💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


آيا ميدانيد

دو نفر مي‌توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند ثروتمند کسی نيست که بيشتر دارد، کسي است که به کمترين نياز دارد کافی نيست فقط ما ديگران را ببخشيم، بلکه ما بايد اول خودمان را ببخشيم فقط چند ثانيه براي ايجاد زخمهای عميق در قلب آنان که دوستشان داريم كافيست




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: ببخشيم, متفاوت, نگاه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 دی 1386 ارسال نظر(16)

يك روز معمولي

دير بود، باعجله شلوار مي‌پوشيد كه بره سركار، انگار يكي زد زير پاش، از پشت ولو شد رو زمين، باخودش گفت اگه سرم خورده بود به ديوار حتما ضربه‌ي مغزي ميشدم. اومد بره اونور جوي‌آب پاش لب جوي لغزيد، داشت از عقب مي‌افتاد، اما تعادل خودش را حفظ كرد. چراغ براي عبور عابر پياده سبز شد در حال عبور از روي خط كشي بود كه يهSMS اومد فوري شروع كرد به خوندنش ....... ديگه چيزي نفهميد، چند ساعت بعد در بيمارستان بهش گفتن: يه ماشين كه ترمزش بريده بود سر چهار راه زده بهت و تو الان به دليل ....اينجا هستي.

ته‌بندي: ايراني آخرشه، يارو در نهايت ديكتاتوري و فاشيستي داد از دموكراسي و آزادي سرميده، يه آدرس ايميل درست هم نميگذاره تا يه جواب ساده بگيره!؟!




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: SMS, آزادي, بيمارستان, دموكراسي, ديكتاتور, شلوار, فاشيستي, لب جوي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 آذر 1386 ارسال نظر(19)

ضد تنش

توي خدمت سربازي، سربازهاي قديمي به جديدي‌ها ميگن: رمز گرفتن كارت پايان خدمت سر وقت اينه: بگو چشم و نكن. شما هم بيخود براي خودتون و ديگران توليد تنش و جنگ اعصاب نكنيد، هرجا احساس كرديد چيزي داره بهتون تحميل ميشه از اين نكته پيروي كنيد.

پيآمد: اگه در افغانستان، پاكستان يا عراق به دنيا ميآمدي آيا اندازه‌ي الانت خوشبخت بودي؟

افليج وبلاگي چالشي در مسائل معلولان




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: بگو چشم و نكن, تنش و جنگ اعصاب, سربازي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 آبان 1386 ارسال نظر(15)

كو نيم كردار

بنظر من امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه با رفتارهاي خلاف گفتار ازبين ميره. تمام ويروس‌ها و ميكروب‌هاي دنيا براي اينكه بيمار نشن از فرزاد حسني فرار مي‌كنند، حالا چرا در سيما اعلام ميشه: چون فرزاد حسني بيمار شده، نمي‌تونه برنامه‌ي كوله پشتي را اجرا كنه؟!! خيلي‌هآاا برنامه‌ي كوله‌پشتي با حضور سردار رادان را ديدند، كمتر كسي شك داره فرزاد حسني به دليل برخوردش با سردار توبيخ نشده!! پس چرا اصل جريان تعويض مجري كوله‌پشتي، راست و حسيني گفته نشد؟!! آقاي مدير مثل اينكه در فرهنگ شما: دروغ گو دشمن خدا نيست. مديران محترم لطفا به ميان‌برنامه‌هاي از تو مي‌پرسند خيلي توجه كنيد!!!!!

پيآمد: من فرزاد حسني را كپي كاري ناشي ميدانستم، او در رايو هميشه سعي كرده پا جاي پاي مرحوم منوچهر نوذري بگذاره!! جاي تعجبه كه چرا كسي به حسني نگفت: اخوي، مرحوم نوذري چشم، ابرو، مو، بيني و رنگ رخسارش مال خودش بود و نه دست ساز ديگران. 

از يك ناشنوا براي ناشنوايان




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، طنز، پند و اندرز، صدا و سیما، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: اجتماعي, اخلاقي, امنيت, فرزاد حسني, ميكروب, ويروس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 مرداد 1386 ارسال نظر(17)

هسته

چند ماه پيش برنامه‌اي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامه‌ها خانم‌ها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. يه سوآل: شما ميتونيد تصور كنيد چرا اون خانم‌ها احساس خوشبختي و رضايت از زندگي ميكردند؟. فعلا فكر كنيد تا به جوابي نچندان عريض و طويل برسيم.

پايانه: يه چيزي ميگم اميدوارم چيز شما نسوزه‌بابا بي‌جنبه دلت را گفتم‌ من تا دوشنبه نيستم، يعني هستم ولي لب درياي شمال، در اين مدت اگه كسي كار واجبي داشت، نيازي به راهنمايي گرفتن از من نيست، روي قوطيش توضيح كافي و وافي هسته.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: احساس خوشبختي, ازدواج, جانبازان, رضايت, زناني, كار واجبي, نخاعي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 خرداد 1386 ارسال نظر(16)

پيآمد

چند روز پيش وقت چشم پزشكي داشتم، دكترم از عملي كه انجام داده راضي بود، من گفتم: آقاي دكتر ديد چشم راست و چپم باهم فرق داره و همين باعث شده كه هي چشم‌هام را به نوبت ببندم و باز كنم تا ديدم را آزمايش كنم و همين كار باعث شد كه توي سالن انتظار يه خانمي يقه‌ي من را بگيره و بگه: ببم‌جان چرا داري‌تان فرت و فرت به بابابزرگمان چشمك ميزني‌تان، مگه خودتان ناموس نداري‌تان. دكتر هم گفت: خوب مي‌خواستي چشمت روي چيزي جز ناموس قزويني آزمايش كني. من هم گفتم: اگر احيانا پاي چشمم بادمجون كاشتن، عمل برداشت اون‌هم باشماست‌هآاااا. دكتري كه چشم من را جيزززز كرد فاميليش رمضان‌زاده است، ايشان بسيار ميان‌سال و خوش اخلاق و ماشالله كاري هستند.

