💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


انتظار بسر آمد

عکس امیرفرهاد و امیرسام زندیبرای اولین بار در آمریکا از تزریق مستقیم سلولهای بنیادی به طناب نخاعی بیماران برای درمان آنها استفاده شده است. پزشکان سلولهای بنیادی مشتق از بافت جنین هشت هفته‌ای را به نخاع مرد 60 ساله‌ای که دچار بیماری ALS پیشرفته بود، پیوند کردند. این برنامه بخشی از مطالعه بالینی بود که برای تعیین بی‌خطر بودن تزریق سلولهای بنیادی به نخاع انجام شد. این بیمار در مطالعات بالینی چندین بار مورد تزریق مستقیم عکس امیرفرهاد و امیرسام زندیسلولهای بنیادی به ناحیه کمری نخاعش قرار گرفت. این ناحیه بدین دلیل انتخاب شده که عملکرد پاها را کنترل می‌کند و اغلب بیماران مبتلا بهALS عملکرد عضلانی پاهایشان را ازدست می‌دهند. محققین می‌گویند که پیش از این نیزچندین مطالعه به تزریق سلولهای بنیادی به بیماران ALS‌ پرداخته بودند ولی این اولین باری است که از سلولهای بنیادی جنین برای درمان استفاده می‌شود و این درمان مورد تایید FDA‌ نیز واقع شده است. این سلولهای بنیادی ویژه که از طناب نخاعی جنین هشت هفته‌ای مشتق شده‌اند، در واقع سلولهای بنیادی عصبی هستند که توانایی تمایز به سلولهای عصبی را دارند. آن چه که باید در مورد این سلولهای بنیادی مشتق از جنین بدانیم این است که این سلولها با سلولهای بنیادی جنینی که به طور متداول می‌شناسیم و از تخریب جنین‌ها بدست می‌آیند فرق می‌کنند. منبع پاورقي: پس از هفته‌ها انتظار بالاخره مهمان عزیزمان از راه رسید. آمد تا گرمای خانواده‌مان را بیشتر کند. آمد تا برادری کند برای امیرفرهاد. آمد تا امیری دگر باشد در جمع مان. امیرسام زندی فرزند عزیزم خوش آمدی به دنیا و زندگی ما.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اخبار ترميم نخاع، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: ALS, امیرسام, امیرفرهاد, پیوند, زندی, سلول بنیادی جنین, سلولهای عصبی, طناب نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 دی 1394 ارسال نظر(10)

ریاضی و درمان نخاع

پژوهشی جدید موجب روشن شدن برهمکنش‌های پیچیده عملکردی سلولهای بنیادی و انتشار مولکولی در بافت عصبی شده است و این امر ممکن است بسیاری از وقایع مربوط به تمایز سلولهای بنیادی و تشکیل بخش قشری مغز را توجیه کند. در حالی که محققین در مطالعات اخیر موفق شده‌اند که روش‌های جدیدی را برای بازسازی سه بعدی بافت‌های عصبی و مسیرهای عصبی در مغز و نخاع ارائه دهند، دکتر ریچارد مک مورتی رویکرد ریاضیاتی جدیدی را برای درک غلظت مواد غذایی درون سازه‌های بافتی سه بعدی و چگونگی اثر گذاری آنها روی رشد بافت ارائه داده است. سلولهای بنیادی دارای رفتارهای منحصربفردی هستند و به غلظت‌های خاصی از فاکتورهای مولکولی پاسخ می‌دهند که این بدین معنی است که درک دینامیک پیچیده سیگنالینگ مواد غذایی، انتشار و متابولیسم در بافت‌های سه بعدی بسیار مهم است. بسیاری از بافت‌های سه بعدی به امید شبیه سازی مینی اندام‌ها از سلولهای بنیادی خود فرد بیمار بازسازی شده‌اند که از جمله آنها مینی مغزها یا ارگانوئیدهای مغزی هستند که میتوانند برای مطالعه بیماریهای عصبی استفاده شوند و یا این که روزی به بافت آسیب دیده بیمار پیوند شوند. بنابراین  توانایی هدایت و راهنمایی تکوین و عملکرد سلولهای بنیادی به سمت اثرات دلخواه در ارگانوئیدها یکی از جنبه‌های مهم این مطالعه است. دکتر مک مورتی در این پژوهش جدید درصدد برآمد که از یک مدل سازی ریاضی استفاده کرده است تا به غلظت دقیق مواد غذایی مورد نیاز برای ایجاد بافت عصبی سه بعدی از سلولهای بنیادی عصبی استفاده کند. با استفاده از این مدل سازی می توان فرایند بهبود مواد غذایی را در ارگانوئید مغزی سه بعدی بهبود بخشید. طی تکوین انسان، سلول های بنیادی از مرکز مغز در حال تکوین به سمت لایه‌های خارجی تر مهاجرت می‌کنند. این مدل ریاضی میتواند محدودیت‌های رشد ناشی از انتشار و متابولیسم را توضیح میدهد و هم چنین جنبه‌های فیزیکی تاثیرگذار رو مهاجرت این سلولهای بنیادی عصبی را نشان میدهد. با استفاده از این مدل سازی ریاضیاتی و فیزیکی شما میتوانید با استفاده از یک معادله متابولیسمی، رفتاری که سلولهای بنیادی در ساخت یک سازه بافتی سه بعدی یا ارگانوئید در پیش خواهند گرفت را پیش بینی کنید. منبع

پيوست: یه مسئله جدی برام پیش آمده که با رویکرد مثبت، دارم حلش میکنم. داستان اینه که پشتم، روی استخوان دنبالچه زخمی پدیدار شد که با روزی 8 ساعت به پهلو خوابیدن داره خوب میشه شکر خدا. البته مرتب به خودم میگم که اون داره خوب میشه و بیشتر شبها قبل خواب میگم: امشب که من میخوابم فکر و ذهنم بیدارن و تا صبح همه یاخته‌های بدنم را هماهنگ میکنن برای بهبود زخم پشتم. جالبه بدانید این شیوه تاثیر زیادی داره.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: بافت عصبی, درمان نخاع, ریاضی, سلولهای بنیادی, مغز, مهاجرت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 دی 1394 ارسال نظر(2)

مهمانه سال نوی میلادی

این روزها ما منتظریم، آخه قراره برامون مهمان بیاد، امیری عزیز، مانی و مانا همراه با شادی و جلال و شکوه.

مهمانی که اصلا مهمان نیست، بلکه صاحب خانه است.

حتما برامون خیر و برکت و روزی بسیار فراوان خواهد آورد.

شکرت خدای بخشنده و مهربان و روزی ده.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، ازدواج معلولین، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: مهمان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 دی 1394 ارسال نظر(9)

تابستان داغ داغ داغ

شاید در بیشتر مدارس در آغاز سال تحصیلی اولین موضوع انشاء تابستان را چگونه گذراندید باشه. من یادم نمیاد این انشاء را در دوران مدرسه نوشته باشم پس الان مینویسم. تابستانی که گذشت سرماخوردم و تمام وقت سرفه میکردم و حالم بسی ناجوانردانه بد بود. شبی روی ویلچر بودیم، برای راحت‌تر سرفه کردن و کامل تخلیه شدن اخلاط داخل ریه، هنگام سرفه نمودن از کمر تا شدم سر و سینه‌ام را با شتاب بسوی زانوهایم بردم، در این موقع صدای طرقی از کمرم شنیدم و با وجود اینکه سوند داشتم، ادرار ازم خارج شد. فوری با ویلچر توالت رفتم دستشویی اما کاری انجام نشد. از اون شب هرچی حس زیر ناف داشتم را از دست دادم و همین موجب شد بعد 22سال باسنم گرفتار زخم فشاری بشه. همه اینها که بر من رفت، علامت‌های اولیه‌ای است که هنگام آسیب نخاعی مشاهده میشه. با پزشک متخصص مغز و اعصاب تماس گرفتم و جریان را براش بازگو کردم. دکتر بهم گفت: احتمالا شوک نخاعی بهت وارد شده. فعلا به کمرت فشار نیار و در اولین فرصت MRI بگیر. خوشبختانه پزشکان رادیولوژ و مغز و اعصاب چیزی درMRI مشاهده ننمودند. زخم روی باسنم با کرم کامفیل معجزه‌گر خیلی زود درمان شد، اما تا امروز خبری از برگشت حس‌های از دست رفته  نشده. پاپوش: مطالب بالا هشدار بود. بدانید و آگاه باشید، انسان بالغ همواره روبه زوال است و این جریان قطعا در وجود ما قویتر از افراد سالم است، پس بهتره از فعالیت‌های پر ریسک پرهیز بشه و بیشترین تلاش در حفظ سلامتی بشه. 




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: MRI, آسیب نخاعی, آغاز سال تحصیلی, تابستان, سرفه, سوند, سینه, شوک نخاعی, علامت, مدارس, موضوع انشاء, ناف, ویلچر توالت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 ارسال نظر(0)

چرا وبلاگ 70روز بروز نشد!؟

سلام محضر دوستان گرامی مدتی بود که وبلاگ به روز نمی‌شد. دلیل این امر مشکل شخصی بنده نبود، بلکه مشکلی بود که شخص بنده با تغییرات در بخش مدیریت وبلاگ ایجاد نمودم و موجب انفجار بنیادی در بخش داخلی وبلاگ شدم، کلا وبلاگ را از داخل پوکوندم و هرگونه دسترسیم به بخش مدیریت غیر ممکن شد. بعد تماسهای متعدد، بالآخره آقا ابراهیم مدیر متخصص و متعهد و خستگی‌ناپذیر سایت اسپیشال با جهد و تلاش بی‌پایان، بر آن مشکل فنی که این جانب موجب شده بودم چیره شدند و وبلاگ را به حال عادی برگرداندیندند.

ته‌بندي: در مدتی که وبلاگ به روز نمیشد اتفاق‌‌هایی رخ داد که به مرور عرض خواهد شد. یکی از این اتفاق‌ها مصاحبه گونه‌ای با بنده بود که در روزنامه همشهری منتشر شد. نویسنده روزنامه‌ی همشهری با خواندن وبلاگ‌های آشنايي با يك معلول قطع نخاع و البته گفتگو تلفنی با بنده، با برداشتی آزاد، مصاحبه‌ای روزنامه و خواننده پسند را منتشر نمودند. در ادامه اصل مطلب منتشر شده را بخوانید:

کلید صبر به هر قفلی می‌خورد!

