💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


سال نو مبارک

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده‌ها

ای تدبیر کننده روز و شب

 ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر

حال مارا به بهترین حال دگرگون کن

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم

بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: ایرانیان, باستانی, تدبیر, خجسته, سال نو مبارک, عید, نوروز, یادگار,

نویسنده : تاریخ : پنج‌شنبه 29 اسفند 1392 ارسال نظر(4)

تولید سلولهای عصبی جدید در مغز و طناب نخاعی

دانشمندان نشان دادند که امکان ایجاد نورون‌ها از سلول‌های خود فرد جهت ترمیم آسیب‌های مغزی و نخاعی و درمان بیماری‌هایی چون آلزایمر وجود دارد، ولی هنوز آنها از اینکه این نورون‌ها هر بهبود عملکردی را نشان می‌دهند یا خیر اطمینان ندارند. آسیب‌های نخاعی منجر به از دست دادن برگشت ناپذیر نورون‌ها می‌شود و می‌تواند موجب عملکرد ناقص نورون‌های حرکتی و حسی گردد. دانشمندان امیدوار هستند که تولید دوباره این سلول‌ها می‌تواند در ترمیم این آسیب‌ها مفید باشد. اما طناب نخاعی افراد بالغ توانایی محدودی در تولید نورون‌های جدید دارد. پزشکان سلول‌های بنیادی را جایگزین نورون‌ها کردند، ولی با موانع و مشکلات دیگری روبرو شدند. بنابراین نیازی به روش نوین دیگری جهت جایگزینی نورون‌های از دست رفته وجود دارد. در ابتدا محققین موفق به تغییر آستروسیت‌ها به شبکه‌ای از نورون‌ها در موش شدند. اکنون آنها توانستند آستروسیت‌های تشکیل دهنده اسکار را در طناب نخاعی موش‌های بالغ به نورون‌ها تبدیل کنند. آستروسیت‌ها به فراوانی وجود دارند و هم در مغز و هم در طناب نخاعی پراکنده شده اند. در پاسخ به جراحات این سلول‌ها تکثیر یافته و در تشکیل اسکار شرکت می‌کنند. زمانی که بافت اسکار شکل گرفت، ناحیه آسیب دیده را عایق بندی کرده  و یک سد بیوشیمیایی و مکانیکی را برای باززایی نورون‌ها ایجاد می‌کند. این مطالعه گزارش کرد که تولید نورون در طناب نخاعی موش‌های بالغ و پیر در هر دو جنس اتفاق می‌افتد، اگرچه سرعت پاسخ آنها در موش‌های پیر کندتر می‌باشد. هم اکنون دانشمندان به دنبال سرعت بخشیدن به این فرآیند می‌باشند. در حدود 4 هفته تشکیل نوروبلاست ها و 8 هفته بلوغ آنها به نورون‌ها زمان می‌برد، که این فرآیند کندتر از شرایطی است که در آزمایشگاه رخ می‌دهد. در طناب نخاعی نورون های بالغ القا شده توسط از بازبرنامه ریزی آستروسیت‌های موجود پس از گذشت 210 روز پس از شروع آزمایش ایجاد شدند. بدلیل آنکه در بازبرنامه ریزی سلول‌ها به مراحل اولیه تکوینشان، احتمال رشد تومور وجود دارد، محققین موش‌ها را در طی مطالعه برای مدت یک سال از نظرعلایم تشکیل تومور مورد بررسی قرار دادند و هیچ علایمی را گزارش نکردند. منبع

پيوست: همچنان عرق میکنم فجیع. نکته جالب اینه که وقتی روی ویلچر نشستم و یا به پهلو خوابیدم عرق نمیکنم، فقط وقتی طاقباز خوابیدم عرق میکنم.

  مشاوره اینترنتی برای افراد دچار آسیب نخاعی

 اخبار داخلی سلول های بنیادی

 اخبار بین المللی سلول های بنیادی

 مقالات تخصصی سلول های بنیادی

 سایت های مرتبط با سلول بنیادی

 بانک خون بندناف رویان

 مرکز تحقیقاتی و درمانی ناباروری یزد

 انجمن دیابت ایران

 انجمن دیستروفی ایران

 مرکز تحقیقات هماتولوژی




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك،
:: برچسب‌ها: آزمایش, آسیب نخاعی, اخبار, انجمن, بلوغ, پاسخ, پزشکان, ترمیم, درمان, دیستروفی, رایگان, سئوال, سلول های بنیادی, مشاوره, هماتولوژی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392 ارسال نظر(10)

عشقه حیونکی

حرف از عشق در نگاه اول بود تو تلویزیون که

همسرم پرسید: تو درنگاه اول عاشق من شدی؟

گفتم: نه مگه خرم.

همسرم پرسید: الان چی عاشقم هستی؟

گفتم: آدم باید درمورد طرف مقابلش نظر بده که عاشقش هست یا نه. شما باید بگی که من عاشقت هستم یانه؟ من میتونم بگم که شما عاشق من هستی یا نه.

همسرم پرسید: خوب من عاشقت هستم یا نه؟

گفتم: بــعــلـه که هستی. گفت: چطوری؟ گفتم: مثل سگ.

گفتم: حالا من چی عاشقت هستم؟ گفت: معلومه که هستی.

گفتم: حالا بپرس چطوری؟ همسرم گفت: چطوری؟

گفتم: مثل خر




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، تجربه‌، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: تلویزیون, عشق در نگاه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392 ارسال نظر(9)

سنت شکنی

همسرم پرسید: بنظرت برای خانم همسایه که از مکه برگشته چی ببرم؟

کاملا جدی گفتم: مهر و جانماز و تسبیح.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز،

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392 ارسال نظر(6)

تلخ و شیرین زندگی

به غیر از اینکه همچنان دارم عرق می‌ریزم و بسی ناجوانمردانه رنج‌آور است این حکایت، بورس هم بسی ناجوانمردان در حال ریزش است و در حال تلخ کردن کام سهامداران می‌باشد، البته بورس هر روز که کام سهامداران پیشین را تلخ می‌کند شیرین میشود برای کسانی که نقدینگی دارند و مترصد ورود به بورس بودند. از ناملایم‌آت که بگذریم، شکر خدا زندگی و روزگارم بسیار شاد و شیرین و آرام و بکام است.

پاپوش: رحمت خدا و برکت زندگی ما، امیرفرهاد نازنین‌مان هر روز بزرگتر میشود و رنگ تازه‌ای به زندگی ما می‌بخشد، شکر خدای مهربان برای اینهمه لطفی که به ما دارد. ایشاالله خدا به همه آرزومندها فرزندانی سالم و صالح عنایت کند.عکس من و پسر.