پسينه: من تازه فهميدم كه عمل اصلاح ديد بجاي چشمم بايد روي دماغ عريض و طويلم كه مخل ديدمه انجام مي‌گرفت، بي‌دليل نيست كه جراحي ليزري و چكشي و تيشه‌اي و كلنگي دماغ رواج زيادي داره.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز، تجربه‌، جنسی، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: ببم‌جان, جراحي ليزري و چكشي, چشم پزشكي, چشمك, دماغ, عمل, قزويني, ناموس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 خرداد 1386 ارسال نظر(15)

تهديد

فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعي‌ترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها مي‌بينند: زوج‌هاي سالم دوتايي از صبح تا شب مثل...مي‌دوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوج‌هاي سالم زير بار هزينه‌هاي زندگي كه منشع تمام بدبختي‌هاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمين‌گير كه نه كار و كاسبي دارم نه مال و منالي، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي مي‌بينند و بنابر اونهاست كه نمي‌تونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نمي‌بينند، بزرگترها در خشت خام مي‌بينند.

پيآمد: من معلولي هستم كه 70درصد از سلامتي جسمانيم را ازدست دادم و اين دليل خوبي استش براي اونكه من 70درصد بيشتر از ديگران گرفتار معلوليت‌هاي رواني باشم.

پليس+10

دكتر ماهواره




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: ازدواج, پدر و مادر, پليس+10, خشت خام, دادگاه, ماهواره, معلوليت جسمي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 خرداد 1386 ارسال نظر(17)

تعيين رشته

نوجوان محترم: اينترنت، تلويزيون و كوه و ... چيزهايي هستند كه فقط مي‌تونن آينده‌ي شما را خراب كنند. من اگه نوجوان بودم حتي يك لحظه هم سرم را از روي كتاب ورنميداشتم، چون خير دنيا و آخرت توي تحصيله، در مركزي كه من چشمم را عمل كردم، دكترها هر 15 دقيقه هر دو چشم يك نفر را ليزر و مرخص مي‌كنند و براي چنين عملي 600 هزار تومن ناقابل دريافت مي‌كنند. البته ناقابل در مقابل تحصيلات پزشكان محترم. چنين درآمدي را ديگه چطور ميشه داشت؟ چرا بجاي پرداختن به آينده، از اين وبلاگ‌هاي فجيع مي‌بينيد و چت مي‌كنيد!! نوجوان عزيز: تو كه داري درس ميخوني، يكم زحمت بكش و درست و حسابي نون و تره بخور تا در آينده: حمال، دزد و يا مثل من قطع نخاع نشي

پسآمد: عمل اصلاح ديد در يك روز روي هر دو چشم انجام ميشه، بعد عمل روي چشم يه لنز بدون نمره و شفاف گذاشته ميشه و شخص ميتونه با پاي خودش بره خونه، يعني اينكه پانسمان تو كار نيست. تا هفت روز بعد عمل چشم‌هام خارش داشت، الان هم دور و نزديك را خوب نمي‌بينم، اين متن را با فونت خيلي بزرگ تونستم بنويسم.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اينترنت, پزشكان, تحصيلات, تلويزيون, عمل اصلاح ديد, نوجوان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1386 ارسال نظر(20)

چرا

با اين طرح ارتقاع امنيت اجتماعي و مبارزه با بد حجابي چطوريد؟ حق تونه، حالا كه يه مرد پيدا شده با دل شير و خريت كرده و براي ازدواج اعلاميه داده ميريد ميزنيد سرور وبلاگش را مي‌پوكونيد!؟ از شلوار برمودا و مانتوي كمر كرستي و نوار به سر گذاشتن (نوار جاش رو سره؟؟ يا توي پخش صوت) شوهر در مياد. توي تلويزيون نشان ميداد يه خانمي با چادر عربي جلوي يه خانمي را گرفته بود و مي‌گفت: اين لباسي كه شما پوشيدي برازنده‌ي يه خانم ايراني نيست!! جلوي يه خانمي را گرفتن گفتن مانتوت تنگه، بيچاره مانتوش خيلي گشاد بود، فقط خودش خيلي تپل مپل بود، اگه اين ماموران من را در اين حالت كه اينجا نوشتم: دیگران چه می‌گویند مي‌ديدند با من چطوري رفتار مي‌كردند؟

پسرفت: چند روزي وبلاگستان ما فولجا خراب بود كه باز هم با تلاش نويد طلا روبه‌راه شد، يه روز هم رفته بودم دكتر جهت معاينات اوليه‌ي عمل اصلاح ديد جهت برداشتن عينك كه باز نتونستم بيام پاي كامي، يه روز هم بايد ميرفتم گلاب به‌روتون انگور باز نشد بيام پاي كامي، از روز دوشنبه هم سرماخوردم اساسي گلو درد هم گرفتم، سينه‌ام هم خراب شده.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: ازدواج, اعلاميه, امنيت اجتماعي, بد حجابي, شوهر, مبارزه, نوار,

نویسنده : تاریخ : سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1386 ارسال نظر(8)

ماموريت

Date Created: 6/7/2007 10:50:59 AM<br /> Original Dimension: 555 x 541<br /> Size: 17531 bytesDate Created: 6/7/2007 10:24:18 AM<br /> Original Dimension: 280 x 328<br /> Size: 7770 bytes عكس‌هاي من

  1. از حضور شما خوشحالم

  2. خواندن اين نوشته ها حداقل به حس رضايت مندي شما كمك ميكنه

  3. اگه امنيت اخلاقي و رواني بزرگ و امنيت اقتصادي متوسط براتون جالبه اين نوشته ها را خوب بخونيد

  4. قبل اينكه بخواهيد فكر كنيد من به شما چه ميدهم فكر كنيد كه شما چه ميخواهيد

  5. من اعتقاد دارم خدا براي هر كسي جفتي آفريده كه به وقتش پيداش ميشه

  6. اگر به زندگي اوخروي اعتقاد داري، من سعادت اوخروي را تضمين ميكنم و خدا زندگي دنيوي را بنظر شما چگونه زندگي كردن خوبه؟

همسايمون هم سن منه، ليسانس داره، صبح ساعت 6 ميره شركت، ساعت 16 مياد خانه و ساعت 17 ميره آژانس مسافركشي تا ساعت 23 چون ميخواد براي زن و بچه اش خونه بخره؟ كي ميتونه خدا ميدونه زندگي خيلي از مردها و حتي زن ها اينطوريه: از صبح تا شب براي اجاره منزل و نان بدوبدو ميشه و شب خسته از زمين و زمان بدون حال گپ و گفت، تو رخت خواب براي كار فردا اين سبك زندگي خوبه؟ عشقي هم توش پيدا ميشه؟ يا بهتر بگم زماني براي ابراز عشق پيدا ميشه؟ آيا در اين نوع زندگي زمان براي فكر كردن به تعالي اخلاقي و رفتاري پيدا ميشه؟