تا به حال فکر کرده‌اید موقع راه رفتن چطور پایتان را از روی زمین بلند می‌کنید و قدم برمی‌دارید؟

تا به حال به حركات خودآگاه يا حتي ناخودآگاه بدنتان هنگام خستگي فكر كرده‌ايد؟ اصلا مي‌دانيد احساس خستگي هم يكي از لطف‌هاي بزرگ خداوند در حق ماست تا راهي براي مبتلا نشدن به مشكلات جدي پيدا كنيم؟ همين راه رفتن ساده و قدم زدن در خانه و خيابان، براي عده‌اي از جانبازان و معلولان قطع نخاعي مانند يك رؤياست. انگار كه ما بخواهيم با نگاه كردن به يك در بسته، آن را باز كنيم! در اين ميان، مهرداد زندي، جوان معلول قطع نخاعي است كه اگر روزها و سال‌ها هم با او به صحبت بنشينيد، محال است او شكايتي از وضعيتش كند. سختي و مشقت‌هاي زندگي‌اش را برايتان تعريف مي‌كند اما روح صبر درصورتش پيداست و آن يأسي كه بعضي از ما در اثر يك اتفاق ساده دچارش مي‌شويم، هيچ اعتباري پيش او ندارد. مهرداد زندي روز تولدش را 22سال بعد از حضورش در اين دنيا مي‌داند! عجيب نيست وقتي خودش مي‌گويد: «سال 72دوباره متولد شدم و اين بار پا به دنياي تازه و متفاوت از قبل گذاشتم. اين بار بيشتر از من اطرافيانم گريان بودند! اما اين دنيايي است كه من خيلي دوستش دارم و خيلي چيزهايم را مديون آن هستم. من از ورودم به دنياي معلوليت حرف مي‌زنم؛ دنيايي كه باعث شد من درك بهتري از زندگي داشته باشم. مطمئن هستم اگر صد سال در شرايط قبل از معلوليت زندگي مي‌كردم به چنين دركي كه الان دارم، نمي‌رسيدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشتم، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام. اين كار چند حسن دارد؛ مهم‌ترينش هم اين است كه من حالا فقط 22سال دارم!» مهرداد زندي در همين دوران معلوليتش ازدواج كرده و صاحب پسري شده كه حالا تقريبا 2 ساله است. زندگي‌اش هم از راه فعاليت در معاملات بازار بورس، آن هم از طريق فضاي مجازي و با استفاده از اينترنت مي‌گذرد.

  • زندگي كردن بدون داشتن توانايي راه رفتن چطور مي‌گذرد؟

خدا را شكر كه من هم مثل همه مردم زندگي مي‌كنم. هرچند كه زندگي كردن من تا اندازه‌اي با مردم سالم تفاوت دارد. اما خدا را شاكر هستم كه امروز بعد از گذشتن 22سال از آن حادثه‌اي كه منجر به قطع نخاع من شدتوانسته‌ام ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم. من آن را روز هيجان‌انگيز و نقطه عطف زندگي‌ام مي‌دانم. اين روزها هم به‌طور مجازي و از طريق اينترنت در بازار بورس مشغول فعاليت هستم.

  • چرا آن روز تصادف‌تان را روز هيجان‌انگيز مي‌دانيد؟! مگر تصادف كردن، شكستن گردن، قطع نخاع و مشكلات بعد از آن‌چه اثري در زندگي شما داشت كه با نشاط از آن ياد مي‌كنيد و آن را روز هيجان‌انگيز مي‌خوانيد؟

به‌نظر من هيجان‌انگيزترين روز مي‌تواند همان روزي باشد كه آدم در سي‌ام اسفند به دنيا بيايد. كسي كه در اين روز به دنيا مي‌آيد بايد 4سال منتظر فوت كردن شمع تولدش باشد، چه حس خوبي دارد فوت كردن آن شمع! به هر حال آدم‌ها همه يك‌بار به لطف مادر و پدر متولد مي‌شوند، اما من 2 بار متولد شدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشته‌ام، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام.

  • چرا مبدأتولد؟

اين كار چند حسن دارد؛ بهترينش اين است كه من با وجود اينكه طبق شناسنامه متولد سال 1350هستم، اما حالا با گذشتن 22سال از آن روز مهم زندگي‌ام، فقط 22 سال سن دارم و واقعا اين روزها در اين سن زندگي مي‌كنم و بسيار خوشحال و شاد هم هستم.

  • كمي از آن ماجرا بگوييد. چه شد كه از گردن قطع نخاع شديد؟

سال 1372بود كه دوران سربازي‌ام تمام شد. آن زمان اصلا اهل وقت‌گذراني بيهوده نبودم و مي‌خواستم هرچه زودتر شغلي داشته باشم. به همين دليل نخستين كاري را كه به من پيشنهاد شد قبول كردم. همان زمان بود كه موتورسيكلتم نقص فني داشت و من نسبت به آن بي‌توجه بودم. همين بي‌توجهي هم باعث شد وقتي در يك بلوار در جنوب غرب تهران با موتور‌سيكلتم در حال حركت بودم، ناگهان احساس كردم كه موتورم باز هم اشكال پيدا كرده است. پشت من هم اتومبيلي در حال حركت بود و از ترس اينكه مبادا به من برخورد كند، فورا موتورم را به سمت كنار خيابان هدايت كردم و چون اين اتفاق با عجله و بي‌دقت بود، با سر به تنها درخت كنار آن بلوار برخورد كردم. در اين حادثه گردنم شكست و من از مهره پنجم و ششم ستون فقرات، قطع نخاع شدم.

  • قطع نخاع از مهره پنجم ستون فقرات، چه محدوديت‌هايي براي شما ايجاد كرده است؟

نخاع از هر جا كه آسيب ببيند از همان جا به پايين تمام اندام‌هاي ارادي و نيمه‌ارادي و حتي غيرارادي از كار مي‌افتند. براي من هم اين اتفاق افتاده و حالا فقط از دست چپم مي‌توانم استفاده كنم و با دست راستم از مچ و انگشتان دستم توانايي گرفتن وسايل را ندارم. مثلا نمي‌توانم با دست راستم قند بردارم يا استكاني را نگه‌دارم.

  • اشاره كرديد كه 22 سال داشتيد كه اين اتفاق افتاد و شما توانايي راه رفتن و بسياري از كارهاي ديگر را از دست داديد. اين اتفاق براي يك پسر جوان چقدر سخت و غيرقابل باور بود؟

مدتي نمي‌توانستم باور كنم كه ديگر نمي‌توانم با پاهايم راه بروم. حدود 6‌ماه اول همراه خانواده‌ام تمام مدت در بيمارستان‌ها در رفت‌وآمد بوديم. بعد از آن هم حدود 2 سال طول كشيد تا توانستم شرايطم را درك كنم و تا اندازه‌اي كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم.

حالا بعد از گذشت 22سال از معلوليت جسمي، باور دارم كه صبر كليد حل بسياري از مشكلات است. درست است كه معلوليت و قطع نخاع من با گذشتن زمان درمان نشده، اما در طول اين مدت تحولاتي در فكر و زندگي‌ام پيش آمده كه آن را مرهون همين مشكلات مي‌دانم. چون تا زماني كه مشكلات نباشند و آدم صبورانه به حل آنها مشغول نشود، نمي‌تواند خودش را آدم مقاوم و بردبار و شادابي بداند. با جزع و فزع هم مشكلي حل نمي‌شود. تنها نتيجه گريه و گلايه از مشكلات اين است كه دوست و آشنا و غريبه برايم دل بسوزانند و اين دلسوزي را به زبان بياورند كه اين اتفاق هم جز نااميدي و ياس بيشتر رهاوردي برايم ندارد. پس بهترين راه در مواجهه با مشكلات اين است كه صبور و شاد باشم تا به بهترين نحو ممكن زندگي كنم.

  • هر كسي كه شما را بشناسد مي‌داند كه فرد صبور و شادي هستيد و اين در حالي است كه توانايي‌هاي مردم سالم را نداريد. اين روحيه را از چه زماني در خودتان داشته‌ايد؟

حقيقت اين است كه از كودكي‌ام، آدم كم صبر و گوشه‌گيري نبودم. هميشه فعاليت‌هاي خاص خودم را داشتم. مثلا از دوره نوجواني‌ام علاقه زيادي به ماهيگيري، شنا و كوهنوردي داشتم. اما براي اينكه بتوانم آخر هفته‌ها به اين علاقه‌هايم به‌طور كامل برسم و در عين حال براي اينكه در تأمين هزينه تفريحاتم مزاحم پدرم نباشم، بعد از مدرسه كار مي‌كردم و درآمدم را خرج اين تفريحات مي‌كردم.

در دوران آموزشي سربازي هم منشي گروهان خودمان بودم. بعد از آموزشي، محل خدمتم يك كارخانه ساخت تسليحات نظامي در غرب تهران تعيين شد. هر روز صبح ساعت 5 صبح با سرويس مي‌رفتم كارخانه و ساعت 2بعدازظهر برمي‌گشتم خانه. كارم يك سال سوراخ كاري لوله خمپاره 120بود و سال دوم را در قسمت كنترل كيفيت كارخانه بودم. 2ماه آخر خدمت سربازي را هم يكجا به مرخصي رفتم. در همان روز‌هاي اول مرخصي بود كه آن حادثه برايم اتفاق افتاد.

  • پس خيلي با نشاط و پرجنب و جوش بوديد اما اصلا فكر مي‌كرديد در آن سن و سال چنين اتفاقي براي‌تان بيفتد؟

آن زمان من به‌اصطلاح بچه هيئتي بودم. دائم در هيئت‌ها و مسجدها رفت‌وآمد داشتم. حتي به‌خاطر دارم كه وقتي سالم بودم، در‌ماه محرم و رمضان به هيئت محبين‌الائمه عليهم‌السلام در خيابان ري مي‌رفتم و آنجا حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان سخنراني مي‌كرد. تعداد زيادي از جانبازان جنگ تحميلي هم به آنجا مي‌آمدند و من هميشه اين سؤال را در ذهنم داشتم و مي‌گفتم اين جانبازان كه 2 پاي سالم دارند چرا روي ويلچر نشسته‌اند؟! دنيا چقدر كوچك است! صبح روز سه‌شنبه29صفر (29مرداد سال 1372) من در هيئتي بودم كه حاج منصور ارضي در آنجا زيارت عاشورا مي‌خواند. آخر مراسم حاج منصور گفت: «محرم و صفر هم تمام شد، چه‌كسي مي‌داند سال آينده اين موقع چگونه و كجاست!» از آنجا كه بيرون آمدم هنوز يك ساعت نگذشته بود كه تصادف كردم و حالا مدت‌هاست در دوران جواني‌ام مي‌دانم كه چرا آن جانبازان با 2پاي سالم روي ويلچر مي‌نشستند.

  • بسياري از مردم نمي‌دانند زندگي كردن در شرايط قطع نخاع اصلا امكان دارد يا نه! اين در حالي است كه شما 22 سال با اين شرايط به خوبي و خوشي زندگي كرده‌ايد. پرسش ما اين است كه شما با چنين شرايطي زندگي را چطور مي‌گذرانيد؟

يك آدم قطع نخاعي بايد همه زندگي‌اش نظم و حساب داشته باشد تا بتواند با تحليل آنچه بر او گذشته با مشكلات خود مقابله و از آن به بعد از وقوع مجدد آن مشكل پيشگيري كند. حقيقت اين است كه تا 3-2سال اول، همه كارهاي من را خانواده‌ام انجام مي‌دادند اما من از همه سختي‌ها و مشكلاتم خوب درس گرفتم. با روش آزمون و خطا ياد گرفتم كه بسياري از كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم. امروز ياد گرفته‌ام كه چگونه از تخت بيمارستاني استفاده كنم، چگونه با كمك يك نفر روي ويلچر بنشينم و دوباره به روي تخت برگردم، امروز مي‌دانم كه چطور با سرگيجه و سياهي رفتن چشم‌هايم روبه‌رو شوم، هروقت كه احساس كنم به حمام نياز دارم با كمك خانواده روي ويلچر حمام خود مي‌نشينم و به حمام مي‌روم و يك دستي خودم را مي‌شويم. خوشبختانه آدم صبوري هستم! حتي با وجود اين شرايط ازدواج كرده‌ام و صاحب فرزند شده‌ام.