 صدای شکم از کجا می آید و چرا؟

 حل المسائل نفخ

 سه دسته مشكلات معده




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، لينك، ازدواج معلولین، عکس،
:: برچسب‌ها: برکت زندگی, بورس, تلخ, حکایت, حل المسائل, رحمت خدا, رنج‌آور, رنگ, ریزش, سهامدار, شاد, شکر, شکم, شیرین, صدا, عرق, عکس, فرزند, مشكلات معده, ناجوانمردانه, نفخ, نقدینگی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 ارسال نظر(10)

پیری و هزار درد

توی این سفیدی سرمای زمستان و هنرنمایی و برف افشانی پر و پیمون ننه سرما و رفتن ملت نه‌جیب ایران توی صف سبد کالا، من تا بالای سر خزیدم زیر پتو و شُر و شُر عرق میریزم. عرق کردنم نه از گرماست و نه از تب و نه از ریزش این روزهای بازار بورس، بلکه از داروهایی است که خانم دکتر صادقی، دختر خاله گرامیم برام تجویز نمود. یکی از داروها که خارجی هم هست وظیفه‌اش بهبود حرکت و باکتری‌های روده است و همین دارو سیستم اتونوم بدنم را حساس و فعال کرد و باعث شد هر روز برم توالت و این برنامه برای من که توالتم را برای جلوگیری از افت دمای بدن با حمام یکی کردم سخته. خلاصه خوردن داروها را قطع کردم اما همچنان عرق میکردم فراوان. گفتم شاید اگر بروم توالت و بقایای داروها از بدنم دفع شود عرق کردنم قطع شود. اما فقط از شدت‌اش کاسته شد. باخودم فکر کردم شاید این نوعی حساسیت باشه، پس یه قرص آنتی‌هیستامین خوردم، خوشبختانه جواب خوبی داد و مقدار زیادی از آزاردهندگی عرق کردنم کاست اما همچنان عرق کردن ادامه دارد.

ته‌بندي: از اینکه پرونده‌ی عرق کردنم ختم بخیر شده بود خوشحال بودم اما دوباره این داستان شروع شد تا قطع شدنش دلیلی باشه برای خوشحالی مجدد.

بابا مهرداد و پسرش امیرفرهاد زندی




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، لينك، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آزار, بازار بورس, باکتری, برف, پتو, پیر, تجویز, توالت, حمام, دارو, زمستان, سبد کالا, صف, عرق, قرص, ننه سرما, هنر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392 ارسال نظر(8)

دارو میخوریم

هرچه من مصمم بودم برای جراحی و خارج نمودن کیسه‌ی صفرام، دخترخاله‌ام که پزشکه مخالف جراحی بود. میگفت: فکر نکن اگه کیسه صفراتو دربیاری خوب میشی، کلی مشکل به مشکلاتت اضافه میشه. خانم دکتر یه نسخه با کلی دارو معده و روده، برام نوشت و گفت: فعلا اینها را مصرف کن تا ببینیم حالت چطور میشه. داروها را مصرف میکنم، فعلا شکر خدا خوبم.

ته‌بندي: چند روز پیش زنگ زدن منزل و گفتن: تلویزیون BBC داره مطلب: امیرفرهاد وبلاگت را میخونه.

وقتی دارم سر امیرفرهاد را گرم میکنم

این وسیله دارای سیستم عامل مگسروید و تاچ اسکرین است




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، پزشکی و درمان، لينك، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: تاچ اسکرین, تلویزیون BBC, جراحی, سیستم عامل, کیسه‌ی صفرا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392 ارسال نظر(6)

بسوی جراحی

چند روزه که اساسی بیمارم. داستان از خوردن دو قاشق میرزاقاسمی شروع شد. هنوز سفره جمع نشده بود که حس کردم تمام استخون‌هام درد میکنن و لرزم گرفته. فهمیدم باز صفرام کار داده دستم. دوتا قرص هیوسین و دوتا چایی نبات خوردم و زرداب داخل معده را بالا آوردم تا یکم حالم بهتر شد. شب را با تب و لرز و دل‌درد شدید و هذیان بسختی صبح کردم. روز بعد، صبحانه خوردم و تا ظهر خوب بودم، نهار که خوردم دوباره داستانی که تعریف کردم کپی برابر اصل تکرار شد. فردآش هم آش همان آش و کاسه‌ی دل بی‌ظرفیت من همان. 17ربیع داداشم و خواهرم بردنم بیمارستان. دکتر دستور سونوگرافی و آزمایش خون داد. آزمایش خون را خود بیمارستان انجام داد. سونوگرافی را رفتیم خارج از بیمارستان گرفتیم، چون روز تعطیل بود و کلا بیمارستان تعطیل بود. حالا خوبه سفارشمو به رییس بیمارستان کرده بودن وگرنه..... نتیجه اینکه سنگ صفرام شده 12میلیمتر. لوزالمعده‌ی مبارکم هم متورم شده. هرچی به دکتر بیمارستان گفتم: من اومدم که بستریم کنید برای خارج کردن کیسه صفرام. گفت اونم عوارضش زیاده این داروها را که نوشتم بخور تا ببینیم نتیجه چه میشه. نتیجه اینکه دارم هم دارو میخورم هم درد میکشم

پايانه: با داداش و خواهرم رفتیم پیش دکتر گوارش. بعد تعریف کل داستان، دکتر گفت: اول برو آندوسکوپی ببینیم معده‌ات ایراد نداره؟ گفتم: من ده ساله این مشکل را دارم و میدانم صفرامه و دیگه غیر قابل تحمله برام شما لطفا دستور عمل بده.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: آزمایش خون, آش, آندوسکوپی, بیمار, بیمارستان, تب و لرز, تعطیل, تهوع, خوردن, داستان, زرداب, سفره, سونوگرافی, صفرا, عمل, قرص, لوزالمعده‌, معده, میرزاقاسمی, هذیان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 بهمن 1392 ارسال نظر(14)

ختم یک پرونده.