مرغ عشق را ديدي چطور توي قفس با هم زندگي ميكنن؟

بنظر شما مرغ عشق قفسي راحت و خوشحال است يا مرغ عشق آزاد زندگي من هم تقريبا شبيه مرغ عشق قفسي است يه آب و دون مدام و بخور و نمير با يه قفس بي دردسر هست با وقت كامل و آزاد براي لذت بردن از زندگي كوتاه

مردهايي هستند كه: نسبت به زندگي و زن و بچه بي‌مسئوليت هستند، بي‌كاره، شكاك، بدبين و به هر دليلي فحاشي و كتك‌كاري ‌راه‌ مي‌اندازند، چشم چران و داراي انحراف اخلاقي و جنسي هستند، چشمشان به دست مردمه، هميشه با فاميل مشكل دارند، وقتي جايي مهمان هستند انواع رفتار ناشايست را بروز ميدن: جلوي ميزبان ولوو ميشن، ميان فاميل را بهم ميزنند، از همه بدگويي مي‌كنند، بخيل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ..... از اين آدم‌ها با شدت كم و زياد همه‌جا هست. اگرچه مشكل جسماني من بسيار بزرگه، اما خدا را شكر من هيچ‌يك از اين صفات رذيله را ندارم، تازه، خيلي ناز هستم. همسر شخصي مثل من، شايد احساس خوشبختي نكنه، اما يقينا مثل خيلي‌ها احساس بدبختي نخواهد كرد. معلول جسمي براي ديگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل ميكنه. اونچه كه بايد ازش ترسيد معلوليت‌هاي اخلاقي و رواني است، چنين بيماراني به اطرافيانشان آسيب ميرسانند و زندگي را..... . اينها دليل‌هايي است كه باعث ميشه من خودم را برتر از خيلي‌ها بدونم و براي خودم آگهي بدم.

 اينجانب مهرداد زندي متولد 17 بهمن 1350  در سال 1372 در حين خدمت سربازي خارج از منطقه‌ي نظامي معلول قطع نخاع گردني شدم و به همين دليل بازنشسته‌ي ارتش شدم . بنده از طرف ارتش حقوق بازنشستگي دريافت ميكنم. از نظر مسكن  مستقل هستم و : آب، برق، گاز، تلفن به اندازه‌ي كافي دارم. من شخصي هستم با معرفت و با اخلاق خوش و سازگار و شاكر و مهربان و ساكت و سپاسگزار. الان كارم خوردن و خوابيدن و وبلاگ نويسيه . چند وقته كه به دليل فراهم شدن تمام شرايط تصميم گرفتم ازدواج كنم، شما اگر كسي را با اين شرايط مي‌شناسيد: با معرفت و داراي اخلاق خوش، زيبا و خوش‌اندام و قد بلند و داراي سلامت كامل جسماني و رواني سن حدود30 سال، ديپلمه و خانم‌خانه‌ او را جهت انجام امر خير به من معرفي كنيد تا بعد از برگزاري مقدمات لازمه ........

چند ماه پيش برنامه‌اي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامه‌ها خانم‌ها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. عوامل موثر در احساس رضايت اون خانمها: داشتن امكانات دروني و بروني = 1- دروني ميشه: ايمان، اخلاق خوش و سازگاري. 2-بروني ميشه امكانات مادي و تامين اقتصادي و اجتماعي.

فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعي‌ترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها مي‌بينند: زوج‌هاي سالم دوتايي از صبح تا شب مثل...مي‌دوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوج‌هاي سالم زير بار هزينه‌هاي زندگي كه منشع تمام بدبختي‌هاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمين‌گير ، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي مي‌بينند و بنابر اونهاست كه نمي‌تونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نمي‌بينند، بزرگترها در خشت خام مي‌بينند.

كسي كه بخواد با آدمي مثل من زير يه سقف زندگي كنه حتما يه چيزيش ميشه، يعني چيزي ماوراي عقل و منطق بايد داشته باشه: از اون عشق‌ها كه توش چيزي جز رضايت طرف مقابل اهميت نداره، ميشه طرف مقابل خدا باشه. مسبب عشق‌ها معمولا طوفان‌هايي هورموني هستند كه آغازگرش چشم صورته، چشم صورت پروكسي داره،خفن. كساني از عشق‌ لذت مي‌برند كه بجاي چشم صورت با چشم دل مي‌بينند كه پروكسي نداره(مثل خانواده).




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آگهی ازدواج, امنيت اخلاقي و رواني, چگونه زندگي كردن, رضايتمندي, مرغ عشق, همسریابی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 فروردین 1386 ارسال نظر(29)

اتمام حجت

فان مع العسر يسرا* ان مع العسر يسرا(سورهيانشراح آيه‌ي ۵ و ۶)در اين آيات خالق خطاب به انسان مي‌فرمايد: ای کسی که دچار سختی شدی بدان كه به يقين بعد از هر سختى آسانى است و در آيه‌ي بعد باز تاكيد مى‌كند: مسلماً بعد از هر سختى آسانى است. تکرار كلام خدا علامت تاکيد و حتمی بودن وقوع است. حالا دوستاني كه ميگن آخه چرا اينهمه سختي بايد مال من باشه، بدانند كه روزهاي خوب در راه است، فقط بايد در حال زندگي كرد و شاكر داشته‌ها بود نه نا سپاس نداشته‌ها. برداشت از اينجا.

پايانه:  تفسير سوره‌هاي:حمد -ناس- فلق -توحيد-مسد-نصر-كافرون-كوثر- ماعون- قريش- فيل-همزه- عصر-تكاثر- قارعه-عاديات- زلزله-بينه- قدر-علق- تين-انشراح- ضحى-ليل- شمس-بلد- فجر-غاشيه-مدثر- قيامت- دهر انسان-مرسلات- نبا-نازعات- عبس-تكوير-انفطار-مطففين- بروج-طارق- اعلى-انشقاق،همه اينجاست.