  • حالا با اين رنج‌هايي كه كشيده‌ايد فكر مي‌كنيد چرا بعضي از ما به محض بروز يك مشكل كوچك، زود از كوره در‌مي‌رويم و زمين و زمان را به هم مي‌دوزيم؟

فكر مي‌كنم ما وقتي مي‌خواهيم از واقعيت و اشتباه خودمان فرار كنيم يا توجيهي براي كم صبري بياوريم، مي‌گوييم قسمت و بخت و پيشاني نوشت ما اين بوده! درحالي‌كه آدم خودش اشتباه كرده است. البته به قضا و قدر اعتقاد دارم و مي‌دانم كه خداوند ما را به روش‌ها و شرايط گوناگون آزمايش مي‌كند و هر كسي گرفتاري‌هايي در زندگي‌اش دارد. اما آيا واقعا از اول در طالع من اينطور نوشته بودند كه تصادف كنم و زمين‌گير بشوم؟ معلوليت من را بسيار صبور و مقاوم در برابر ناملايمات و پرطاقت و توان كرده است. يك شعري از ايرج ميرزا هست كه من آن را اينطور مي‌خوانم: گويم كه مرا چو زاد مادردندان به جگر گرفتن آموخت من ياد گرفته‌ام كه هيچ وقت حسرت چيزهايي كه از دست داده‌ام و آن چيزي كه به‌دست نخواهم آورد را نخورم.

  • و مخلص كلام؟

زندگي با محدوديت و مشكلاتش خلاصه نمي‌شود.

  • شكر نعمت به جاي بي‌صبري

مي‌گويند هر كسي كه در دريا در حال غرق شدن باشد و شنا نداند، نبايد دست و پا بزند. كمي آرامش و تحرك كم، مي‌تواند او را از مرگ حتمي نجات بدهد؛ اما اگر زيادي هيجان‌زده شود و بي‌صبري كند، مرگش حتمي است. قضيه چندان ساده نيست. مگر مي‌شود به حادثه‌اي گرفتار شد و هيچ تلاشي نكرد؟ اينجاست كه انديشمندان مي‌گويند: «شنا كردن با دست و پا زدن زيادي تفاوت دارد.»

حجت‌الاسلام محسن قرائتي هم جزع و فزع بيهوده را مترادف ناشكري مي‌داند: «بي‌تابي كردن براي چيزي كه از دستمان رفته بيهوده است. اگر هم لازم باشد كه حركتي از خودمان نشان بدهيم كه باز هم مشكل با كم صبر بودن حل نمي‌شود. گاهي لازم است به جاي گريه و بي‌قراري براي آنچه از دستمان رفته، به خدا پناه ببريم و به آن نعمت‌هايي كه برايمان تأمين كرده است فكر كنيم. در حقيقت شكر نعمت يك راه خوب براي صبور بودن و آرام شدن قلب است.»

فرهاد مرندي، روانشناس اجتماعي است. او دليل بي‌صبري بعضي از آدم‌ها را نبود ايمان كامل به خداوندي خدا مي‌داند و مي‌گويد: «اگر قبول كنيم كه اتفاق‌هايي كه براي ما مي‌افتد به اراده خداوند صورت گرفته، چه دليلي براي بي‌تابي و كم صبري ما وجود دارد. البته درست است كه ادعاي صبور‌بودن بايد آزمايش شود اما بايد در همه دوران زندگي، خودمان را براي هر نوع پيشامد بد و ناخوشايندي آماده كنيم.»

مرندي معتقد است: «گاهي لازم است كه هر از چندگاهي به‌خودمان اعتماد به نفس بدهيم كه انسان صبور و مقاومي هستيم. البته شايد در دوران رفاه و آسايش، كار چندان چشمگيري نباشد اما در زمان امتحان‌هاي بزرگ، نتيجه‌اش را به خوبي نشان مي‌دهد.»

  • زيبايي‌هاي دنيا را ببينيد!

ما آدم‌ها اگرچه در نهايت اجداد مشتركي داريم و روح واحدي در جسم‌مان هست، اما از زمين تا آسمان با هم فرق داريم. بعضي‌ها به محض يك اخم دوست يا همكار از كوره درمي‌روند و زمين و زمان را به هم مي‌دوزند كه چرا اينطور رفتار كرد! بعضي‌ها اما آنقدر راحت و ساده كنارت مي‌نشينند و بزرگ‌ترين رنج‌هاي زندگي‌شان را برايت تعريف مي‌كنند كه خيال مي‌كني برايت قصه هزار و يك شب مي‌گويند.

مهرداد زندي هم روي ويلچرش مي‌نشيند و زندگي‌اش را برايت تعريف مي‌كند. طوري صحبت مي‌كند كه انگار دارد ماجراي جالبي از زندگي‌اش را برايت مي‌گويد. تو دلت مي‌گيرد و مدام دنبال مجرمي هستي كه همه تقصير را به گردنش بيندازي اما او كه در اوج جواني و با همه نشاط زندگي مجبور شده هرروز 20ساعت از عمرش را در بستر بگذراند، آنقدر صبور است كه هيچ گله‌اي ندارد. اين داستان نيست. ماجراهايي است كه واقعا اتفاق افتاده اما چون بعضي از ما خيلي كم طاقت هستيم، عظمت ماجرا را باور نمي‌كنيم. اما باورش سخت نيست براي مهرداد زندي كه روز تصادفش را شروع زندگي جديد مي‌داند؛ «دنيا زيبايي‌هاي زيادي دارد، چشم‌هايتان را نبنديد.» اين جمله‌اي است كه مهرداد زندي به ما و شما هديه كرده است. به هر حال صبر كردن انواع و مراتبي دارد كه آدم‌ها در مواجهه با آنها دسته‌بندي مي‌شوند.

  • كار و تفريحات يك جوان قطع نخاعي

مي گويند صبر، گياه برگ تلخي است كه ميوه شيرين دارد. مهرداد زندي هم چنين باوري داشته كه حالا با وجود مشكل بزرگي كه در حركت دست و پاهايش دارد، جوان موفقي است؛ چون خودش تأكيد مي‌كند كه «مي دانستم با محدوديتي كه برايم ايجاد شده بود بايد كنار بيايم. اما بهترين راه چه بود؟ بهترين راه اين بود كه اميدوار باشم، صبر كنم و تلاشم را به‌كار بگيرم تا در حد امكان مانند بقيه مردم سالم كار و تفريح كنم.» بله، كار و تفريح. جالب است كه مهرداد زندي هر روز حدود 3 تا 5 ساعت را به فعاليت در بازار بورس اختصاص مي‌دهد و با اين كار كسب درآمد كرده و هزينه‌هاي خانواده‌اش را تأمين مي‌كند. خودش مي‌گويد: «اوايل كه دچار اين مشكل شده بودم نمي‌دانستم چه بايد بكنم. بعد از مدتي خودم را با رايانه و اينترنت مشغول كردم و مطالب متنوع آن را مي‌خواندم. حين همين كارها بود كه با بورس آشنا شدم. فعاليت در بورس را هم از طريق سايت‌‌هاي اينترنتي ياد گرفتم و با كمك دوستانم توانستم در خريد و فروش سهام بورس شركت كرده و معامله كنم. حالا اين كار شيوه‌اي براي كسب درآمد من است و مي‌توانم بگويم من هم شاغلم». اين كار در روحيه و شخصيت او تأثير مثبت زيادي داشته، چراكه خودش تأكيد مي‌كند: «مي‌گويند كار، جوهره مرد است. پس من هم بايد كار مي‌كردم تا بتوانم هم زندگي‌ام را بگذرانم و هم دچار كسالت و خستگي و فرسودگي نشوم». تفريحات زندي هم در جاي خودش جالب توجه است. يكي از تفريحات او رفتن به مهماني و حتي پارك است؛ «مهماني رفتن يكي از برنامه‌هاي زندگي ماست كه قابل حذف هم نيست. البته چون به منزل پدرم زياد مي‌رويم، در كوچه آنها خودمان مناسب‌سازي‌ مختصري انجام داده‌ايم! يعني در كنار چند پله‌اي كه در كوچه وجود دارد، چيزي شبيه آسانسور درست كرده‌ايم تا بتوانم با ويلچر به راحتي از آنجا رد شوم.» و ادامه مي‌دهد: «پارك هم يكي ديگر از تفريحات من است كه معمولا به همراه خانواده يا دوستانم مي‌روم. البته يك‌بار هم خودم به تنهايي به وسيله ويلچر برقي به پارك رفتم و هرچند كه خوش گذشت اما واقعا جاي خانواده‌ام در كنارم خالي بود».

يكي ديگر از تفريحات مهرداد زندي، نوشتن وبلاگ است. او اين كار را شيوه‌اي براي تبادل تجربه‌ها و يافته‌هاي خودش با ديگران مي‌داند و مي‌گويد: «مدتي بعد از اينكه قطع نخاع شدم وبلاگي درست كردم كه تجربه‌هايم را در آن مي‌نوشتم. در همين وبلاگ بود كه دوستان زيادي پيدا كردم كه بعضي از آنها مشكلاتي شبيه خودم داشتند. به اين ترتيب‌ وبلاگ، شيوه‌اي براي كسب تجربه از آنها و اعلام تجربه‌هاي خودم بود. دوستاني كه در وبلاگ پيدا كردم، براي من دوستان مجازي نيستند. درست است كه آنها را از نزديك نديده‌ام، اما با تعدادي از آنها رابطه دوستي خوبي دارم و مي‌توانم به راحتي با آنها صحبت كنم و تنها نمانم».

  • همسرم روحيه‌ام را تقويت مي‌كند

مقاومت‌ها، صبوري‌ها و كم‌صبري‌هاي يك معلول قطع نخاعي را بايد در لابه‌لاي حرف‌هاي همسرش جست‌وجو كرد. شايد تصور كنيد كه همسر چنين آدمي بايد خيلي صبور و مقاوم باشد؛ درست است اما شرط كافي براي داشتن يك زندگي آرام و شاد نيست. همانطور كه همسر مهرداد زندي هم به روحيه شاد و مقاوم همسرش اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «همسرم مرد شاد و صبوري است؛ آنقدر كه او در زندگي به من روحيه مي‌دهد و براي مقابله با مشكلات تشويقم مي‌كند». او ادامه مي‌دهد: «قبل از ازدواج با او مي‌دانستم كه به‌دليل مشكلات جسمي‌اش نمي‌تواند مانند افراد عادي باشد اما وقتي با او صحبت كردم متوجه شدم معيارهاي يك مرد خوب و دلسوز و صبور را دارد. به همين دليل است كه پيشنهاد ازدواج با او را قبول كردم».

حالا مهرداد زندي و همسرش داراي يك پسر كوچك هستند. خانم زندي مي‌گويد: «همسرم پدر بسيار خوبي براي پسرمان است. با وجود مشكلاتي كه خودش دارد، نه‌تنها كارهاي خودش را انجام مي‌دهد بلكه گاهي در غذا دادن به پسرمان هم به من كمك مي‌كند، با او بازي مي‌كند و از او مراقبت مي‌كند تا من بتوانم به كارهاي منزل رسيدگي كنم. در مجموع، زندگي ما هيچ تفاوتي با زندگي‌هاي آرام و شاد ندارد و ما واقعا در كنار يكديگر احساس خوشبختي مي‌كنيم».

