار نمیمانند و مثل شیر زندگی میکنند. به بهزیستی و موسسه رعد پیشنهاد میکنم: مسابقهای با این موضوع برگزار کنند: معلول خوشبخت کیست؟ چرا و چگونه؟
خبر فوری: شبکههای جدید ماهوارهای فارسی= فیس۱ و TM TV و nex1.tv را روی هاتبرد ببینید
لیست پزشکان متخصص مغز و اعصاب تهران
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
ماهواره،
بهزیستی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
از نو متولد شدم,
استقلال مالی,
بهزیستی,
پیشنهاد,
تجربه,
چرا و چگونه؟,
چشیدن,
چگونه,
خوشبخت,
راس امور,
روز جهانی معلولان,
زندگی,
سخنرانی,
شرایط خوب زیستن,
شلوغ,
شیر,
گرامیداشت,
لذت بردن,
ماشالله,
مسئول,
مسابقه,
موسسه رعد,
نطق,
وصف حال,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 آذر 1391
سریع از ترافیک سر کمربندی چالوس به نوشهر خلاص شدیم و راه را بطرف شرق ادامه دادیم و از پارک جنگلی سیسنگان عبور کردیم و به مجتمع تفریحی شهید همت رسیدیم، بعد تکمیل فرم پذیرش و دریافت کلید ویلا و کارت استفاده از امکانات مجتمع، رفتیم برای استقرار. متاسفانه ویلایی که بهمون دادن پله داشت برای همین زنگ زدم به رییس مجتمع و او دستور داد ویلای مناسب حالم را بهم بدن، با این حال باز ویلاش 2نیم پله میخورد. امکانات رفاهی داخل ویلا خوب بود: گولر گازی همراه با پنکه، تختها با تشکهای خیلی خوب، آشپزخانه با یخچال پر، فنجان و فلاسک چای، حمام و توالت تمیز و.... داخل مجتمع این چیزا هست: استخر، سالن تیراندازی، سینما، پیست با کلی دوچرخه برای سواری، پارکجنگلی با آلآچیق، پارک برای بازی بچهها، فوتبال دستی، میزتنیسرومیز، چایخانه، فروشگاه، رستوران، تنها بدی مجتمع اینه که ساحلی نیست و کوهپایهایست. عصر روز اول رفتیم دریا، با تشویق من بجز پدر و مادر همسرم و خودم بقیه با لباس رفتن داخل دریا، وقتی همه از دریا خسته شدن یه موج خیلی قوی آمد و پاهای منو که روی شنها بود را خیس و پر از آشغال کرد. روز بعد رفتیم به شهر رویان و از اونجا 33کیلومتر به طرف جنوب رفتیم تا به آبشار آبپری رسیدیم، خیلیها اونجا بودن، متاسفانه آب آبشار پریده بود و یه باریکه از گوشهاش آب میآمد. منطقهی بسیار زیبا و شگفتانگیزی بود اگه شمال رفتید حتما اینجا برید. روز آخر خانمها رفتن بازار، قیمت همه چیز بسیار گران بود، قیمت میوه هم 3برابر تهران بود. کلا سه روز و چهار شب اونجا بودیم. ظهر روز اول هوا داغ روزهای بعد هوا خنک شد، شب و صبح روز آخر کلی باران آمد. برای بازگشت از جادهی هراز بطرف تهران آمدیم، چندجا برای استراحت و در امامزادههاشم برای زیارت ایستادیم و نزدیک ساعت20 رسیدیم خانه. هزینه داخل مجتمع که شامل میشد بر اسکان و خوراک برای ده نفر، نزدیک600هزار تومان شد که البته همه را من مهمان کردم. اینهم عکس شش در یک ما:1-ورودی جاده چالوس 2و3-داخل مجتمع 4-آبشار آب پری 5-من و همسرم جلوی آبشار 6-ابتدای ورود به تهران
پسرفت: باوجود اینکه در طول سفر آب تو دلم تکان نخورد و خیلی خوشگذشت و اصلا خسته نشدم اما از روزی که برگشتم خانه کلی بیحال شدم و دو روز اصلا تکان نخوردم. ایشالله خدا قسمت کنه همهی دوستان مجرد ازدواج کنند و با خانوادهی همسرشون دست جمعی برن ماه عسل.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
سیاحت،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
آبشار آبپری,
آلاچیق,
امامزادههاشم,
امکانات رفاهی,
باران,
پارک جنگلی,
جاده هراز,
دریا,
ساحلی,
سیسنگان,
سینما,
شگفتانگیز,
عکس,
فرم پذیرش,
فلاسک چای,
فوتبال دستی,
گولر گازی,
ماه عسل,
مجتمع تفریحی,
یخچال,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391
|
|