زندگي زيباست




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، پند و اندرز، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آسانى, آيات, تفسير, سختى, سوره‌,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 دی 1385 ارسال نظر(24)

تعليمات اجتماعي

يه مطلبي را توي راديو گوش مي‌كردم، بنظرم مطلب جالبي اومد خواستم اون را بنويسم، با خودم گفتم شايد اين مطلب توي نت باشه، يه سرچ كردم ديدم هست، اين هم اون مطلب: حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند:

روز خوبی داشتی،

در مورد ‌(فلان چيز) چه احساسی داری،

نمی تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستی،

تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستی،

تو واقعا زرنگ و باهوشی،

در روابطه‌ي زناشويی بسيار خوب هستی،

تو يک مادر ايده‌آل خواهی شد يا هستي،

می‌خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم،

تو بهترين دوست من هستي،

تو زندگی منو کامل میکنی: كامل اين مطلب را اينجا بخونيد

پسرفت: به دليل جنگ ايران و عراق، مشكلات اقتصادي، بالا رفتن تحصيلات و سطح توقع خانم‌ها، نبود كار، بالا بودن هزينه‌هاي زندگي و خيلي چيزهاي ديگه خيلي‌ها مجرد هستند اينهم: مزاياي مجرد بودن

منظور واقعی خانم ها از حرف هايی که ميزنند

10 جمله اي كه آقايون از شنيدنش وحشت دارند ۱۲ تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كرد 12 روش براي خوشحال زيستن 8 روش براي القاء مثبت گرايي

5 روش براي تغيير طرز تفكر و ايجاد عزت نفس

يک گيگا بايت فضای آپلود رايگان

يه خانم جوان ايراني كه توي هاليوود هنرپيشه استش

د يك نابغه فكر كنيد + لزوم به تعويق انداختن رابطه جنسي+ تصورات غلط + نكاني در مورد حاملگي+ 10 نشانه حاملگي+ ۱۲ نکته ای که آقایون مايلند خانمها در مورد آنها بدانند+ رضايت جنسي در روابط+ نيازهاي اساسي زنان و مردان+ اسرار ازدواج موفق+ خوش آمد گويی+ 10 جمله اي كه آقايون از شنيدنش وحشت دارند+ 5 روش واداشتن مردان براي بيان احساست دروني + 3 راز در رابطه با مردان+ خوش آمد گويی+ اسرار روابط جنسي در خانواده هاي موفق+ تاثير دوره ماهانه خانم ها بر ميل جنسي+ علل عدم تجربه ارگاسم در خانمها+ اسرار مربوط به روابط جنسي خانمها+ چگونه می توانید هنگام نزدیک شدن به خانم ها بر ترس های خود غلبه کنید؟+ روش نگارش نامه عاشقانه+ ۱۲ تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كني!!+ چگونه روابط خود را بيمه كنيم؟+ ۹ روش برای شاد زيستن+ 12 روش براي خوشحال تر زيستن + نازايي از ديدگاه احساسي+ یک گیگا بایت فضای آپلود رایگان+ جديدترن فيلتر شکن+ ويژگيهاي يك رابطه ايده آل+ چگونه در مورد "ازدواج" با نامزد خود صحبت كنيم؟+ نکات مهم در قرارهای ملاقات+ مزاياي مجرد بودن + حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند!!+ 5 روش براي تغيير طرز تفكر و ايجاد عزت نفس+ منظور واقعی خانم ها از حرف هايی که ميزنند+ پرسش و پاسخ: چه موقع علاقه خود را بروز دهيم؟+ تفاوت بين شنيدن و گوش دادن در روابط زناشويي+ رابطه موفق با مردان نيازمند اراده و پشت كار است+ عشق اول: چرا هيچگاه فراموشش نمي كنيم؟+ پيدايش عشق و علاقه پس از دوستي+ 6 عمل نا پسند آقايون در روابطشان با خانمها+ تصور غلط که باعث افتادگی شکم می شود + 4 حرکت شکم که معجزه می کند!+ غذاهایی که شکم شما را آب می کنند+ آيا عاشق شدن باعث اضافه وزن ميگردد؟+ 8 روش براي القاء مثبت گرايي+ ۳۰ نكته براي پيروزي در قرارها ملاقات ها+ 5 روش عاشق كردن + چگونگي رفتار با زنان زيبا، آنها را با الماس و مرواريد بمباران نكنيد!+ نقل قولهاي عاشقانه+ 10 بازي ذهني خانمها با آقايون+ 10 مطلبي كه در اولين ملاقات بايد از آن اجتناب كرد+ ۸ خصوصيت يک مرد واقعی+ آداب برقراري ارتباط مجدد+ 10 نكته در مورد آداب گفتگو در قرارهاي ملاقات+ بايدها و نبايدها در اولين قرار ملاقات+ 10 تصور غلط آقايان از خانم ها+ چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟+ ۷ نقطه از بدن که خانم ها به آن توجه می کنند+ دختران در سنين مختلف چه مي خواهند؟+ 10 آغازشگر براي دوستي




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، جنسی، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: ايجاد عزت نفس, حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند, راديو, مادر ايده‌آل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 آذر 1385 ارسال نظر(14)

راديو،جنگ،رمضان

توي هفته‌ي گذشته 2بار زنگ زدم به راديو جوان، برنامه‌ي: موج روز كه صبح‌ها از ساعت 9تا10پخش ميشه، اولين بار گويا با تلفنچي پخش راديو صحبت كردم، در مكالمه با او احساس كردم كه اون آقا داره قضيه را سرسري مي‌گيره پس 2 روز بعد دوباره زنگ زدم و اين بار با اصرار خواستم كه با تهيه كننده‌ي برنامه‌ي موج روز صحبت كنم، بعد يكم پشت خط موندن آقايي اومد و گفت بفرمائيد، من هم به اون آقا گفتم اينكه مرتب توي آنوس تبليغاتي برنامتون ميگين موفقيت‌هاي محقق‌هاي ايراني، مثلا در درمان ضايعات نخاعي، آيا چيزي از اين داستان مي‌دونيد؟؟ چرا بجاي شعار دادن نمي‌رويد بيمارستان امام ببينيد اونجا چه‌خبره و چي‌ميگذره، چرا يه گزارش از بيماراني كه تا حالا عمل شدن تهيه نمي‌كنيد تا ببينيد چه حال و روزي دارن؟؟ و ... . آقاي تهيه كننده قول داد كه هفته‌ي آينده حتما اين كار را انجام خواهيم داد. بايد منتظر ماند و ديد كه اين هفته‌اي كه اوشان گفتند كي خواهد بود. من كه هر روز گوش ميكنم اگه شما هم دوست داشتيد بسم‌الله. 

پسآمد: يه دوست تبريزي در ايميلي گفته كه: تبريزي‌ها براي گرامي داشت هفته‌ي دفاع مقدس، توي شهر جنگي تحميلي راه انداختن كه باعث شده همه چيز مختل و 2روز تلفن‌هاي شهر قطع بشه.