زندگی > مهارت‌ها - همشهری دو - مریم مرتضوی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، سیاحت، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام،

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 ارسال نظر(4)

توصیه‌های ایمنی به نخاعی‌ها

به شانس اعتقاد داری، تو زندگی همه آدم‌ها مقداری شانس تاثیر گذاره. مثلا اینکه در چه سالی و در چه کشوری و در چه خانواده‌ای متولد بشی کاملا شانسیه. خوش‌شانس بودن در دنیا برمیگرده به داشتن علم و دانش زیاد پیرامون زمینه‌ای که توش فعالیت میشه. دانش به خوش‌شانش‌ها قدرت تحلیل و پیشبینی آینده را میده برای همین اونها همیشه نگاهشون به افق‌های بلنده. به بعضی‌ها که خیلی خوش‌شانس هستند میگن طرف سوار خرمراده. اما بدشانس‌ها فقط جلوی پای خودشون را می‌بینند و میگن الانو عشقه. این افراد خودشونو برای کسب دانش و دانایی به زحمت نمی‌اندازند. آدم بی‌دانش مثل راننده چشم بسته در اتوبان اونم خلاف جهته. این فرد دست به هرکاری که بزنه بلاخره نتیجه‌اش خرابکاری میشه. آدم بدشانس همیشه سوار خرشیطونه و مدام خطر تهدیدش میکنه. عمده دلیل نخاعی شدن اکثر قریب به اتفاق ما نخاعی‌ها هم یجور بدشانسی بوده. در نخاعی شدن ما یک‌نفر حتما سوار خرشیطون بوده، حالا اون یک‌نفر ممکنه اول شخص مفرد باشه یا سوم شخص. حالا که بدشانسی و خرشیطون ما را زدن زمین ما باید درس بزرگی از بدشانسی و خوش‌شانسی بگیریم. از قدیم گفتن: آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه. تکلیف ما نخاعی‌ها اینه که دیگه سوار خرشیطون نشیم. وقتی اسطوره‌ی مغز و اعصاب دنیا دکتر سمیعی به درمان نخاع تا 30 سال آینده نمی‌اندیشه، پس معنیش اینه که اگر ما به درمان و بهبود و روی پا راه رفتن امیدواریم باید طوری زندگی کنیم که 30سال دیگه اگر بودیم سالم باشیم تا اون موقع شانس درمان را از خودمون نگیریم. ما باید افق دیدمون را برای سلامت بودن بلند کنیم. ما باید کنترل شده و دست به عصا زندگی کنیم. بعضی رفتارها و اعمال که بسیار هم لذت بخش هستند اگر کنترل شده نباشند برای ما بسیار پر خطر میشن و ما را به تباهی میکشن، نتیجه‌اش درد و رنج و قوز بالا قوزه برای ما و خانواده‌هامون. پس بهتره به این نکات خیلی توجه کنید: 1- هر روز حداقل باید هشت لیوان آب یا چای کم رنگ نوشید. 2- اگر از سوند نلاتون یا کاندوم شیت برای دفع ادرار استفاده می‌شه حتما باید میزان آب خورده شده و ادرار دفع شده را دقیق دانست. 3- همه‌ی امور زندگی باید با زمان تخلیه اردار تنظیم بشه. 4- زیاد نشستن و تحت فشار نشستن مثلا در اتومبیل موجب پس زدن ادرار از مثانه پر به کلیه و آسیب رسیدن به سیستم ادراری میشه. بزرگترین و شایع‌ترین خطر که بسختی جبران پذیره برای تمام نخاعی‌ها آسیب رسیدن به مثانه و کلیه‌هاست. 5- باید کنترل شده غذا خورد. 6- ما دیر به دیر اجابت مزاج داریم و این دلیل بزرگیه برای سرطان روده، پس برای پیشگیری از سرطان روده باید از خوردن زیاد گوشت و کباب و کلا از خوردن سوسیس و کالباس پرهیز بشه. 7- غذاهای حاوی چربی زیاد مثل تخم‌مرغ و مغز را باید خیلی خیلی کم خورد، وگرنه موجب سنگ‌صفرا و کبد چرب میشه. 8- باید میوه و سبزی زیاد خورد. 9- طوری ورزش کنید که به مثانه‌ی شما ظلم نشه. 10- از آزمایش ادرار و خون و سونوگرافی کلیه نباید غافل شد، چرا که ما بسیار مستعد ابتلا به سنگ کلیه و مثانه هستیم، پس باید از عواملی که در تشکيل سنگهای ادراری موثرند دوری بشه: 1- عفونت ادراری رکود جريان ادرار. 2- مصرف بی‌رويه ويتامين‌های مختلف مثل ويتامين C. 3- رژيم نامناسب مصرف زياد لبنيات و غذاهای سرشار از کلسيم . 4- سابقه خانوادگی در سنگ‌های ادراری. 5- بيماري‌های التهابی روده. 6- بی حرکتی طولانی. 7-دريافت مايعات به مقدار کم.

پيآمد: کبد چرب و سنگ‌صفرا داشتم، گرفتار سنگ‌کلیه و مثانه هم شدم. اینو دیروز که رفتم سنوگرافی فهمیدم. الفاتحه




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، اخبار ترميم نخاع، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آزمایش, ادرار, پس زدن ادرار, تخم‌مرغ, خوردن سوسیس و کالباس, خون, دکتر سمیعی, سرطان روده, سنگ کلیه, سنگ‌صفرا, سوند, سونوگرافی, شانس, عفونت ادراری, علم و دانش, کاندوم, کبد چرب, کلیه, گوشت و کباب, مثانه, مغز, نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 مرداد 1394 ارسال نظر(5)

شوخی خانوادگی

در جمع فامیل، تازه عروسی داشت به شوهرش گله میکرد که: دیگه نمیدونم باید چیکار کنم، خسته شدم از دستش، نمیدونم چرا قاب عکسی که تو آتلیه گرفتیم اصلا روی میزتوالت وای‌نمی‌ایسته، هرچی من میذارمش بالا، باز میافته، میترسم بالآخره بشکنه. من فوری به شوهرش یه چشمک زدم و به عروس خانم گفتم: از این به بعد بذارش جای آینه‌ی توالت، هم جاش مطمئنه هم دیگه نگرانی نداری که بیافته. شوهره هم خیلی جدی گفت: چه فکر خوبی. اینطوری هر وقت بریم جلو آینه میبینیم خیلی شیکیم و همونطوری با لباس خانگی بدون آب و شانه میریم مهمونی، با این روش خرج لباس‌مون هم کم میشه.

پسآمد: دوستان نخاعی که نرم افزار تلگرام دارن با کلیک روی این لینک میتونن در گروه نخاعی‌ها و اشتراک تجربه‌ها برای بهتر زیستن عضو بشن.

دوستان، به دلیل مزاحمت ایجاد کردن برخی افراد، لینک گروه حذف شد.

دوستان نخاعی که تمایل به عضویت در گروه را دارند پیام بدن تا راه عضویت را براشون ارسال کنم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: آتلیه, آینه‌ی توالت, چشمک, عروسی, فامیل, قاب عکس, میزتوالت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394 ارسال نظر(7)

کتاب

چند وقته دارم کتاب سینوهه را میخونم، قبلا هم یه بار کتاب سینوهه را خوانده بودم، الان که میخونم خیلی جالب تره برام، زن یک پزشک فقرای مصر نوزادی را در سبدی روی نیل پیدا میکنه و بخانه میبره. زن و شوهر اسم بچه را سینوهه میگذارند و به مدرسه طب میفرستن. سینوهه به لطف سخت کوشی و غلامش پزشک معرفی میشه و بلاخره پزشک مخصوص فرعون میشه. سینوهه وقتی برای معالجه مادر فرعون به کاخ میره میفهمه که به احتمال زیاد فرزند فرعون پدر بوده. غیر از سرگذشت خود سینوهه در این کتاب سرگذشت و نحوه‌ی زندگی ملل مختلف را هم میخوانیم. این کتاب پر از پندهایی است که از 4هزارسال پیش تا کنون هنوز کاربردی هستند، زیرا مردم این منطقه (خاورمیانه) هنوز همان مردم هستند. در این کتاب بسیار از جنگ و خونریزی فرقه‌ای و قومی گفته شده و الان هم دقیقا شاهد همون جنگ‌ها در بین فرقه‌ها و قوم‌ها هستیم. خواندن کتاب سینوهه خالی از لطف نیست.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، پند و اندرز، تاریخ،
:: برچسب‌ها: پزشک مخصوص فرعون, جنگ, خاورمیانه, زن و شوهر, فرقه‌ای, قومی, کتاب سینوهه, مدرسه طب, مصر, ملل مختلف, نحوه‌ی زندگی, نیل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 خرداد 1394 ارسال نظر(2)

تصویربرداری برای دیدن طناب نخاعی در حال ترمیم

جایگاه آسیبی که در مدار ارتباطی نورون‌ها در نخاع(آکسون) اتفاق می‌افتد تعیین می‌کند که نورون ثابت باقی می‌ماند یا در تلاش برای ترمیم است. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت در تکنیک‌های تصویربرداری زنده، دیدگاه‌های جدیدی را در مورد توانایی بدن در پاسخ دهی به آسیب‌های نخاعی ارائه می‌دهد. برخلاف جسم سلولی کوچک نورون‌ها، آنها آکسون‌های طویلی دارند که از نخاع گسترده شده و در انسان بیش از یک و نیم فوت طول دارند. در این میان، آکسون‌ها با سایر سلول‌های ارتباطات متعددی برقرار می‌کنند و موجب انتقال سیگنال برای پاسخ دهی به محرک‌ها می‌شوند. اگر در این میان اتفاقی برای آکسون بیافتد و موجب آسیب دیدگی آن شود، این آکسون‌ها توانایی خود ترمیمی محدودی دارند و این معضلی است که اکثر محققین در صدد رفع آن هستند. در این مطالعه محققین از یک تکنیک تصویربرداری ویژه برای دیدن مستقیم طناب نخاعی در مدل‌های موشی زنده استفاده کردند.  با استفاده از این روش، محققین توانستند به طور سیستمیک اثرات جایگاه آسیب آکسونی را روی دژنراسیون و ترمیم شاخه آسیب دیده ارزیابی کنند. جایگاه‌های آسیبی که آنها مورد مقایسه قرار دادند دقیقا قبل از شروع شاخه اصلی آکسون و بلافاصله بعد از آن بود. محققین دریافتند که آسیب اصلی آکسون قبل از شروع شاخه اصلی آن در 87 درصد موارد منجر به ترمیم می‌شود و این آمار برای حالت دیگر 12 درصد بود. این ترمیم به صورت طویل‌تر شدن آکسون اتفاق افتاد. این محققین تصور می‌کنند که اگر آسیب آکسونی به طریقی اتفاق بیافتد که هنوز تا حدی ارتباط باقی مانده باشد و هنوز سیگنال را منتقل کند، نورون می‌تواند تثبیت شود اما انرژی بیشتری برای ترمیم طول آکسون ندارد. از طرف دیگر، اگر هر دو شاخه یک آکسون قطع شوند، دیگر ارتباط یا خروجی باقی نمی‌ماند. در این حالت، نورون  می‌تواند انرژی را بهینه سازی کند و ترمیم را از سر گیرد و به نظر می‌رسد که این حالتی است که اغلب در مورد سیستم عصبی مرکزی پستانداران اتفاق می‌افتد. این مطالعه درکی جدیدو بسیار پایه ای از رفتار نورونی ارائه می‌دهد که می‌تواند در ایجاد روش‌های درمانی جدید برای آسیب‌های نخاعی در نظر گرفته شود.منبع