چند وقت بود که: عرق کردن هنگام دفع ادرار حسابی کلافه‌ام کرده بود. همونطور که قبلا حدث زده بودم عرق کردن نابجای بنده رابطه‌ی مستقیم با وضعیت دل و روده‌هام داشت. مثل همیشه فکر کردم به گذشته و به زمان شروع این مشکل و تغییراتی که در رویه عادی گذشته بوجود آمده بود. اول فکر کردم شاید خوردن ماست دلیل این عارضه باشه؟ چند روز ماست نخوردم اما باز عرق کردن شروع شد! خوب که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که این حالت‌های ناخوشایند از زمانی شروع شدن که برای نرم شدن مزاج و روده‌هام شروع کردم به خوردن کیوی، اما چون قبلا زیاد کیوی میخوردم و مشکلی باهش نداشتم حتی یک‌درصد هم به مشکل‌ساز بودنش فکر نکردم. خلاصه کیوی را از فهرست خوراکی‌هام حذف کردم، با این پرهیز، خوشبختانه پرونده‌ی عرق کردنم به سرانجام مطلوب رسید و بسته شد.

پسينه: كيوي داراي مقادير زيادي آنزيم حل كننده پتاسيم به نام پاپايين است كه از نظر تجاري براي نرم كردن گوشت مفيد است اما احتمال دارد براي برخي افراد آلرژي زا باشد. كيوي داراي مقدار زيادي اگزالات است كه موجب تشكيل سنگ در كليه و كيسه صفرا مي‌شود. به همين دليل برای افراد مستعد سنگ كليه و سنگ صفرا مضر است.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آنزيم, اگزالات, پتاسيم, پرهیز, پرونده, تغییرات, جیره, حالت‌های, حدث, ختم, خوراکی, دفع ادرار, رابطه, روده‌ها, سرانجام, سنگ كليه, سنگ كيسه صفرا, عارضه, عرق کردن, کلافه, کیوی, ماست, مزاج, ناخوشایند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 دی 1392 ارسال نظر(6)

فناوری نانو و درمان ضایعات نخاعی

پ‍ژوهشگران مرکز تحقیقات سلولی مولکولی دانشگاه علوم پزشکی ایران با همکاری پ‍ژوهشگاه پلیمر موفق شدند از فناوری نانو برای درمان ضایعات نخاعی استفاده کنند. دکتر محمد تقی جغتایی در کنگره علوم اعصاب پایه و بالینی اظهار داشت: وقتی قطع نخاع صورت می‌گیرد و یا نخاع دچار ضایعه می‌شود در محل ضایعه سلول‌های گلیال جمع می‌شوند که این سلول ماده گلیکو پروتئین را در خود آزاد می‌کند و حاصل آن ایجاد یک سد گلیالی در محل ضایعه است. وی با بیان اینکه رشته‌های عصبی یا آکسون‌ها مغز را به اندام و اندام را به مغز مرتبط می‌کند افزود: رشته‌های عصبی در هنگام ترمیم و رشد به این سد گلیالی برخورد می‌کنند و در نتیجه از رشد این رشته‌های عصبی جلوگیری می‌شود و اصطلاحا، فرد آسیب دیده نخاعی دچار زخم گلیکال می‌شود. دبیر کنگره افزود: پ‍ژوهشگران دو مرکز یاد شده موفق شده‌اند که آنزیمی که مانع از زخم گلیالی می‌شود را از طریق نانو پارتیکل به محل ضایعه تزریق کنند تا آنزیم به تدریج آزاد شده و زخم را از بین ببرد. نانو پارتیکلی که آنزیم را به محل ضایعه میرساند نیز به دست توانای پژوهشگران پلیمر و دانشگاه علوم پزشکی ایران ساخته شده است. جغتایی اظهارداشت: پژوهشگران تحقیقات سلولی مولکولی دانشگاه علوم پزشکی ایران به دنبال راه حلی برای درمان‌های سلولی مولکولی ضایعات نخاعی هستند که در این راستا طرح‌هایی را در دست اجرا دارند. وی گفت: استفاده از سلول‌های مخاط بویایی در درمان ضایعات نخاعی، استفاده از سلول‌های شوآن، سلول‌های مغز استخوان و اخیرا سلول‌های مزانشیم چربی از دیگر طرح‌هایی است که در دانشگاه علوم پزشکی ایران در دست اجرا است. رئیس انجمن علوم اعصاب ایران خاطرنشان کرد: نتایج این طرح‌ها در مدل‌های آزمایشگاهی بر روی حیوانات، آثار خوبی داشته و در مجلات معتبر بین المللی نیز به چاپ رسیده است. جغتایی افزود: استفاده از مهندسی بافت از دیگر طرح‌های در دست اجراست که در آن داربست‌های بیومتریال توسط محققان مرکز تحقیقات سلولی مولکولی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شده است. منبع

پسآمد: چند ساعتی وبلاگ بنده هم فیلتر شد. دلیلش مطلبی بود با عنوان: آگهی ازدواج و همسریابی برای دوستان معلول و عموم. در اون مطلب دوستان معلول خودشونو برای ازدواج معرفی کرده بودن. برای رفع فیلتر مجبور به تغییر و حذف پیام‌ها شدم.

 بازی جذاب و سرگرم کننده‌ی کامپیوتری که فقط با موس انجام میشه:

دانلود بازی مرغ های مهاجم

دانلود  بازی حمله جوجه مرغ ها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، كامپيوتر و رایانه، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آگهی ازدواج, آنزیم, اکشن, انرژی درمانی, بازی, پ‍ژوهشگران, پلیمر, تزریق, جراحي ستون فقرا, دانشگاه علوم پزشکی, درمان ضایعات نخاعی, زخم, سلول‌ شوآن, سلول مخاط بویایی, سلول مزانشیم چربی, سلول مغز استخوان, فناوری نانو, فیلتر, قطع نخاع, ليزر درمانی, معلول, مهندسی بافت, همسریابی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 دی 1392 ارسال نظر(5)

درمان عرق کردن نابجا

برای عرق کردنم دکتر اورولوژ بهم داروی افلوکسیر داد، 5 عدد ازشون خوردم که حس کردم وزوز گوشم بیشتر شده، چون در عوارض دارو این مورد بیان نشده بود برای رفع مشکلم همه‌ی 20 قرص را خوردم. با مصرف این دارو عرق کردنم خوب که نشد هیچ صدایی مثل فس‌فس بخاری گازی وقتی فیتیله‌اش تا ته بالاست مدام تو گوشمه. متاسفانه این عارضه ناشی از مسمومیت دارویی‌ست و درمان دارویی نداره. به احتمال قریب به یقین تنها طب سوزنی میتونه در این مورد جواب موثر بده. برای درمان عرق کردنم زنگ زدم به دآمآد خالم که متخصص مغز و اعصابه و مشکلم را براش گفتم. دکتر گفت: بنظر میاد سیستم اتونوم بدنت فعال شده. روزی دوتا قرص پروپرانولول 10 بخور ببینیم چی میشه. خوشبختانه با خوردن چند قرص 90درصد مشکل رفع شد. من یادگرفتم همیشه بعد هر رویدادی، فکر کنم به عواملی که موجب رخ‌دادن اون رویداد شدن؟ با برسی شرایط فکر میکنم 10درصد باقیمانده از مشکل عرق کردنم ربط مستقیم با وضعیت روده‌هام داره.