در ايام شباب تو يه كارگاهي كار مي‌كردم كه سركارگرش يه مرد40ساله‌ي جبهه‌ي جنگ رفته و متاهل بود او مي‌گفت: روايته دختر و پسرها كه ازدواج مي‌كنن باعث خوشنودي خدا ميشن, و وقتي همسران از راه حلال نيازهاي جنسي خودشون را مرتفع مي‌كنن و از داده‌هاي خدايي‌شون لذت مي‌برن, خدا هم از بخشيدن چنين نعمت‌هايي به بندگانش لذت مي‌بره و با هر بار .... زوجين، خدا براي اونها يه خانه توي بهشت درست ميكنه، از بركات و فضيلت‌هاي ماه رمضان اينه كه وقتي زوجين در اين ماه اقدام به خانه‌سازي كنن خدا براي اونها 70 بار بيشتر ثواب مينويسه و به ازاي هر ... خدا براي اونها توي بهشت يه قصر درست ميكنه. اندرز اخلاقي: آمآاااا، عزيز دل برادر، نكنه حالا شور حسيني بگيري و الانه بخواهي بري برج‌قصر بسازي، يحتمل راه‌هاي ديگري هم براي رسيدن به ثوابِ خدا هست، دل‌انگيز.


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: بهشت, تبريز, جبهه, جنگي تحميلي, خوشنودي خدا, دختر و پسر, دفاع مقدس, راديو جوان, شور حسيني, قصر, گزارش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 مهر 1385 ارسال نظر(25)

نصيحت مولانا

كامنت ماري: هفت نصيحت مولانا :

1. گشاده دست و جاري باش و كمك كن (مثل رود)

2. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

3. اگركسي اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب)

4. وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

5. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

6. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا)

7. اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

پيوست: دوستاني كه مي‌خواهند بروند پيش دكتر صابري بايد (عكسMRIو نوارCMG  و نوار EMG) داشته باشند من طبق شنيده‌هام از تلويزيون گفتم نوار مثانه و عضله اما مثل اينكه اينها نوار عضله و عصب هستند پس دوستان به همين مخفف هاي انگليسي اطمينان كنند

در اين وبلاگ كودكانه لينك‌هاي مناسب براي كودكان را ميآبيد

امكانات اتوبوس‌هاي شركت واحد كانادا براي معلولان

مجله‌ي كشاورزي

دعای قبل از اتصال به اينترنت: اللهم اتصلنا الاينترنت اللهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت انا نعوذبک من کله ويروس الخبيس اللعين والملعونيه و انا نعوذبک من الديسکانکشن في دنيا والاخرت آمين يا رب العالمين




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، اخبار ترميم نخاع، پند و اندرز، هنری،
:: برچسب‌ها: بخشش, خورشيد, رود, عفو, عكسMRI, مرگ, مولانا, نصيحت, نوار EMG, نوارCMG,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 شهریور 1385 ارسال نظر(26)

يكي از هزاران

چند روز پيشي‌ها يه دوست تازه‌ي وبلاگي كه ضايعه نخاعي‌ استش با همسرش آمدن منزلمون و چند ساعتي با هم گل گفتيم و گل شنفديم. آقا كريم و همسرش خوزستاني و از من جوانتر هستند. دوست ما تا 4 سال پيش كه ضايعه نخاعي ميشه, روي كشتي كار مي‌كرده و به همين دليل به خيلي جاهاي دنيا سفر كرده. كريم‌خان مي‌گفت كه در كشور مصر مردم روي شيشه‌هاي مغازه‌ها و پشت ماشين‌ها و خيلي جاهاي ديگه مي‌نويسند: يكي از هزاران, وقتي كه از معني و مفهوم اين جمله‌ي همه‌جا گير از مصري‌ها پرسيده بودند, اونها جواب داده بودند: توي اين دنياي بزرگ آدم هر كس و هر طوري كه باشه هزاران نفر ديگه شبيه به او هست. پش نه بايد از اونچه كه هستيم مغرور شد و نه ناراحت.     

پسوند: براي اين بار مي‌خواستم در مورد توالت رفتن بنويسم: دوستاني كه بدون اين مشكلاتي كه ما داريم, راحت و سه سوته ميريد توالت, مي‌بينيد چقدر خوش‌به‌حآلتونه و از اين حرف‌ها, اما با خودم گفتم اگه اين بار هم از توالت رفتن بنويسم حتما اون كساني كه هميشه نيمه‌ي خالي ليوان را مي‌بينند ميگن:اه اه اه, اينجا ديگه چيزي كم از توالت عمومي نداره, پس من هم موضوع را عوض كردم و چيزي از توالت و توالت‌رفتن ننگاشتم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: خوزستاني, دوست تازه‌, كشتي, كشور, مصر, مفهوم, يكي از هزاران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1385 ارسال نظر(24)

نتيجه‌ي گل دار رفتن

بهار فصل اميد و سبزيه, من بهار را بي‌نهايت دوست دارم, لطافت هواي بهاري خيلي روح نوازه. دوست ندارم توي اين روزهاي قشنگ چيز ناخوشايند اينجا بيارم, اما چيز بهتري يادم نماياد: هميشه كوتاه‌ترين راه بهترين راه نيست, اگه بي‌فكر دست به كاري زده بشه معمولا نتيجه‌ي كار بسيار بد از آب درميآد. يه سرويس كار وسايل خانگي اومده بود خونمون من را كه ديد گفت پسر خاله‌اش از زندگي سير شده بوده, پس ميره يه گوشه‌اي خودش را دار ميزنه!! همون موقع كه اون بنده خدا بين زمين و آسمون داشته دست و پا ميزده يكي پيدا ميشه و اون مرد نا اميد از طناب آويزان را از آويزان بودن نجات ميده و افقيش ميكنه روي زمين, از اون روز تا حالا اون مرد نا اميد همونطور افقي مونده چون حالا ديگه قطع نخاع شده, اون هم از بدترين نوعش: يعني از ناحيه‌ي مهره‌ي اطلس. احتمالا الان ديگه ميفهمه كه قبلا چقدر نابينا بوده كه اونهمه دارايي و خوشبختي را نمي‌ديده.