پسرفت: قاضی‌دادگاه از غضنفر پرسید چرا هنگام رانندگی 101 نفر را زیر گرفتی؟؟ غضنفر گفت: هنگام آموزش رانندگی، آموزش‌یار گفت: اگه روزی ترمزت برید و در خیابانی بودی که یه‌طرفش یک‌نفر بود و طرف دیگه‌اش صدنفر بود، ماشینت را به اون‌طرف خیابان ببر که یک‌نفر هست تا کشته کمتری بدی. قاضی پرسید: پس چرا 101نفر را کشتی؟؟ غضنفر گفت: آخه اون یه نفر فرار کرد رفت اونور خیابون پیش اون صدنفره. بنظر من اگه من یه‌طرف خیابان باشم و صدنفر اونور خیابون باشن هیچ ماشین ترمزبریده‌ای طرف من نمیاد که بمن بزنه؟ چون هیچ کس حاضر نمیشه دیه کامل را به آدم ناقص بده.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، طنز، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب‌های نخاعی, آکسون, آموزش رانندگی, ارتباطات, تصویربرداری, تکنیک‌های, جوک, چرا 101نفر را کشتی, خیابان, دادگاه, دیه کامل, سلول‌های, سیگنال, طویل‌تر شدن, غضنفر, قاضی, نخاع, نورون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(2)

از دکتر هوشنگ صابری

دکتر هوشنگ صابری در نشست خبری گفت: مقدمه تجربه بالینی ضایعات نخاعی در کشور آغاز شده(1)، یک روش درمانی جدید برای به کار گرفته شدن باید سه مرحله شامل بی‌خطر بودن روش درمانی، اثربخشی روش درمانی و انجام آن در چند مرکز درمانی را طی کند(2). وی خاطرنشان کرد: روش درمانی جدید نباید موجب بروز عفونت و ایجاد سلولهای غیرطبیعی شده(3) و پس از آن، روش درمانی جدید باید مراحل اثربخشی را طی کرده و دارای یک سند قابل اتکای بالینی و گروه کنترل باشد(4). رییس کنگره بین المللی نوروریستوراتولوژی(5) گفت: اکنون برای قطع کامل نخاع، اقدامات درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی با اثربخشی بالا نداریم(6)، اما بیماران دچار آسیب ناکامل نخاعی می‌توانند از اقدامات توانبخشی و سلول درمانی و همچنین مداخلات نوراستولوژیک استفاده کنند(7). صابری با بیان اینکه 50 درصد آسیب‌های نخاعی، قطع کامل هستند(8)، گفت: درباره این افراد فقط شیوه‌های توانبخشی و پیشگیری از عوارض بعدی قطع نخاع انجام می‌شود(9). وی در مورد آسیب‌های ناکامل نخاعی نیز افزود: در این موارد، هر چه میزان آسیب شدیدتر باشد، میزان پاسخ دهی کمتر است(10)؛ برای آسیب‌های شدید نخاعی فقط تغییرات حسی برای بیمار انجام خواهد شد(11) و البته هدف ما از این روش‌های درمانی، ایجاد توقع نیست، ایجاد امید است(12). صابری تاکید کرد: با استفاده از روش‌های درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی می‌خواهیم افرادی که کمتر در جامعه حضور دارند به اجتماع بازگردانیم(13) که بطور مثال درآمد داشته باشند، تشکیل خانواده دهند یا اینکه از پیش آمدن ضایعات بیشتر جلوگیری شود(14). این متخصص جراح مغز و اعصاب در مورد اینکه روش های درمانی جدید چه زمانی به مراکز درمانی می‌آیند، گفت: بنا به گفته دکتر مجید سمیعی جراح مغز و اعصاب نام آور جهان، برای استفاده از این روش‌ها یک نسل باید تغییر کند؛ یعنی 40 سال طول می‌کشد(15) که البته برآورد ما زمان کمتری است(16).منبع

پاورقي: میتونم بگم هر خط مطلب بالا برام یه سوال پبش میاره دقیقا 16 سوال؟ کاش میشد روزی با این دکتر روبرو بشم تا ازش برخی از این سوال‌ها را بپرسم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اثربخشی, اقدامات درمانی, بی‌خطر بودن, ترمیم و بازتوانی عصبی, دکتر هوشنگ صابری, ضایعات نخاعی, قطع کامل نخاع, کنگره بین المللی, نشست خبری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(10)

داروی ترمیم بافت عصب

محققین روش اکتشافی جدیدی را برای شناسایی داروهایی که می‌توانند سلول‌های بنیادی مغز انسان و موش را در آزمایشگاه فعال کنند، استفاده کرده‌اند. دو داروی بالقوه که یکی برای درمان پای ورزشکاران و دیگر برای اگزما استفاده می‌شود،  زمانی که به طور سیستمیک به مدلهای جانوری مولتیپل اسکلروزیس تزریق شدند، قادر به تحریک ترمیم سلول‌های مغزی آسیب دیده و بازتوانی جانور فلج بودند. محققین می‌دانند که سلول‌های بنیادی در سیستم عصبی وجود دارند که قادر به ترمیم آسیب ایجاد شده به دلیل مولتیپل اسکلروزیس هستند ولی تاکنون راهی برای نشان دادن عملکرد آنها وجود نداشته است. روشی که این محققین ایجاد کرده‌اند برای یافتن داروهایی بود که بتواند سلول‌های بنیادی خود فرد و جایگزین کردن سلول‌های از دست رفته طی مولتیپل اسکلروزیس به وسیله آنها را کاتالیز کند. این محققین میلین جدیدی را درون سیستم عصبی ایجاد کرده اند. برای جایگزینی سلول‌های اسیب دیده اغلب مطالعات به دنبال پیوند مستقیم بافت‌های مشتق شده از سلول‌های بنیادی برای طب ترمیمی بوده‌اند و این روش جدید می‌تواند مزیت‌های زیادی در مقایسه با آنها داشته باشد. در واقع این مطالعه به دنبال این است که آیا می‌توان از روشی سریع تر و غیرتهاجمی تر  و با استفاده از داروها برای فعال کردن سلول‌های بنیادی طبیعی و بومی سیستم عصبی و هدایت آنها برای ایجاد میلین جدید استفاده کرد یا خیر. هدف نهایی در این مطالعه تشدید توانایی خودترمیمی بدن است. این محققین تکنیک منحصربفردی را برای ایجاد مقادیر انبوه از نوع خاصی از سلول‌های بنیادی به نام سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت ایجاد کرده‌اند. این سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت به طور نرمال در سراسر نخاع و مغز وجود دارند و بنابراین برای مطالعه در دسترس هستند. بنابراین با تولید مقادیر انبوه این سلول‌ها، محققین قادر خواهند بود که فرمول‌های دارویی مختلف را برای القای میلین سازی این داروها تست کنند. با استفاده از تصویربرداری میکروسکوپی بسیار پیشرفته، محققین اثرات 727 داروی از پیش شناخته شده را روی این سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت بررسی کردند. محققین دریافتند که میکونازول و کلوبتازول در بین سایر دارو بهترین اثر را دارند. میکونازول برای درمان پای ورزشکاران و کلوبتازول برای اختلالات پوستی مانند درماتیت استفاده می‌شود. مطالعات نشان داد که این دو دارو موجب تحریک سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیتی طبیعی سیستم عصبی، برای تولید میلین جدید می‌شود. در حالی که اثرات این داروها در مطالعات موشی کاملا به اثبات رسیده است اما در مورد اثر این داروها روی انسان نیاز به مطالعات بالینی واقعی و دقیق است.منبع

پيوست: شاید یه روزی یا شبی خبر درمان قطعی، آسیب نخاعی منتشر بشه، و مشخص بشه که فرد نخاعی بعد چند ماه کار درمانی مثل روز قبل نخاعی شدنش سلامت میشه و میتونه دوبار به جامعه برگرده، سوال اینجاست که آیا ما برای اون روز آماده هستیم؟؟




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آزمایشگاه, آسیب, دارو, سلول‌های بنیادی, سیستم عصبی, فلج, محققین, مغز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(17)

از طب سنتی

چند روز پیش لینک به لینک به بخشی از سایتی رفتم که داشت چند عدد سرگین الاغ میفروخت!؟ برام جالب و خنده دار بود. چون مطلبی برای عرضه نداشتم، تصمیم گرفتم خواص اون سرگین را در وبلاگ با دوستان به اشتراک بگذارم. عنبر نسارا : با شنیدن این اسم پرطمطراق، انسان ناخودآگاه، یک داروی خوش رنگ و بو را در ذهن خود مجسّم می‌کند؛ امّا در واقع، عنبر نسارا، پشگل الاغ مادّه(به گویش محلّی ماچه الاغ) است. در زمان های قدیم که آنتی بیوتیک و سایر داروها کشف نشده بودند، پدربزرگ و مادربزرگ های ما برای درمان بیماری ها از گیاهان و مواد موجود در طبیعت استفاده می کردند. یکی از این مواد، عنبر نسارا بوده است که پشگل الاغ مادّه است (برخی نیز میگویند فقط اولین پشگل کره خر بعد از تولد است) این ماده رو مانند اسفند دود می‌کردن و در محیط دودش را پخش می‌کردند که می‌گویند خواص ضدمیکروبی دارد. البته نظراتی هم وجود دارد که می‌گوید این ماده هیچ خاصیتی ندارد. متاسفانه منابع مستدلی در مورد خواص این ماده وجود ندارد. در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماری‌هایی بوده‌اند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است. خواص عنبر نسارا : ۱- دود دادن عنبر نسارا در محیط‌های بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماری‌هایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد می‌توان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست. ۲- استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راه‌های مناسب برای درمان سینوزیت‌های مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنسارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید. ۳- گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نسارا، یکی از روش های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاول‌ها و زخم‌های ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترین‌روش‌های درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخم‌ها به ویژه زخم‌های سوختگی دارد. ۴- ضماد کردن مخلوط عنبر نسارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است. ۵ - به روش‌های ذیل می‌توان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد: ۵-۱ - استنشاق عصاره خشک آن با سرکه. ۵-۲- استفاده از آب عنبر نسارای تازه به عنوان قطره بینی. ۶ - پاشیدن پودر عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آنها را نیز متوقّف می‌کند. 7- دود دادن عنبرنسارا براي كاهش خونريزي و كوتاه كردن دوره عادت ماهیانه بانوان و درمان عفونت‌هاي واژينال مفید است. دلیل این همه خاصیت عنبرنسارا چیست ؟ الاغ ماده به علت شیر دادن به کرّه ی خود، مجبور به خوردن علوفه‌های متفاوتی (و بخصوص یک علف خاص که متاسفانه اسمش رو نمی‌دآنیم) می‌باشد تا بتواند مواد لازم برای فرزند خود را تامین کند وسیستم مکانیزه بدن آنها نیز طوری طراحی شده که پس از هضم ودفع مواد غذایی، این مواد خاصیت سم زدایی و میکروب کشی پیدا می‌کنند و این خاصیت در مواد دفع شده از این حیوان نیز وجود دارد.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اسفند, اگزما, پدربزرگ, ترمیم سریع انواع زخم‌ها, خونریزی, دود, روش‌های درمانی, طب سنتی, مادربزرگ, ویروس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(4)