پسوند: بزرگان بورس گفتن: هر چند وقت باید از رفتار معاملاتی گذشته خودتون یک کارنامه تهیه کنید، اگر عملکردتون نسبت به بازار خوب بوده پس شما موفق بودید و حتما اگر در آینده نیز همینگونه عمل کنید موفق خواهید بود، و اگر عملکرد خوبی نداشتید با اون روش در آینده نیز موفق نخواهید بود. بنظر من این نکته را نتنها در مورد رفتار معاملاتی در بورس بلکه در تمام شئونات زندگی باید بکار برد.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: بخاری, بورس, دکتر اورولوژ, شئونات, طب سوزنی, عرق کردن, عوارض دارو, فس‌فس, قرص, گازی, مسمومیت, موثر, وزوز گوش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 دی 1392 ارسال نظر(10)

آموزش ورود به بورس و ....

بسلامتی اونقدر هوای شهرهامونو آلوده میکنیم که کار به تعطیلی مدارس کشیده میشه. تو پرانتز بگم خنده دارترین نتیجه این رویداد اینه که چند نفر آدمه ....... فیل‌شون یاد تعویض هندستون کرده. داشتم با همسایه‌مون که 1+12ساله رفته لندن تو فیسبوک حرف میزدم و بهش میگفتم: ارزانی انواع سوخت بزرگترین دلیل آلودگی هوای شهرهاست. خیلی‌ها بی‌مورد ماشین سوار میشن و همه‌ی ما با اندک سرد شدن هوا بخاری‌هامون را روشن میکنیم و فیتیله‌اش را تا ته میکشیم بالا.  همسایه قدیمی گفت: اینجا سوخت خیلی گرانه و ما خیلی کم از وسیله‌ی گرمایشی استفاده میکنیم و با لباس گرم و کیسه آب‌گرم خودمون را گرم میکنیم. به همسایه‌ی قدیمی گفتم: استعمار پیر ملت خودش را اونطوری بارمیاره و ما را طلب‌کار از مملکت خودمون میکنه. اگه من کاره‌ای بودم سوخت را اونقدر گران میکردم که ملت از خیر مصرفش بگذرن. این طرح هدفمندی برای همین امر آمده بود که متاسفانه غوز بالای غوز شد.

پسرفت: دوستان تا بازار بورس داغه برید و از یه کارگزاری بورس درخواست کد سهامداری کنید، بخدا رایگانه. الان حداقل خرید سهم صدهزار تومان شده. وارد بورس بشید معامله را یاد بگیرید و عمری ازش پول دربیارید. حداقل برید توی تالار مجازی بورس ثبت نام کنید و برای شناخت و تمرین، خرید و فروش الکی کنید.

در ادامه مطلب  پیرامون چگونگی ورود به تالار بورس بیشتر بخوانید.

 کتابهایی که خود شرکت بورس پیشنهاد به مطالعه کرده

 مفاهیم پایه و مهم و پیش نیاز ورود به بورس را بشنوید

اطلاعات مهم مالی همه شرکتهای بورسی

 فهرست شرکت‌های کارگزاری بورس

 سایت سازمان بورس و اوراق بهادار

 چگونه در بورس سرمایه گذاری کنیم؟

بورس اوراق بهادار چیست؟ به زبان بسیار ساده، بورس اوراق بهادار یک بازار است، بازاری که در آن، انواع اوراق بهادار از جمله سهام شرکتها خرید و فروش می شود. شاید سوال کنید که خرید و فروش سهام شرکتها یا اصلا سرمایه گذاری در بورس، چه مزیتـی در مقایسه با سایر انوع سرمایه گذاری ها، مثل سپرده های بانکی و یا خرید اوراق مشارکت دارد؟ اولا وقتی که شما سهام شرکتی را خریداری میکنید، به نسبت سهم خود، در سود و زیان آن شرکت سهیـم شده اید، یعنی مثلا اگر شرکت در طول سال 40 یا 50 درصد سود داشته باشد، شما هم به نسبت سهمتان در این سود شریک خواهید بود، بنابراین، برای افرادی که بدنبال کسب سودهای بیشتر هستند، سرمایه گذاری در بورس در مقایسه با بانک یا اوراق مشارکت، جذابیت بیشتری دارد. البته باید به این موضوع هم توجه کرد که خرید و فروش سهام شرکتها در بورس، به همان میزان که امکان کسب بازدهی بیشتر را برای سرمایه گذار فراهم می‌کند، ریسک بیشتری هم دارد، چون همانطور که گفتیم، سهامدار یک شرکت هم در سود و هم در زیان شرکت سهیـم خواهد بود. دومین مزیت بورس هم است که شما با هر مبلغی، حتی با 100 هزار تومان می‌توانید سهام بخرید و برخلاف برخی تصورها، هیچ محدودیتی در این خصوص وجود ندارد، درحالیکه مثلا برای سرمایه گذاری در ملک و ساختمان، سرمایه بسیار زیاد موردنیاز است. مزیت سوم هم این است که بورس، یک بازار قانونی، شرعی، مطمئن و تحت نظارت است و همین حمایت قانونی، می‌تواند موجب اطمینان خاطر سرمایه گذاران باشد. آخرین مزیت بورس هم این است که شما هر وقت که به پول نیاز داشتید، می‌توانید سهام خود را به قیمت روز، بفروشید و این، یعنی قابلیت نقدشوندگـی بالا در بورس، مزیتی که شاید در سایر فرصت‌های سرمایه‌گذاری مثل زمین و ساختمان وجود نداشته باشد. من هم می توانم؟ همه افرادی که به سن قانونی (18 سال) رسیده‌اند، می‌توانند در بورس سرمایه‌گذاری کنند. فقط لازم است قبل از ورود به این بازار، با اصول و مفاهیم سرمایه گذاری در بورس آشنا شوند. خبر خوش دیگر هم اینکه در حال حاضر، امکان سرمایه گذاری در بورس برای همه افراد، با درجه ریسک پذیری مختلف وجود دارد، برای مثال، افرادی که خیلی علاقه‌مند به پذیرش ریسک نیستند می‌توانند ازطریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری و یا خرید اوراق اجاره، وارد بورس شوند، افرادی که توانایی پذیرش ریسک بیشتری را دارند هم می‌توانند بطور مستقیم، سهام خرید و فروش کنند.