پايانه: دوستان معلول تهراني كه اتول دارن براي گرفتن آرم تردد در محدوده‌ي ترافيك ميتونن به انجمن معلولين ايران, واقع در ميدان بهارستان, پشت مجلس, كنار روزنامه‌ي جمهوري اسلامي مراجعه كنند. قبل از مراجعه, با انجمن تماس بگيريد تا بگن: كي, كجا و با چه مداركي بريد.(اوفتاد)

دكتر رضا رئيسي در حال نوشتن كتاب جامع و كاملي در باره‌ي دانستني‌هايي كه يك معلول نخاعي و خانوادش بايد بدانند, هستند. كساني كه در مورد توانايي جنسي در قطع نخاعي‌ها سئوال دارن, ميتونن از جناب آقاي دكتر درخواست كنند كه اين بخش كتاب براشون بصورت يك داكيومنت وورد ارسال بشه.

  تمبرهاي كارتوني




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: اميد, بهار, دار, فصل, قطع نخاع, مهره‌ اطلس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 اسفند 1384 ارسال نظر(35)

1117

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد. سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي‌تواند ادامه دهد. آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.  پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود. آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محكم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند. اما هيچ اتفاقي نيفتاد! در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پروازكند. چيزي كه آن شخص با همه مهربانيش نمي‌دانست اين بود كه محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن، راهي بود كه خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز كند. گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست كه در زندگي نياز داريم. اگر خدا اجازه مي‌داد كه بدون هيچ مشكلي زندگي كنيم فلج مي‌شديم و به اندازه كافي قوي نبوديم و هرگز نمي‌توانستيم پرواز كنيم.

1350/11/17




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: پروانه, پيله, ترشح, خزيدن, سوراخ, قيچي,

نویسنده : تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1384 ارسال نظر(0)

شفا و....

نظر شما در مورد شفا يافتن و معجزه الهي چيه؟؟ تا حالا چند نفر از دوستان كه من باعث تشويش اذهانشان شدم با تعجب گفتن كه خواب من را ديدن؟!!؟ توي خواب دوستان, من سالم بودم و روي پاهاي خودم حركت مي‌كردم!! و اين باعث شده كه اون دوستان توي خوابشان با خودشون بگن: اي بابا, اين مهرداد عجب آدم كلاش و دروغ‌گويي هستش‌هآااا. چند روز پيشي‌ها يكي از دوستان خواب ديده بوده كه من روي ويچلير نشسته بودم و يه‌دفعه شفا گرفتم و پاشدم و راه رفتم. من الآن‌ها ديگه توي بيشتر خواب‌هام خودم را روي ويلچر مي‌بينم خيلي راحت و تيز و بز با ويلچر حركت مي‌كنم(برعكس زمان بيداري). در مورد شفا و معجزه: من منكر شفا و معجزه نيستم اما اعتقادم اينه كه شفا و معجزه الهي به آدم‌هايي مثل من در دادن صبر و تحمل سختي‌ها و دردهاي آشكار و پنهان زندگي روزمره است. يعني اينكه شفايي هم اگر براي ما باشه توي ذهن ما صورت مي‌گيره.

پاورقي: دو هفته‌اي ميشه كه خطوط اينترنت راه نميده, توي اخبار اعلام شد كه براي بالابردن پهناي باند اينترنت كابل فيبر نوري ايران به كابل فيبر نوري افغانستان متصل ميشود

وب‌سايتي به زبان كردي

مقام معظم رهبري و ولي امر مسلمين جهان: حضرت آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: تشويش اذهان, دروغ‌گو, شفا يافتن, صبر, معجزه الهي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 دی 1384 ارسال نظر(21)

مغايرت‌های زمان ما

ما امروزه خانههای بزرگتر اما خانوادههای كوچك‌تر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان كمتر, مدارك تحصيلی بالاتر اما درك عمومی پايينتر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخي كمتر داريم, متخصصان بيشتر اما مشكلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی كمتر, بدون ملاحظه ايام را میگذرانيم، خيلی كم میخنديم، خيلی تند رانندگی مي‌كنيم، خيلی زود عصبانی میشويم، تا ديروقت بيدار مي‌مانيم، خيلی خسته از خواب برمي‌خيزيم، خيلی كم مطالعه مي‌كنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه مي‌كنيم و خيلی بندرت دعا مي‌كنيم, چندين برابر مايملك داريم اما ارزشهايمان كمتر شده است خيلی زياد صحبت مي‌كنيم، به اندازه كافي دوست نميداريم و خيلی زياد دروغ میگوييم, زندگی ساختن را ياد گرفتهايم اما نه زندگی كردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزودهايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان, ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع كوتاه‌تر، بزرگراه‌های پهن تر اما ديدگاههای باريك‌تر, بيشتر خرج مي‌كنيم اما كمتر داريم، بيشتر میخريم اما كمتر لذت میبريم, ما تا ماه رفته و برگشتهايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يك سوی كوچه به آن سو برويم, فضا بيرون را فتح كردهايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شكافتهايم اما نه تعصب خود را, بيشتر مينويسيم اما كمتر ياد ميگيريم، بيشتر برنامه ميريزيم اما كمتر به انجام  ميرسانيم, عجله كردن را آموختهايم و نه صبر كردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايينتر, كامپيوترهای بيشتری ميسازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری كنيم، اما ارتباطات كمتری داريم ما كميت بيشتر اما كيفيت كمتر داريم ، سودهای كلان اما روابط سطحی, فرصت و تفريح كمتر و تغذيه ناسالم‌تر داريم, طلاق بيشتر و خانوادههای از همپاشيده داريم و بدين دليل است که پيشنهاد مي‌شود: از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيت‌های خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يك موقعيت خاص است, زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را كه دوست داريد ببينيد, زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلكه زنجيرهای ازلحظههای لذتبخش است, از جام كريستان خود استفاده كنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه كه دوست داريد از آن استفاده كنيد, عباراتی مانند ”يكي از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج كنيد بياييد نامهای را که قصد داشتيم ”يكي از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم, بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم هيچ چيزی را كه ميتواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد, هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نمي‌دانيد كه شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد, اگر شما آنقدر گرفتاريد که وقت نداريد اين پيغام را برای كساني كه دوست داريد بنويسيد، و به خودتان ميگوييد كه ”يكي از اين روزها“ آنرا خواهم نوشت، فقط فكر كنيد يكي از اين روزها“ ممكن است شما اينجا نباشيد كه آنرا بنگاريد! پاورقي: اگر كسي توي سرما يه دفعه پهلوهاش شروع كرد به مورمور كردن و يا اينكه حالت‌هايي مثل فروريختن دل پيدا كرد و بعد چند دقيقه لرزش گرفت, بدونه كه كليه‌هاش چائيده, چاره و درمان سريعش خوردن دوتا استامنيفون‌كدوئينه باهم استش. 