علت عرق کردن بی دلیل

لباس پوشیدم بریم منزل وزیرجنگ. از اولین لحظه لباس پوشیدن احساس کردم وضعیتم داره غیر معمول میشه. وقتی از روی تخت رفتم روی ویلچر که راه بیافتیم حالم حسابی دگرگون شده بود. وقتی سوار ماشین شدم، دیگه اصلا حال خوشی نداشتم، وضعیتم شده بود مثل سماور درحال جوش، مدام از تمام بدنم بخار میزد بیرون. چون از کاندوم استفاده میکردم فکر می‌کردم اشکال از نحوه تخلیه ادراره. روز بعد مهمانی سوند زدم اما باز هم وضعیت همان بود، از اینجا به بعد وضعیت برام بسیار مشکوک بودو به همین دلیل غیر قابل تحمل. یک روز دیگر به همین رویه گذشت، تا اینکه تحملم تمام شد و به همسرم گفتم: بیا بدن من را چک کن ببین جاییم زخم نشده؟ ببین ناخنم نرفته توی گوشت؟ گقتم: از وقتی که رفتیم منزل پدرت تا حالا مدام عرق میکنم و احساس میکنم ادرارم بسختی تخلیه میشه. همسرم جوراب‌هام را درآورد و پاهام را کنترل کرد و گفت: هیچ مشکلی نیست. بعد از ظهر همسرم پرسید حالت چطوره؟ دیگه اونطوری نیستی؟ گفتم نه!؟ خوب شدم انگار!؟ همسرم گفت: اونچه که حالت را بد کرده بود سفتی یا خشکی یا تنگی کش این جوراب‌های نو بود!! واقعا تعجب برانگیز نیست!!!

پاپوش: روزسیزده‌بدر خانواده همسرم آمدن طرف ما تا کنارهم باشیم. از ساعت11 تا 15 بدون محافظ زیر آفتاب بودن موجب آفتاب سوختگی شدید دست، صورت، گردن، گوش و پوست سرم شده و بشدت دارن میسوزن.

 مهرداد  و امیرفرهاد زندی روز 13فروردین




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، تجربه‌، سیاحت، عکس،
:: برچسب‌ها: آفتاب سوختگی, ادرار, تخت, تعجب برانگیز, تنگی, خشکی, زخم‌, سفتی, سماور, سوند, عرق, غیر معمول, کاندوم, لباس, ماشین, مشکوک, ناخن, وزیرجنگ, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 ارسال نظر(17)

انگیزه

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم‌های نو برای آینده است. آینده‌ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشه، اما معمولا این افکار و تصمیم‌ها در روز دوم فروردین فراموش میشن. ما بیشتر از تصمیم بزرگ‌، نیازمند به انگیزه‌ی بزرگ هستیم. بدون انگیزه هیچ تصمیمی عملی نمیشه. در دوران تحصیل، میگفتن دبیر درس دانش اجتماعی‌مون روانشناسه، او هر جلسه قبل شروع درس چند دقیقه برامون حرف میزد و با تحریک و تهییج بچه‌ها برای داشتن آینده‌ای روشن تلاش میکرد تا با نیروی انگیزش حداقل کلاس موفقی داشته باشه، همیشه تا یکی دو روز همه بچه‌ها شارژ بودن و انگیزه برای بهتر شدن داشتن، اما متاسفانه انسان راحت طلبه، هر تغييري براي بهتر شدن همراه با مشکل و ناراحتيه، و به اين دليل بيشتر افراد از بهبود وضعيت خود پشيمون ميش. آنها مشكلات و ناآرامیه مربوط به تغيير را دوست ندارند. بنابراين از خير آن ميگذرن و ترجيح ميدن به همان روشي كه راحت‌ترند زندگي كنند، تا اينكه با نا ملايمات روبرو شوند. درست به همین دلیل انسان نیاز داره هر روز با روشهای مناسب حال خودش به خودش انگیزه تزریق کنه. هیچ امری برای انسان با انگیزه محال نیست. انسان با هدف و انگیزه‌ مدام به مقصد نهایی خود می‌اندیشد و مدام بفکر یافتن بهترین راه برای بهتر شدن برای رسیدن به بهترین نتیجه است.  یادمان باشد: ما باید همیشه و در هر لحظه آماده باشیم تا بتوانیم کسی که هستیم را قربانی کسی کنیم که میخواهیم باشیم. ما براي هميشه وقت نداریم. هيچ زماني بهتر از حالآا نيست. اكنون بهترين زمان براي شروع است. لازم نيست كه كل زندگي را تغيير دآد. يك گام كوچك در جهت درست، كل كاري است كه بايد انجام شود. هرچه كه در زندگي چه بخواهيد، مي‌توانيد آن را بدست آورد. فقط بايد فرآيند را آغاز شود. در ادامه مطلب ده راه برای ایجاد انگیزه در خود را بخوانید.

ته‌بندي: عمل جابجایی تاندون میتونه یکی از روش های درمانی موثر در بهبود کیفیت زندگی افرادی باشه که از ناحیه گردن دچار آسیب نخاع شدن. درباره این روش درمانی اطلاع رسانی صورت نگرفته و خیلی از تتراپلژی هایی که حرکتی در آرنج و مچ دارن نمیدونن که عمل انتقال تاندون باعث بهبود حرکت انگشتای دستشون میشهدر این مورد بخوانید: عمل تاندون ترانسفر

مروری بر اتفاقات سال 93

ده راه برای ایجاد انگیزه در خود

1 - همیشه در آسایش و آرامش نباشید: از اینکه کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگ ترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی همین راحت طلبی است. اتفاق های مهم زمانی رخ می دهند که شما کمی هم تلاش و سختی را تحمل کنید. 2 - از اشتباه کردن نهراسید: عقل به ما کمک می کند تا اشتباه نکنیم و در نتیجه هزاران اشتباه به وجود می آید. 3 - فکر خود را به مسایل معمولی محدود نکنید: سعی کنید بزرگ و وسیع فکر کنید. 4 - شاد بودن را در زندگی خود انتخاب کنید: افراد شاد همیشه انگیزه بیشتری برای انجام امور دارند. شادی حق مسلم شماست و آن را با چیز دیگری عوض نکنید. 5 - حداقل یک ساعت در روز را به خودشناسی اختصاص دهید: کتاب های مفید مطالعه یا موسیقی الهام بخش گوش کنید. رانندگی بهترین فرصت برای گوش کردن به کتاب های صوتی در مورد پرورش روح و خودشناسی است. 6 - به خود یاد بدهید که کاری که آغاز کرده اید را باید تمام کنید: بسیاری از ما پیش از پایان یک کار یا انجام یک تصمیم، سراغ کار دیگری می رویم. این خوب نیست. همیشه کارهای خود را تمام کنید. 7 - در حال زندگی کنید: وقتی در گذشته ها گیر کرده اید یا در آینده ای که نیامده سیر می کنید، نمی توانید از لحظه های کنونی خود استفاده و تصمیمات درست اتخاذ کنید. 8 - خود را مجبور کنید تا از زندگی لذت ببرد: لذت بردن، بهترین شغل بهشت است. 9 - وقتی درمانده می شوید یا شکست می خورید، هرگز عقب نشینی نکنید: شاید موفقیت در چند قدمی شما ایستاده باشد. 10 - همیشه آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید: اگر چیزی فراتر از سطح انتظار باشد ما همه تلاش خود را می کنیم تا آن آرزو و خواسته را برآورده کنیم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، لينك، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آسایش و آرامش, اشتباه کردن, افکار نو, ایجاد انگیزه, به کتاب صوتی, تصمیم, خودشناسی, رانندگی, راه ایجاد انگیزه در خود, سال نو, شادی, عمل تاندون ترانسفر, فرآيند, لذت بردن, مروری بر اتفاقات سال 93 !, مطالعه, موسیقی الهام بخش, نیروی انگیزش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1394 ارسال نظر(10)

روز، هفته، ماه، سال، عمر

شکر خدا یک‌سال دیگه را به هفته‌ی پایانی رساندیم، این یعنی اینکه یک‌سال از موجودی درون کیسه‌ی عمرمان را خرج نمودیم، اما به چه بهایی؟؟ اگر روزهای سپری شده‌ی سال گذشته برامون همراه با تجربه‌های سازنده‌ای بودن که روی کل زندگیمون تاثیر مثبت بگذارند میشه گفت: عمر را به بهای مناسبی داده‌ایم. در هفته‌های اخیر با پدیده‌ای بنام کتاب صوتی آشنا شدم که همان روخوانی کتاب‌ها هستند. خوبی این فایل‌های صوتی اینه که میشه اونها را در هر مکان و در هر زمانی گوش کرد. خوشبختانه در همین اواخر با چند کتاب انگیزش بخش آشنا شدم که فایل روخوانی اونها هم موجود بود و گوش کردن اونها به من انگیزه داد که بیشتر و بیشتر بخوام به دانش بورسی خودم بیافزایم، چرا که باید از این راه آتیه‌ی خودمون را تامین کنم. پس گشتم و تعداد زیادی فیلم آموزشی پیدا کردم و شروع کردم به دانلود و مطالعه با اونها. این فیلم‌ها بسیار ارزشمند و بسیار مفید هستند. برای اینکه لینک این فیلم‌های آموزشی همواره در دسترس خودم و دوستانم باشد، اونها را در بخش ویژه‌ی وبلاگ با عنوان بورس همه چیز از همه جا قرار دادم.