اولین گام در بورس چیست؟ اولین گام برای سرمایه‌گذاری در بورس، مراجعه به یکی از شرکت‌های کارگزاری بورس در سراسر کشور و دریافت کد سهامداری است. پس از دریافت کد سهامداری، شما می‌توانید به یکی از روش‌های زیر، سهام و سایر اوراق بهادار را در بورس خرید و فروش کنید: - مراجعه حضوری به شرکت کارگزاری و ارائه سفارش خرید/فروش اوراق بهادار بصورت حضوری - ارائه سفارش خرید یا فروش اوراق بهادار به کارگزار، بصورت تلفنی - خرید و فروش آنلاین (برخط) سهام، ازطریق اینترنت، بدون نیاز به مراجعه به کارگزار در هر صورت، اولین گام عملی برای ورود به دنیای بورس، مراجعه به یکی از شرکت های کارگزاری بورس است.

چرا تالار مجازی بورس؟ همانطور که گفتیم، وقتی فردی سهام شرکتی را در بورس خریداری می‌کند، به نسبت سهم خود، در سود و زیان شرکت سهیم خواهد شد، بنابراین سرمایه‌گذاری در بورس در مقایسه با سرمایه‌گذاری در بانک و یا اوراق مشارکت، هم احتمال کسب بازدهی بیشتری را دارد و هم ریسک بیشتری را متوجه سرمایه‌گذار می‌کند. برای اینکه ریسک سرمایه گذاری در بورس کاهش یابد، لازم است فرد قبل از ورود به این بازار، با اصول و مبانی خرید و فروش سهام در بورس آشنـا شود. تالار مجازی بورس ایران، با شبیه سازی فضای واقعی بورس، این امکان را برای شما فراهم می‌کند که بدون نیاز به پول و بدون آنکه ریسکی را متحمل شوید، سرمایه‌گذاری در بورس را در فضای مجازی (و البته با اطلاعات واقعی) تجربه کنید و هر زمان که دانش و مهارت لازم در این خصوص را کسب کردید، قدم در دنیای واقعی بورس بگذارید، در واقع تالار مجازی بورس ایران دروازه ورود به دنیای بورس است. پس بدون کمترین نگرانی، عضو تالار مجازی بورس ایران شوید و مهارت خود را در سرمایه گذاری، محک بزنید. موفق باشید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، اقتصادی، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: بازار بورس, بخاری, تالار مجازی بورس, تعطیلی مدارس, چگونگی ورود به تالار بورس, خرید و فروش, خنده دار, رویداد, سوخت, طلب‌کار, غوز, فیتیله, فیسبوک, فیل, کارگزاری بورس, کد سهامداری, لباس گرم, لندن, وسیله گرمایشی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 دی 1392 ارسال نظر(5)

عرق کردن هنگام دفع ادرار

چند روز بود که هنگام دفع ادرار تمام بدنم خیس عرق میشد. فکر کردم شاید این حالت بخاطر زخم زیر ساق پام باشه، زخم‌هایی که تحت فشار باشن و بخصوص رفتن ناخن توی گوشت موجب این حالت میشه. چون تب نداشتم به عفونت ادرار فکر نمی‌کردم. نم‌نم مشکل زیادتر می‌شد و بخصوص شب‌ها نمی‌گذاشت بخوابم. بالاخره کلافه شدم و روز پنج‌شنبه رفتم دکتر. دکتر چیزی از مشکل من نفهمید، دارویی برام تجویز کرد که با مصرفش مشکل عرق کردنم رفع شده ولی شدت صدای وزوز یا سوت توی گوش‌هام دوبرابر شده. چون کمتر دکتری تجربه برخورد و درمان ما نخاعی‌ها را داره برای همین معمولا تشخیص درستی از مشکل ما نمیتونن داشته باشند، پس بهتره همیشه پیش بهترین‌ها بریم. من همیشه پیش دکتر نوربالا میرم، او همیشه در ویزیت اول آزمایش ادرار، سونوگرافی و یا عکس رنگی مثانه از بیمار میخواد. متاسفانه روزی که من حالم خوش نبود، روز خوشگذرانی اکثر دکترها و عدم حضورشان در مطب‌ها بود.

پيوست: نیمه‌شب از خواب بیدار شدم، با خودم میگفتم: من کجام!؟ این چه حالتی دارم!؟ من قطع نخاع هستم!؟ چند ساله!؟ 20سال!؟ مگه من چند سالمه!؟ باورم نمیشد 20سال باشه که قطع نخاع هستم!؟ در همون حالت تاریخ‌ها را جمع و تفریق کردم تا باور کردم که 20ساله قطع نخاع هستم.

 روش مخفی کردن کیسه ی ادرار در افراد نخاعی

  امیرفرهاد

 بازی من و پسرم




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، پزشکی و درمان، عکس، تاریخ،
:: برچسب‌ها: آزمایش, ادرار, تاریخ‌, تب, تجربه, خوشگذرانی, دفع ادرار زخم, دکتر, سونوگرافی, عفونت, عکس رنگی مثانه, قطع نخاع, گوش, مشکل, مطب, ناخن, وزوز, ویزیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 آذر 1392 ارسال نظر(15)

حال و روز ما

شکر خدا حال ما خوب است. چند روزی غیبت اجباری داشتم، چون هسته‌ی مرکزی وبلاگ مشکل پیدا کرده بود، امکان ورود به مدیریت وبلاگ را نداشتم.

از چند ماه پیش درگیر زخمی اندازه چشم فردی تنگ نظر پشت ساق پای چپم هستم. از اونجا که زخم با تشک تماس داره خوب شدنش خیلی طول کشیده. البته بیشتر وقت‌ها بالشت ابری کوچکی زیر زانوم بوده تا زخم تحت فشار نباشه. وقتی زخم تحت فشار باشه موجب میشه خیس عرق بشم، این در حالیه که در گرم‌ترین روزهای تابستان اصلا عرق نمیکنم. چون قبلا تجربه استفاده از محصولات کامفیل را داشتم و به این نتیجه رسیده بودم که بهترین درمانگر زخم‌هاست، باز هم از كامفيل مربعي برای درمان استفاده میکنم. در مورد پانسمان کامفیل بدانید.