دنيايه كوچك من  وبلاگ يه خانم نوجوان قطع نخاع استش

متن بالا به انگليسي

Paradox of Our TimesToday we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less timewe have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgmentWe have more experts, but more problems; more medicine, but less wellnessWe spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldomWe have multiplied our possessions, but reduced our values We talk too much, love too little and lie too oftenWe‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to yearsWe have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpointsWe spend more, but have less; we buy more, but enjoy it lessWe've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighborWe've conquered outer space, but not inner space We've split the atom, but not our prejudicewe write more, but learn less; plan more, but accomplish lessWe've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower moralsWe build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication We are long on quantity, but short on qualityThese are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationshipsMore leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homesThat’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasionSearch for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needsSpend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you loveLife is a chain of moment of enjoyment, not only about survivalUse your crystal goblets Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want itRemove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday” Let’s write that letter we thought of writing “one of these daysLet’s tell our families and friends how much we love them Do not delay anything that adds laughter and joy to your lifeEvery day, every hour, and every minute is special And you don’t know if it will be your lastIf you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “ Just think…”One of these days “, you may not be here to send it !




:: موضوعات مرتبط: شاد زیستن، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: Paradox, مغايرت‌,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 دی 1384 ارسال نظر(22)

نكته هاي ضروري در مورد...

ايميل هاي من و حامد در مورد ازدواجش البته با حذف احوال پرسي و....:

حامد عزيز فكر كردن به فكر نظر شما چند سئوال را پيش مياره

  1. آيا پدر و مادر شما با شما براي چنين خواستگاريي با شما همراهي ميكنند؟؟

  2. تحصيلات شما چقدر است؟؟

  3. آيا شما سربازي رفتيد؟؟

  4. آيا شما شغل خوب و پر درآمدي داريد؟؟

  5. آيا شما مسكن داريد؟؟

  6. آيا شما كمبود نداريد كه اينهمه آدم سالم را ول كرديد و زن معلول ميخواهيد؟؟

  7. آيا شما براي اثبات سلامت رواني حاضر به مراجعه به پزشك اعصاب و روان هستيد؟؟ در ضمن حامد عزيز شما هنوز براي چنين تصميم هايي خيلي خيلي كم سن هستيد اينطور ازدواج ها بايد با يه پيش زمينه ي عشقي و احساسي شروع بشن با در نظر گرفتن تمام مواردي كه من گفتم و خيلي چيز هاي ديگر، نه اينكه آدم اول تصميم به ازدواج با معلول بگيره و بعد دنبال موردش بگرده. معلوليت جسماني مدل هاي مختلفي داره از معلوليت هاي ناپيداي ژنتيكي بگير تا ذهني حركتي بگير تا ناشنواوا و نابينا و ناگويا و آدم سوخته و فلج اطفالي و قطع عضو و قطع نخاع و........ شما ميتوني كدومشون را تحمل كني، با اين دختر هاي جور واجور و تيتيش ماماني توي كوچه خيابون من يقين دارم كه شما حتي نميتوني يه همسر دماغ گنده را تحمل كني چه برسه به اينكه هرچي به همسر زيبات ميگي عزيزم دوست دارم بهت: بگه هان ؟؟ چي ميگي؟؟ خلاصه كه من با گفته هاي شما عقلاني برخورد ميكنم ميتوني ناراحت بشي من ناراحت نميشم.

جواب حامد به متن بالآ : خيلي تند جواب داديد ولي سعي ميكنم كامل و آرام  جوابتونو بدم.

  1. من 22 سال سن دارم .

  2. داراي شغل دولتي و حقوق كارمندي.

  3. ديپلم رياضي هستم و بزودي دانشجو خواهم شد.

  4. تست عقل و روان هم اگه لازم باشه ميدم .

  5. اگه طرف مقابلم دماغش گنده باشه قبول نميكنم (مگه مغزم مشكل داره؟) از نظر مسكن هم مشكل ندارم مبايل دارم و تا 1.5 سال ديگه (اميدوارم) اتومبيل هم بخرم. اگه اين تصور اشتباه براي شما پيش آمده كه من با اين نهيب ها جا خواهم زد اشتباه ميكنيد . مگه من قرار خودمو شهيد بكنم يا اسمم رو تو تاريخ ثبت كنم كه برم همسر دماغ گنده و..... بگيرم؟ من گفتم و باز هم تاكيد ميكنم معلول يا فلج  و منظورم فردي است كه نقص عضو داشته باشد نه نقص عقل . اگر هم ميبينيد كه سعي ميكنم شما رو واسطه كنم براي اينه كه شما رو فردي روشنفكر و البته هم درد با اين گروه از افراد ميدانم .

جواب من به حامد : عزيز دل مهم ترين سئوال من را جواب ندادي: پدر و مادر شما براي شما به خواستگاري دختري ميرن كه نتونه حتي روي تختش بشينه چه برسه به اينكه براتون چايي و صبحانه و نهار درست كنه خانه را تميز كنه و........ البت همه ي معلول ها به اين ناتواني كه من ميگم نيستن اما بايد خونه ي پرش را در نظر گرفت. خوب از نظر شغل و تحصيل بد نيستي اما بدان كه بيشتر دختر هاي معلول بسيار تحصيل كرده هستند و اين در آينده ي يك ازدواج خيلي مشكل دار خواهد شد. دماغ بزرگ با يه عمل يه مليوني درست ميشه اما آدم هاي معلول هر چند وقت يه بار عمل هاي يه مليوني دارن نه براي برطرف نمودن معلوليتشون بلكه براي اون كه همينطور معلول سالم بمونن. آدم كر و لال كه مشكل جسماني نداره و از زيبايي هم ميتونه بسيار بهرمند باشه. جسم مشكل دار روح آدم ها را مشكل دار ميكنه نه روح فرد معلول بلكه روح طرف مقابلش رو ميگم. البته كه خيلي از معلول ها هم روحشون مشكل دار هست. هركسي معلوليت و آدم هاي معلول را به يه چيزي تشبيه ميكنه. من ميگم: فرد معلول مثل پل ميمونه، پلي از دنيا به آخرت، حالا ميشه از روي پل رد شد و ميشه به هر دليلي از روي پل پريد يا پرت شد پائين. پل ها شكل و مكانشون با هم فرق ميكنه يه پل ممكنه امنيت و يا ترس را به آدم القاء كنه، نوع معلوليت و روحيه آدم ها هم همينطوره. در آخر : 22 سالگي براي ازدواج خيلي زوده و من پيشنهاد ميكنم تا ليسانست را نگرفتي ازدواج نكني و جواب حامد به من : نظر شما رو درمورد سن ازدواج شنيدم. من اصلا به ايدئولوژي شما اعتقاد ندارم . اين كه حتما بايد به سقف سن 24 يا 25 برسيم براي ازدواج جزو عقايدي است كه به ماها تزريق كردن. من هر روز به وبلاگ سر ميزنم و به دوستاني كه پيغام گذاشتن ميل زدم و كمابيش با آنها در ارتباط هستم. من همچنان مصرانه بر ازدواج با فردي كه وصف اون شده رو دارم و به هر طريق ممكن سعي ميكنم به اين هدف جامه عمل بپوشانم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: ازدواج, خواستگاري, سربازي, شغل, معلول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 مرداد 1384 ارسال نظر(32)