پسينه: قبلا کتاب‌های هدف و قورباغه را قورت بده اثر برایان تریسی را به دوستان معرفی کردم، یه کتاب بسیار اثر بخش دیگه: کتاب صوتی بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل است. البته صدای فایل‌های کتاب آخر ضعیف است و باید حتما با گوشی شنیده بشن ولی میتونید با دانلود نرم افزار Sound Normalizer که کم حجم است، سریع و آسان میزان بلندی صدا را به میزان مطلوب برسانید.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، اقتصادی، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: Sound Normalizer, بخش ویژه‌, برایان تریسی, بسیار ارزشمند, بسیار مفید, بورس همه چیز از همه جا, بیندیشید و ثروتمند شوید, چند کتاب انگیزش بخش, دانش بورسی, دانلود, دانلود نرم افزار, فایل‌های صوتی, فیلم آموزشی, قورباغه را قورت بده, کتاب صوتی, لینک, ناپلئون هیل, هدف, وبلاگ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393 ارسال نظر(6)

پایه گذاری درمانی برای ALS و آسیب‌های نخاعی

داستان از سال 1955 و بعد از مرگ آلبرت انیشتین شروع شد، زمانی که پاتولوژیست‌ها متهم به کالبدشکافی این محقق و دزدیدن بخشی از مغز وی شدند!. در سال 1980، محققین در دانشگاه کالیفرنیا بخش‌هایی از این مغز دزدیده شده که در تفکر پیچیده نقش داشت را مورد مطالعه قرار دادند و کشف کردند که سلولهای آستروسیتی در این میان نقش مهمی را ایفا می‌کنند. امروز، یعنی 30 سال بعد از آن ماجرا، هنوز محققین نتوانسته‌اند به آن چه دقیقا این سلولها در سیستم عصبی انسان انجام می‌دهند واقف شوند که دلیل اصلی آن سخت بودن مطالعه آن است. این مطالعه مدل مناسبی را برای درک بیشتر نقش آستروسیت‌های انسانی ارائه می‌دهد. این یافته‌ها می‌تواند پایه مناسبی را برای درمان شماری از بیماری‌های نورودژنراتیو مانند ALS و آسیب‌های نخاعی ناتوان کننده ایجاد کند. دکترZhangمی‌گوید: ما بر این باوریم که آستروسیت‌ها ممکن است به بقای عصبی و بهبود بیماری‌های عصبی مانند ALSو آسیب‌های نخاعی کمک کنند. آستروسیت‌ها نقش‌های مهمی را در مغز و نخاع انسانی ایفا می‌کنند و مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که آنها برای تکوین و حفظ نورونهای سالم، پیام رسانی مناسب سیستم عصبی و تشکیل و حفظ سد خونی مغزی ضرروی هستند. نقص عملکردی آستروسیت‌ها با ALS و بیماری‌هایی مانند سندرم Rett، بیماری الکساندر و  هانتینگتون همراه است. اما مطالعه آستروسیت‌ها بسیار سخت است. این محققین سلولهای سیستم عصبی انسانی نابالغ که از سلولهای بنیادی بالغ مشتق شده‌اند را به طناب نخاعی موش‌ها پیوند کردند. این سلولها به آستروسیت‌ها بالغ شدند. این محققین سلولها را به صورت لحظه به لحظه و به مدت 9 ماه چک کردند و دریافتند که آستروسیت‌ها فاصله زیادی را در امتداد طناب نخاعی طی می‌کنند و نورون‌های موش را دربر می‌گیرند و با عروق خونی ارتباط برقرار کرده و به یکدیگر نیز متصل می‌شوند(رفتاری شبیه آستروسیت‌ها). آنها در این فرایند جایگزین استروسیت‌های موشی می‌شوند اما نمی‌توانند روی توانایی موش در عملکرد طبیعی اثر بگذارند. آن ها حدس می‌زنند که آنچه که واقعا ممکن است اتفاق افتاده باشد این است که آستروسیت‌های انسانی در مقایسه با همتایان موشی و کوچک تر خود تقسیم بیشتری داشته باشند و شمار بیشتری سلول ایجاد کنند و به نوعی سلولهای موشی را از جایگاه خود خارج کنند(به خارج برانند). محققین آزمایش را با آستروسیت‌های بالغ شده از بیماران انسان مبتلا به ALS تکرار کردند. آستروسیت‌ها جایگزین آستروسیت‌های موشی شدند و رفتاری شبیه افرادی داشتند که به ALS مبتلا نبودند. البته به جز آنهایی که عملکرد حرکتی موش را مانند ALS مختل کردند. آن ها مشکلات حرکتی را در پاهایشان داشتند و نشانه‌هایی از تحلیل رفتن نورون هم نشان دادند. این امر نشان می‌دهد که این فرایند تنها یک جایگزینی فیزیکی نیست و در واقع یک یکپارچگی عملکردی با نتایج مثبت است. منبع.

پسوند: چند روز بود که داشتم به روخوانی کتاب قورباغه را قورت بده!  اثر برایان تریسی گوش میکردم که یکی از دوستان نخاعی که اصلا هیچ خبری از این جریان نداشت بخشهایی از این کتاب را برام ایمیل کرد. کتاب خوب و تاثیر گذار و محرک و نیرو بخشیه. روی من که تاثیر گذاشت و من خودم را مجبور کردم به مطالعه در مورد اونچه که فکر میکردم میدانم، بعد مطالعه فهمیدم که چه کم میدانستم. بعد تمام شدن کتاب صوتی قورباغه را قورت بده! چشمم خورد به روخوانی کتاب هدف اثر برایان تریسی. مقداری از روخوانی این کتاب را گوش کرده بودم که همان دوست نخاعی که اصلا هیچ خبری از این جریان نداشت بخشهایی از این کتاب را برام ایمیل کرد. جلل خالق، جلل خالق، ماشالله. هنوز کتاب صوتی هدف را تمام نکردم اما این کتاب هم مثل قبلی کتابی خوب و تاثیر گذار و محرک و نیرو بخشه و بنظر من این دو کتاب مکمل هم هستند. پیشنهاد میکنم حتما این دو کتاب را مطالعه کنید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، اخبار ترميم نخاع، لينك، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: ALS, آسیب نخاعی, آلبرت انیشتین, اثر برایان تریسی, ایمیل, تاثیر گذار, داستان‌, دانشگاه, درمان, روخوانی کتاب, قورباغه را قورت بده, کالبدشکافی, کتاب صوتی, کتاب هدف, محرک و نیرو بخش, مرگ, مکمل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 اسفند 1393 ارسال نظر(4)

آموزش با لذت و شادی

از زمانی که فهمیدیم خداوند متعال امیرفرهاد را بهمون عنایت فرموده رعایت خیلی چیزها را کردیم، از آن جمله شنیدن موسقی بود. همونطور که نمیشه ساختمان را از طبقه دوم ساخت، نمیشه در ابتدا هر نوع موسقی را بخورد بچه داد. اگر گوش و ذهن بچه را با موسقی پایه و زیربنایی آشنا کنیم دیگه جای نگرانی از این بابت نخواهد ماند. امیرفرهاد اتومبیل خیلی دوست داره، من هم از این علاقه او برای آموزش رنگ‌ها استفاده کردم و با عکس انواع اتومبیل (تریلی-وانت-سواری-مسابقه‌ای-جدید-قدیمی و طراحی) در رنگ‌های متنوع سه فتوکلیپ با سه آهنگ کلاسیک از سه آهنگ ساز بزرگ ساختم. خوشبختانه امیرفرهاد هر سه فتوکلیپ را بسیار دوست داره و اصلا از دیدنشون سیر نمیشه و هنگام  تماشا مرتب میخواد که براش توضیح بدیم که داستان هر عکس چیه. یکی از فتوکلیپ‌ها را با آهنگی معروف و زیبا با نام پل رودخانه کوای که روی فیلمی به همین نام است ساختم. حتما این مارش را از اینجا گوش‌کنید، مطمئن هستم این آهنگ را بسیار دوست‌دارید. یکی دیگر از فتوکلیپ‌ها را با مارشی از آهنگساز معروف یوهان اشتراوس درست کردم این مارش را Radetzky.March.Op.228 میتونید اینجا گوش کنید. فتوکلیپ آخر را با یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های ولفگانگ آمادئوس موتسارت Eine kleine Nachtmusik- Serenade No. 13 in G major درست کردم این موسقی کلاسیک را از روی این لینک بشنوید.

پسوند: از وقتی موبایل‌های لمسی و صفحه عریض که مجهز به انواع نرم‌افزار هستن همه‌گیر شدن، خواننده‌های وبلاگ رفتن توی گروه‌ها و شبکه‌های موبایلی، اینجاست که باید گفت: مجری محترم فیلترینگ شرکت مخابرات هم‌اکنون نیازمند یاری سبزتانیم.

عکس امیرفرهاد درحال تماشای فتوکلیپ اتومبیل: یک - دو - سه




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، لينك، تجربه‌، هنری، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آهنگ کلاسیک, اتومبیل, انواع, بچه, پایه و زیربنایی, پل رودخانه کوای, تریلی, ذهن, ساخت فتوکلیپ, ساختمان, سواری, شرکت مخابرات, شنیدن موسقی, عکس, فیلترینگ, گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی, گوش, لمسی, مارش, موبایل, وانت, ولفگانگ آمادئوس موتسارت, یوهان اشتراوس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393 ارسال نظر(9)

ديستوني: انقباض غيرارادی مکرر و طولاني عضله

ديستوني به معناي انقباض غيرارادي مکرر و طولاني در يک عضله يا در گروهي از عضلات يا بروز وضعيت‌هاي بدني خاص است و در واقع يک اختلال حرکتي عصبي محسوب مي‌شود.

ديستوني عضلات: هنگامي ‌که حرکات و دامنه حرکات به اندازه‌اي ثابت بمانند و به صورت وضعيت غيرطبيعي درآيند به آن ديستوني مي‌گويند. نکته بسيار مهم آن است که ديستوني‌ها اغلب باعث بروز حرکات غيرطبيعي و اختلالات وضعيتي ناتوان‌کننده مي‌شوند. علل مختلفي در ايجاد ديستوني نقش دارند.  هنوز هم برخي از ديستوني‌ها علت‌هاي ناشناخته دارند، اما سر دسته علل ايجادکننده آنها، علل ارثي، حادثه و صدمات بدني، بعضي عفونت‌ها، مصدوميت‌ها، عوارض برخي داروها، کم رسيدن اکسيژن حين زايمان، بروز ضربات زايماني و افزايش بيش از حد معمول بيلي‌روبين هنگام دوران نوزادي و شيرخواري را مي‌توان نام برد. در برخي موارد امکان دارد بيماري‌هاي داخلي جمجمه‌اي موضعي هم در ايجاد انواع ديستوني نقش داشته باشند.

ديستوني گردن: ديستوني گردن شايع ترين فرم ديستوني موضعي است. در اين بيماري، انقباضات چرخشي در سر و گردن رخ مي‌دهد. علائم ديستوني گردن اغلب موقع راه رفتن يا استرس تشديد مي‌شود و با استراحت و خواب کمتر مي‌شود. انقباض طولاني در عضلات گردن منجر به وضعيت غير عادي گردن مي‌شود. بسته به اين که کدام عضلات درگير شوند، وضعيت سر فرق مي‌کند. در واقع سر مي‌تواند به يک طرف منحرف شود، يا به يک طرف بچرخد (تورتيکولي)، يا به سمت جلو، يا عقب انحراف يابد. علائم ديستوني گردن اغلب موقع راه رفتن يا استرس تشديد مي‌شود و با استراحت و خواب کمتر مي‌شود. گاهي بيماران براي کاهش علائم از حقه حسي استفاده مي‌کنند؛ مثلا دست را در يک طرف صورت يا چانه و يا پشت سر قرار مي‌دهند و موقتا با اين کار انحراف گردن را کمتر مي‌کنند. راه ديگر کاستن علائم در برخي بيماران، تکيه دادن پشت سر به صندلي يا گذاشتن دست بالاي سر است. در اکثر بيماران عضلات گردن، بزرگ (هيپرتروفيک) مي‌شوند. 60 تا 80 درصد بيماران درد گردن دارند. 30 تا 40 درصد بيماران، لرزش ديستونيک سر يا لرزش دست يا هر دو را دارند. 20 درصد بيماران پرش پلک چشم (يا بلفارواسپاسم) يا ديستوني در عضلات ديگر غير از گردن نيز دارند. 10 درصد بيماران ممکن است مدتي خودبخود خوب شوند، ولي تقريبا همواره دوباره علائم شروع مي‌شوند. گاهي اين بهبودي خودبخودي ممکن است 2 تا 3 سال بطول انجامد، ولي نهايتا دوباره بيماري عود خواهد کرد.