ته‌بندي: چند روز پیش با روش جراحی و بخیه‌ی جذبی، امیرفرهاد را ختنه کردیم. بچه‌ام چند ساعت اول را ناراحت بود و از آغوش مادرش جدا نمیشد. با خروج اولین جیش بچه کمی آرام شد اما تا دو روز وقتی جیش میکرد سوزش همراه با جیغ داشت. خوشبختانه الان دیگه خوب شده.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، لينك، تجربه‌، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آغوش, اجباری, بالشت ابری, بخیه‌ی جذبی, پانسمان, تشک, جراحی, جیش, ختنه, زخم, سوزش, شکر خدا, عرق, غیبت, کامفیل, محصولات, مدیریت, مرکزی, وبلاگ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 آذر 1392 ارسال نظر(15)

آرزوها

یکی از دوستان پیام داد که: این لینک را بخوان و شرکت کن.

در اون لینک این مطلب هست: مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد تصمیم دارد به مناسبت روز جهانی " ما "12 آذر( روز جهانی معلولین) امسال تعدادی از آرزوهای من و شما را برآورده کند.

من هم مطلب زیر را براشون ارسال نمودم:

آرزوی من دو بخش داره: 1- عمومی. 2- شخصی.

1- آرزوهای عمومی من:

1-1- برگزاری کلاس‌های آموزشی مقدماتی و تکمیلی معاملات بورس اوراق بهادار در مجتمع‌های توان بخشی، برای معلولان.

1-2- دادن وام یکساله به دوستانی که کلاس‌های آموزشی مقدماتی و تکمیلی معاملات بورس اوراق بهادار را در مجتمع‌های توان بخشی با موفقیت ‌گذرانده‌اند.

1-3- ورود دوستان معلول بعد از گذراندن دوره‌های لازمه به آسانترین و پرسودترین کسب و کار آنلاین: بازار بورس اوراق بهادار.

1-4- استقلال مالی دوستان معلول از راه کسب سود از بازار بورس در حد تشکیل خانواده.

1-5- ایجاد سایتی، مخصوص ثبت آگهی ازدواج دوستان معلولی که تمایل با ازدواج دارند.

1-6- ایجاد مرکزی برای دیدار و آشنایی معلولان خواهان ازدواج تحت نظارت مشاوران مجرب. 1-7- ازدواج دوستان معلول و تشکیل خانه و خانواده‌ای مستقل.

2- آرزوی شخصی من:

1- رسیدن عرایض بنده به سمع و نظر افرادی که بتوانند منشع خیر باشند.

پايانه: عصر تاسوعا به خواهرم گفتم: امروز امیرفرهاد 72 روزه که بدنیآ آمده. خواهرم گفت: چه مناسبتی!؟ آدم یاد 72 یار امام حسین میافته.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، اقتصادی، لينك، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: 72 یار امام حسین, آگهی ازدواج, آموزشی, پرسودترین, تاسوعا, تکمیلی, توان بخشی, رعد, روز جهانی معلولین, شخصی, عمومی, لینک, مجتمع, مشاوران مجرب, معاملات بورس اوراق بهادار, مقدماتی, نیکوکاری, وام,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 ارسال نظر(20)

از پسرم

همسرم امیرفرهاد را برد درمانگاه و واکسن‌های دوماهگیش را زد. این واکسن‌های بسیار دردناک را به هر دو ران بچه میزنند و برای اینکه وقتی بچه خوابیده محل تزریق درد نگیره، واکسن را روی ران تزریق می‌کنند. برای تسکین درد بچه، دکتر قطره استامنیفن تجویز کرده بود، که شکر خدا خیلی خوب بچه را آرام می‌کرد، اما در ساعات اول پسرم خیلی درد داشت و بسیار سوزناک و دردناک گریه می‌کرد، بالاخره طاقت من تمام شد و منم شروع کردم به آب‌غوره گرفتن. همسرم از رفتارم شاکی شده بود و میگفت: عوض دلگرمی دادن داری گریه میکنی؟ حالا من باید امیرفرهاد را آرام کنم یا باباشو؟

روز بعد واکسن زدن امیرفرهاد، دختر همسرم زنگ زد و گفت: دیشب خواب دیدم امیرفرهاد اومده تو بغلم و گریه و شکایت میکنه و میگه: مامان منو جیز کرده.

پسآمد: شیرین‌ترین لحظه‌های زندگیمان را امیرفرهاد داره بهمون می‌بخشه. خدای خوبم شکرت.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، ازدواج معلولین، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آب‌غوره, آرام, استامنیفن, بغل, تزریق, جیز, خواب, دردناک, درمانگاه, دلگرمی, سوزناک, همسر, واکسن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 آبان 1392 ارسال نظر(10)

تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمال در بیماران ضایعه نخاعی

تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمال به بیمار ضایعه نخاع گردنی برای نخستین‌بار در بیمارستان شهید دکتر رهنمون یزد توسط دکتر حمید حبوباتی جراح مغز و اعصاب با موفقیت انجام شد. دکتر حبوباتی جراح مغز و اعصاب و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی یزد گفت: در سال‌های اخیر طرح تحقیقاتی با عنوان «تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمال در بیماران ضایعه نخاعی» توسط این تیم پزشکی در ۱۰بیمار قطع نخاع کمری انجام شد که از این تعداد در سه مورد حس و حرکت اندام‌ها به میزان یک یا سه پنجم برگشت پیدا کرد. وی با اشاره به تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمال در بیمار ضایعه نخاع گردنی برای اولین بار در کشور افزود: در این طرح تحقیقاتی تزریق سلول‌های بنیاد در محیط کشت جدید و با تکثیر سلولی بیشتر از طرح اول صورت گرفت. حبوباتی ادامه داد: در طرح اول سلول‌های بنیادی تا ۱۵۰هزار تکثیر شد، ولی در طرح تحقیقاتی اخیر میزان تکثیر سلول‌ها به ۴ تا ۵میلیون سلول افزایش یافت که انتظار می‌رود این افزایش کمیت و کیفیت سلولی تأثیر بسزایی در پاسخ به درمان داشته باشد. وی با اشاره به روند انجام عمل موفقیت‌آمیز تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمال در بیمار ضایعه نخاع گردن افزود: این عمل روی علیرضا شفیق شانزده ساله که در سانحه رانندگی دچار آسیب شدید نخاع گردنی شده بود انجام شد که در نوع خود بی‌نظیر بود. این پزشک یزدی با اشاره به این که نخاع گردنی حساس‌ترین منطقه نخاع است که تمام مناطق بدن از گردن به پایین را عصب دهی می‌کند، افزود: متاسفانه هنوز روش درمانی ثابت شده‌ای برای اینگونه آسیب‌ها کشف نشده است بنابراین بر آن شدیم تا طبق آخرین پروتکل مقالات آمریکایی محیط کشت را عوض کنیم و سپس سلول‌ها را از مغز استخوان لگن بیمار بگیریم و تا تعداد ۴ تا ۵میلیون تکثیر کنیم. این جراح مغز و اعصاب یزدی گفت: پس از گذشت ۲۵روز، این سلول‌ها داخل مایع مغزی نخاعی بیمار تزریق شد که خوشبختانه بعد از ۲هفته حس بیمار از ناحیه گردن به پایین ۸۰درصد بهبود پیدا کرد. حبوباتی افزود: این پروسه تحقیقاتی تنها روی بیماران قطع نخاعی گردن، پشتی و کمر قابلیت انجام دارد که بیش از ۳ماه از ترومای آنها نگذشته باشد و بیمار هیچ گونه حس و حرکتی نداشته باشد. وی گفت: به منظور انجام این عمل روی بیماران مزمن باید تامین اعتبار کافی و تحقیقات بیشتری صورت گیرد که امیدواریم باعنایت خداوند و سپس همکاری مسئولان و همیاری خیرین این امکان نیز فراهم شود.  منبع