مشق عشق

سريال تلويزيوني مشق عشق را ديديد؟؟ موضوع محوري اين سريال زندگي (اميد) يك جوان قطع نخاع با حاشيه هاش بود. ضعف اين سريال اون بود كه در جايي تمام دغدغه هاي ذهني اميد را بي كاري او جلوه ميداد ولي كارگردان خيلي ساده و راحت از كنار اين موضوع گذشت و تمام دغدغه ي اميد(بيكاري) در ورزش كردن او پاك و محو شد. خوب، مشكل كار و مشكلات مالي يقينا دغدغه ي ذهن همه ي افراد جامعه است سالم و معلول هم نداره. مهمتر از دغدغه ي مالي براي يك فرد قطع نخاع دغدغه هاي جسمي فرد است كه بسيار براش مهم و گاهي عذاب آور است. من ميگم بزرگترين دغدغه هاي ذهني من به عنوان يك فرد قطع نخاع : 1- يبوست 2- بيرون روي(ضد يبوست) 3- امكان پس زدن ادرار از مثانه به كليه ها و از كار افتادن كليه ها 4- عفونت ها و 5- پيشگيري از زخم بستر، است. كاشكي توي اين سريال براي كمي آموزش هم كه شده نحوي شلوار پوشيدن و سوار ويلچر شدن اميد را نشان ميدادند، چون اينها هم از لزومات زندگي هر روزي يك فرد قطع نخاع قبل از سر كار رفتن است. آمآااااااا نكته ي مثبت سريال مشق عشق اين بود كه نشان ميداد كه همه ي آدم ها در هر سطحي كه باشند بدون مشكل نيستند. مشكل هر كس هر طور كه حل شد مشكل اميد فقط با ورزش حل شد.

پاورقي : آيا برنامه هاي سيما(بخصوص خبرها و گوينده هاش) شما را هم مثل من به شدت عصباني و مجبور به گفتن بد و بيراه ميكند؟؟ بعضي از گوينده هاي خبر با حماسي اخبار گفتنشون واقعا گندش را در ميآرنآااا. آيا اخبار هم بايد بد آموزي داشته باشه و عامل ضد فرهنگ باشه و مردم را بسوي پرخاشگري ببره؟؟

وبلاگ هاي يك معلول قطع نخاع(من) :

http://irannik.persianblog.com

http://iran.special20.ir

http://iranabc.mihanblog.com

http://fishiran.persianblog.ir




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: آموزش, اميد, دغدغه, سريال, عشق, كار, مالي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 تیر 1384 ارسال نظر(47)

همه چيز مثل كفش

چند روز پيش با داداشم رفته بوديم مركز شهر تهران(پيچ شميران). سر راه برگشت به فروشگاه هاي كفش ملي و كفش بلا كه اونجا بودن سري زديم تا ببينم كفش بدرد بخور برام دارن يا نه؟؟ اجناس اونها نسبت به آخرين باري كه من كفش هاشون را ديده بودم(12سال پيش) خيلي مد روز تر و شيك تر شده است. من يه كفش سندل با كفيه ي نسبتا كلفت و نرم با رو و جلو و پشت باز و با بند هاي چسبي ميخواستم كه در فروشگاه كفش بلا گيرش اوردم(قيمت5هزار تومان). آدم ها وقتي ميخوان كفش و لباس بخرند چند هدف براي خريدشون دارند. مثلا: 1- مد روز باشه.2- جنسش خوب باشه. 3- قيمتش مناسب باشه. 4- برازنده باشه. 5- اندازه باشه. 6- حداكثر كاربري را داشته باشه. و......... جاي تعجبه كه خيلي ها براي خيلي از كارها اندازه ي خريد لباس برنامه و هدف ندارند. مثلانش: خيلي از بروبچ عاشق عشق هستند. اگه از اين برو بچ بخواي هدفشون را از بدست آوردن عشق بيان كنند من شك دارم بتونن بيشتر از دو دليل بيان كنند. يه كارشناسي توي راديو به طالبان عشق و ازدواج ميگفت، اگر ميخواهيد عشق و ازدواج مناسبي داشته باشيد بايد بتونيد به اين سئوال جواب بديد كه: شما الآن چه هستيد و چه داريد و بعد از عشق و ازدواج چه خواهيد بود و چه خواهيد داشت ؟؟. راستي برو بچ شما براي عشق و ازدواج چند هدف ميتونيد بشماريد؟؟
پاورقي : بفرموده ي ولي امر مسلمين جهان حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي: در خانواده هايي كه فردي معلول هست، پسر خانواده ميتونه از خدمت سربازي معاف بشه. البته ميزان و نوع معلوليت ها در قانون نظام وظيفه مشخص شده. يه نفر رفته بوده كه از اين قانون استفاده كنه. ازش پرسيده بودن چه كسي از شما معلوله و چقدر معلوله؟؟ گفته بوده داداشم معلوله و 3 تا از انگشتاش قطع شده. به اين آدم ساده لو و خوش خيال گفته بودند كه: خود داداشت نميتونه از سربازي معاف بشه حالا تو ميخواهي از جانب او معاف بشي!!!؟؟(آي كي يو)




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، طنز، تجربه‌، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: برنامه, خدمت, خريد لباس, سربازي, كفش سندل, معاف, هدف,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اردیبهشت 1384 ارسال نظر(32)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.