پسوند: از دعاهای بعد نماز من: شفای همه‌ی بیماران و درمان پذیر شدن همه‌ی بیماریهای بی‌درمان است.

 آبشاره فتو منو تاژیو

 جلوشو بپاد یا عقبشو




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، تکنولوژی، معارف اسلامی، عکس،
:: برچسب‌ها: آسیب, استخوان لگن, تزریق, جراح مغز و اعصاب, خیرین, دانشگاه علوم پزشکی, سانحه رانندگی, سلول بنیادی, ضایعه نخاع, عضو هیات علمی, عمل موفقیت‌آمیز, کمری, گردنی, مزانشیمال, مسئولان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 آبان 1392 ارسال نظر(11)

من چی میکشم؟؟

تآ حآلآ این جمله رآ شنیدین: بذآر خودت پدر، مآدر، بشی اونوقت میفهمی من چی میکشم. هر وقت از جآنب ما بچه‌هآ استرسی (تاخیر، گرفتآریه شغلی، بیمآری و....) به پدرم وآرد میشه، دستش رآ میگذآره روی قلبش و میگه: قلبم دآره از جآ کنده میشه. تآ قبل دنیآ آمدن امیرفرهآد، هرچی پدرم رآ توصیه به آرآمش میکردم، پدرم میگفت: تآ خودت پدر نشی حآل منو نمیفهمی. یه خرآش به بدن فرزند بدتر از صد زخم شمشیر به بدن پدره. اون روزهآ حس و حآل پدرم رآ ‌نمیفهمیدم. از وقتی که خدا مآ رآ مورد لطف و عنآیت خآص قرآر دآد و امیرفرهآدعزیزمآن رآ بهمون بخشید، دلم اونقدر نآزک شد که کوچکترین مطلب احسآسی اشکمو درمیآره. روزهای اول تولد امیرفرهآد که زردی دآشت برآی خوب شدنش فوری گریه‌ام می‌گرفت. بعد خوب شدن پسرم، به پدرم و بقیه‌ی خآنوآده گفتم: تآزه دآرم معنی اینی‌که پدرم میگه: تآ خودت پدر نشی حآل منو نمیفهمی رآ میفهمم. حآلآ گآهی به شوخی به پدرم میگم: بذآر خودت پدر بشی اونوقت میفهمی من چی میکشم.

پسرفت: از زمآن تولد پسرم تآ حآلآ اونچه که خیلی اذیت و نآرآحتم کرده و خیلی اشکم رآ درآورده: فکر کردن به حآل پدرم هنگآم شنیدن خبر حآدثه و نخآعی شدن من بوده. خدا منو برآی اینهمه زجری که به خآنوآده‌ام تحمیل کردم ببخشه.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، تجربه‌، پند و اندرز، ازدواج معلولین، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: احسآسی, اذیت, استرس, بچه‌هآ, بیمآری, پدر, حآدثه, خرآش, زجر, زخم, زردی, شمشیر, عنآیت, فرزند, فوری, قلب, گرفتآری, گریه, لطف, مآدر, نآرآحت, نآزک, نخآعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 آبان 1392 ارسال نظر(16)

امیرفرهاد

عصر دهم شهریور، مادر امیرفرهاد را بردیم زایشگاه، پذیرش و بستری نمودیم. شب من برگشتم خانه، اما خواهر من و همسرم اونجا ماندن. ساعت 6ونیم صبح خواهرم زنگ زد و گفت: دعا کن زودتر زایمان انجام بشه وگرنه کار به جراحی میکشه. بعد اتمام مکالمه، برای طبیعی انجام شدن زایمان و سلامتی همسرم و فرزندم دعا کردم و نذر کردم مبلغی برای سلامتی همه‌ی مادرها و بچه‌ها هدیه بدیم به بچه‌های مورد حمایت موسسه‌ی محک. کمی از ساعت هفت گذشته بود که خبر دادند: امیرفرهاد ساعت هفت و یک دقیقه به صورت طبیعی دنیا آمد. دوست داشتم همسرم خودش هدیه‌ی بچه‌های محک را تقدیم کنه، پس کمی صبر کردیم تا اینکه همسرم به بانک رفت و نذر من و نذر خودش را روی هم تقدیم بچه‌های محک نمود. قبلا هم بخاطر لطف و عنایت خدا و بخشیدن امیرفرهاد بهمون یه هدیه کوچولو دیگه به بچه‌های محک داده بودیم. از خدای مهربان سپاس‌گزارم که قدرت کمک به هم‌نوع را بهمون داده. از خدای بخشنده تشکر میکنم که بیست برابر هدیه اولمان به بچه‌های محک را فوری بهمون بازگرداند.

پاورقي: اول اینو ببینید: عکس شش ماهگی منه. نمیدونم در این عکس چند ماه دارم اما احتمال زیاد زیر یک‌سالم باید باشه. حالا مقایسه کنید عکس امیرفرهاد را با عکس‌های من و ببینید شبیه من هست یا ......




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، معارف اسلامی، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: امیرفرهاد, بانک, بستری, پذیرش, جراحی, خواهر, زایشگاه, عکس, کمک به هم‌نوع, مادر, محک, نوزاد, هدیه, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 مهر 1392 ارسال نظر(36)

من و قله‌ی دماوند

چند سال پیش داداشم برام تعریف میکرد: همکارش عاشق طبیعت و کوه نوردیه و مدام درحال صعود به قلل مختلف ایرانه. یهو فکری به ذهنم رسید و به داداشم گفتم: به دوستت بگو هر وقت به قله دماوند صعود کرد، یه تکه سنگ از قله برام بیاره. بنظر من گران‌بهاترین سنگی که ممکنه تو ایران یافت بشه همینه. آخه دماوند نشانیست که توی تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران نقش پر رنگی داره و همواره یادآوره استقامت و بلندی و شکوه بوده. خلاصه این داستان چند سالی بود که فراموش شده بود، تا اینکه داداشم آمد پیشم و گفت: چند روز پیش دوستش درحالی که تو راه کتف و شانه‌اش آسیب میبینه به دماوند صعود کرده و برات از اون بالا برات گوهر آورده و داده که بدمش بهت. سنگش اندازه‌ی یه گردوی کوچکه، با سنگی‌هایی که آدم از کوه به ذهنش میاد بسیار تفاوت داره و جرم حجمیش کمه. بسیار گوگردیه، دو رنگ سیمانی و سفید متمایل به کرم داره. و بسیار ترد و خرد شونده است. برای قدردانی و تشکر زنگ زدم به دوست داداشم، میگفت: با اون‌همه دردی که داشتم، تا رسیدیم بالای قله، اولین کسی که به یادم اومد تو بودی، برای همین فوری به دوستانم گفتم: بگردین یه تکه سنگ پیدا کنید من باید ببرم برای کسی. چند دقیقه‌ای از کوه‌نوردی و دماوند و راه‌های سخت و آسان صعود بهش حرف زدیم. یه نکته جالب که از توی عکس‌های اینترنتی قله‌ی دماوند کشف کردم  اینه که دوتا بزکوهی در قله دماوند مردن و مثل مومیایی خشک شدن و تو خیلی عکس‌های کوه‌نوردان هستند. اینو که به دوست داداشم گفتم، در جواب بهم گفت: درسته، بنظر میاد این دو بز راه‌شون را گم کردن و به دلیل گرسنگی و شرایط بد جوی و درجه بالای گوگردی بودن فضا اون بالا مردن و همین شرایط باعث حفظ لاشه‌ی اونها شده.

پيوست: جای بسی خوشحالیه که همه مثل من فکر نمی‌کنند و همه‌ی کوهنوردان دوستانی مثل من ندارن که سفارش سنگ قله بدن وگرنه تا حالا ارتفاع قلل ایران نزدیک به سطح دریا بود.

شکر خدا حال پسرم و مادرش خوب است. خوشبختانه حال خودم هم خوب است. گفته بودم کرخت و سست و بی‌حال و حوصله هستم‌، دلیلش یکی از داروهایی است که دکتر برای رفع عفونت داده. اینو با جستجوی تو نت فهمیدم.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، سیاحت، عکس، تاریخ،
:: برچسب‌ها: بزکوهی, تعریف, تکه سنگ, جرم حجمی, حفظ لاشه‌, داستان‌, راه‌های سخت و آسان صعود, سفارش سنگ, شرایط بد جوی, صعود به قلل مختلف ایران, عاشق طبیعت و کوه نوردی, عکس‌های اینترنتی, قله دماوند, گوگردی, گوهر, مومیایی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 ارسال نظر(19)

در بیمارستان چه گذشت

یه چند روزی بود دل‌درد شدید همراه با تب و لرز و حالت تهو داشتم. رفتم دکتر عمومی، گفت: معده‌ات خراب شده و بهم داروهای معده داد. چند روز دارو میخوردم و مطابق گذشته پیش میرفتم، اما علامت‌های بیماری همچنان پابرجا بودن و حتی بدتر هم میشدن. تا اینکه عصر پنج‌شنبه زنگ زدم اورژانس و اومدن و منو بردن بیمارستان شماره2. در وصف اونجا همین بس که: مرتب چپ و راست‌مون میکردن، دکترش برام عکس رادیولوژی نوشت. آقای عکاس گفت: اینو کدوم دکتر(بووووووق) نوشته؟!؟ مگه از قطع نخاع عکس ایستاده میگیرن؟!؟ به دکتره گفتم: خوب بود دانشگاه علوم پزشکی یه سری کلاس پزشکی کارتون پسر شجاع براتون میگذاشت تا تشخیص درست را یاد میگرفتید. خلاصه از اون بیمارستان رفتیم به بیمارستان بقیة الله و در اورژانس بستری شدم. بماند که پزشکاش همه دستیار پزشکی بودن و از بیماریم سر در نمیآوردن، اما برخوردشون خوب بود، بآلآخره برای یه دستیار جراح عمومی داستان را تعریف کردم و گفتم ما نخاعی‌ها درد و درمانمون را میدونیم، شما فلان کار را بکنید من خوب میشم. بنده خدا حرفم را گوش کرد و کاری که گفتم را انجام داد و من را از دل دردی وحشتناک خلاص کرد. بعد این داستان به دلیل عفونت شدید و عدم وجود پتاسیم در خونم بستری بودم.

پاپوش: در اون حالت دل درد بسیار شدیدی که من داشتم، یه پسر نه‌ساله پدرشو روی ویلچر در حالتی که با چفیه چشم‌هاشو بسته بود و تمام عضله‌هاش مثل چوب شده بود را آورد توی اورژانس، پسره مثل ابر بهار گریه میکرد و پدر با گریه و ناله، فریاد میزد: حاجی نیرو بفرستین، حاجی آتیش بریزین، حاجی بچه‌ها را کشتن و.......... در اون حال خراب خودم فقط برای این پدر و پسر گریه کردم. نامردان روزگار به این مرد جانبازی ندادند.

از همه‌ی دوستانی‌که جویای احوال بنده شدن کمال تشکر را دارم. شکر خدا کل علامت‌های بیماری برطرف شده، اما بسیار کرخت، سست، و بی‌حال و حوصله و کم حرف شدم. تا یک ماه باید دارو مصرف کنم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: اهصاب و روان, اورژانس, بستری, بی‌حال و حوصله, بیمارستان, پتاسیم, تب و لرز, جانبازی, چفیه, حالت تهو, دارو, دستیار پزشکی, دکتر عمومی, دل‌درد, رادیولوژی, عفونت, عکس, قطع نخاع, کارتون پسر شجاع, کرخت, موجی, همراه, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 مهر 1392 ارسال نظر(20)

توضیح عرض میکنم

سلام به همه دوستان گرامی

از عصر پنجشنبه تا ظهر دوشنبه بیمارستان بستری بودم.

یکم حالم بهتر شه توضیح عرض میکنم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان،

نویسنده : تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392 ارسال نظر(18)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.