علت ديستوني گردن: در اکثر موارد علت نامعلوم است. در 10 تا 15 درصد موارد ممکن است فرد ديگري در خانواده مبتلا شود. ممکن است علت بيماري ژنتيکي باشد، ولي با نفوذ ژني پايين؛ يعني ژن مشابه در ساير اعضاي خانواده وجود داشته باشد، ولي آنها مبتلا نشوند و يا در سنين ديگر يا در جاهاي ديگر بدن دچار ديستوني شوند. در 5 تا 10 درصد موارد سابقه ضربه به ناحيه گردن، 3 تا 6 ماه قبل از شروع علائم وجود داشته است. ممکن است استفاده بيش از حد از عضلات گردن يا ضربه در کنار زمينه ژنتيکي باعث شروع علائم شود. ضربه مغزي نيز مي‌تواند از علل بيماري باشد.

درمان ديستوني گردن: فعلا بهترين روش درمان ديستوني گردن، تزريق ديسپورت يا بوتاکس  در عضلات گردن است. اين کار بدون نياز به بيحسي موضعي قابل انجام است. ديسپورت يا بوتاکس با تزريق داخل عضلاني باعث تضعيف همان عضله مي‌شود. اثر آن معمولا طي 4 تا 5 روز شروع و در عرض دو هفته به اوج مي‌رسد و تا 4-3 ماه اثر مطلوب دارو باقي مي‌ماند. 60 تا 70 درصد بيماران از تزريق، رضايت نسبي يا کامل دارند. عده‌اي از بيماراني که در ابتدا به تزريق پاسخ مي‌دهند، پس از چند بار تزريق به علت توليد آنتي بادي‌هايي در بدن بر عليه دارو، به تزريقات بعدي پاسخ نمي‌دهند. براي کاهش احتمال توليد اين آنتي بادي‌ها، فاصله تزريق‌ها نبايد کمتر از سه ماه باشد. از عوارض احتمالي تزريق در عضلات جلوي گردن، بروز اختلال بلع به صورت موقت چند روز يا چند هفته است که در درصد کمي از بيماران رخ مي‌دهد. از عوارض تزريق در عضلات پشت گردن، شل شدن و افتادن سر است که اين عارضه نيز موقتي است. درمان با داروهاي خوراکي نظير کلونازپام، بکلوفن، آنتي کلينرژيک ها نظير بيپريدين، تري هگزي فنيديل (تريفن يا آرتان)، و گاباپنتين و داروهاي ديگر گاهي مي‌تواند موثر باشد. داروها بايد با تجويز پزشک مصرف شوند. از روش هاي ديگر درمان ديستوني گردن، تحريک عمقي مغز است که در برخي از بيماران ميتواند موثر باشد. منبع

پاپوش: سال 1372 برای درمان زخم بستر در بیمارستان یاسر بستری شدم، اون بیمارستان بصورت تخصصی به جانبازان نخاعی سرویس میداد، روزی یکی از جانبازان نخاعی که برای احوال‌پرسی از دوستش آمده بود، پیش منم آمد تا با حرف‌های روحیه بخشش منو به تشویق به ادامه زندگی با این شرایط کنه، حرف‌هاش را یادم نیست اما حرکت غیر ارادی و شدید گردنش را که با دست مهارش میکرد را خوب یادمه، اون موقع بما گفتن این اسپاسمه، اما حالا میدانم که او هم دیستونی داشته. ایشاالله هیچ کس از دوستان گرفتار این عارضه نشه.

دانلود فایل صوتی کتاب بوستان سعدی

از لینک مستقیم (منبع) با فرمتFormat : Mp3 :

دانلود بخش اول (حجم: ۱۹٫۵MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۸٫۸MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۹٫۹MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۱۹٫۴MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۹٫۷MB)

دانلود بخش ششم (حجم: ۱۸٫۳MB)




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، لينك،
:: برچسب‌ها: اختلال حرکتي عصبي, ارثي, اسپاسم, استرس, انقباض غيرارادي, انقباضات چرخشي در سر و گردن, بيماري ژنتيکي, تزريق ديسپورت يا بوتاکس, جانبازان نخاعی, حادثه و صدمات بدني, حرف‌های روحیه بخشش, دانلود فایل صوتی, در يک عضله, ديستوني, ديستوني گردن, طولاني, عفونت‌ها, علائم, علل, عوارض برخي داروها, کتاب, گروهي از عضلات, مکرر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 دی 1393 ارسال نظر(9)

نشانه‌ها و علائم تیک

اختلال تيک (TIC) به حرکات و انقباضات عضلاني و يا اصوات غيرطبيعي، ناگهاني، سريع، تکراري، متناوب، قالبي و کليشه‌اي، بدون ريتم و غير ارادي اطلاق مي‌شود. تيک‌ها جزو اختلالات پيچيده عصبي محسوب نمي‌شوند و متخصصان مربوطه مي‌توانند با تجويز خود اين اختلال را از بين ببرند. تيک‌ها با افزايش فشار رواني و عصبي، استرس، خستگي، هيجانات مثبت و منفي، گرما، تشديد و در موقعيت‌هاي اضطراب آور و پر استرس افزايش مي‌يابند. تمركز روي تيك، باعث تشديد آن مي‌شود و هر چه بيشتر حواس فرد مبتلا به تيک معطوف شود، تيک نيز افزايش مي‌يابد. تيك‌ها حين فعاليت‌هاي ارادي و تمركز فكري و هنگامي که فرد کاملاً غرق انجام فعاليتي گردد بطوري که تمام حواس خود را متمرکز آن فعاليت خاص کند، کاهش يافته و يا کاملاً ناپديد مي‌شود و در خواب از بين مي‌روند. اگر چه تيک‌ها به صورت غير ارادي ظاهر مي‌شوند ولي کاملاً غير ارادي نيستند و فرد مي‌تواند براي مدت کوتاهي جلوي آنها را بگيرد. اما پس از مدتي ديگر مقابله با تيک غير ممکن گرديده و مقابله با ‌آن هيچ فايده‌اي نخواهد داشت و فرد ناچار به تسليم خواهد شد. تيک راهي براي تخليه فشار‌ها و تنشهاي رواني و جسمي در فرد مبتلا است، بنابراين سرکوب آن استرس‌زا مي‌باشد. عوامل زيست شناختي و ژنتيکي و برخي واسطه‌هاي شيميايي، نقش مهمي در پيدايش اين اختلال دارند و عوامل روان شناختي و عوامل محيطي، عاطفي و هيجاني تنها در تشديد تيک‌ها موثرند و نقشي در به وجود آمدن تيکها ندارند. اكثر تيك‌هايي كه تازه آغاز شده‌اند، اغلب نياز به درمان ندارند. مسير محدود و گذرايي دارند و به سمت اختلال جدي‌تري پيش نمي‌روند و حداكثر طي دوره‌هاي استرس ‌آور عود مي‌كنند. اگر تيك بيش از 12ماه ادامه يابد، تيك‌هاي مزمن و پايدار به حساب مي‌آيند و معمولاً انقباض ماهيچه در آن ها بيش از حد و بسيار شديد است؛ اين تيك‌‌ها مشخصاً به‌صورت حمله‌هاي دوره‌اي هستند و غالباً شدت آن در نوسان بوده و مرتب تغيير مي کند. بهترين راه پيشگيري از اختلالات تيک «تخليه فشار و تنش‌هاي عصبي» مي‌باشد که با فراهم کردن فضاهاي تفريح و ورزش مي‌توان با آن به مقابله پرداخت. غالباً تعداد تيك‌ها با كاهش فشار روحي و در مواقعي که محيط آرام است و ترس، وحشت و نگراني وجود ندارد، تقليل مي‌يابند و به حداقل مي‌رسد. معمولاً در درمان اين اختلال از روش‌هاي آرام‌بخشي، آموزشي و دارويي استفاده مي‌شود. در روش آرام بخشي با استفاده از فنون تن‌آرميدگي(ريلکسيشن) با دور ساختن تنش بدني و رها شدن از انقباضات عضلاني، فرد به آرامش مي‌رسد.

ته‌بندي: مطلب بالا را داداشم برام ارسال کرد. بجز قسمتی که گفته شده: فرد مي‌تواند براي مدت کوتاهي جلوي آنها را بگيرد، تمام نشانه‌هاش را دارم. دارویی که دکتر بهم داده اندکی شدت پرش‌های سرم را کم کرده، باید صبر کنم ببینم با مصرف بیشتر دارو به چه نتیجه‌ای میرسم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: اختلال تيک, استرس, افزايش, تنش‌هاي عصبي, ريلکسيشن, ژنتيکي, عصبي, غير ارادي, غيرطبيعي, فشار رواني, گرما, هيجانات,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 دی 1393 ارسال نظر(4)

مسئول درد مزمن و تیک سر و گردن

درد دلیل واضحی دارد، اما این امر همیشه این گونه نیست. زمانی که یک فرد جسمی داغ را لمس می‌کند یا به یک جسم نوک تیز دست میزند، آسیب دیدگی وی چیز عجیبی نیست. اما برای افرادی با اختلال درد مزمن خاص مانند فیبرومیالژیا و درد اندام حرکتی فانتوم، یک نوازش ملایم میتواند منجر به درد شدید شود. در یک مطالعه جالب، تیمی از محققین در انستیتو سالک و مدرسه پزشکی هاروارد یک مکانیسم عصبی مهم را در نخاع شناسایی کرده‌اند که به نظر میرسد قادر به ارسال حجم وسیعی از سیگنالهای درد به مغز است. با ترسیم مدارهای عصبی نخاعی که سیگنالهای درد را در موش پردازش و منتقل می‌کنند، این مطالعه کار بزرگی را برای شناسایی راه‌های درمان اختلالات دردی که هیچ عامل فیزیکی مشخصی ندارند پیدا کرده‌اند. تاکنون، مدار نخاعی دخیل در پردازش درد به صورت یک جعبه سیاه باقی مانده است. شناسایی نورون‌هایی که این مدارها را میسازند اولین گام در درک این امر است که چگونه درد مزمن از پردازش عصبی مختل شده ناشی میشود. در بسیاری از مثال‌ها، افرادی که از یک درد مزمن رنج می‌برند به یک محرک که معمولا دلیل اصلی درد نیست حساس هستند(مانند یک لمس ملایم دست یا تغییر اندک در دمای پوست). این شرایط، معمولا به انواعی از allodynia شامل فیبرومیالژیا و آسیب عصبی اطلاق می‌شود که به دلیل بیماری‌هایی مانند دیابت، سرطان و بیماری‌های اوتوایمن ایجاد می‌شوند. منبع

پايانه: قبلا عرض کردم تیک سر و گردنگرفتم، خودم به درستی علت تیک سر و گردن م میدانستم، با مشورت تلفنی بامتخصص مغز و اعصاب، دارویی گرفتم که چند روزی آرامم کر، اما دوباره تیک‌هام زیاد شد و این امر موجب نگرانی خانواده‌ام شد، به همین دلیل برادر  از پزشکی وقت گرفت و با برادر خواهر عزیزتر از جانم سه نفری رفتیم مطبش. دکتر بعد گرفتن شرح حال و معاینه گردنم گفت: بیمار میتونه تیک را کنترل کنه، مشکل شما چیزی بجز تیکه. خلاصه آقای دکتر بهم دارویی داد که در برگه معرفیش نوشته: این دارو تکانه‌های غیرعادی عصب را تغییر میدهد و سفتی عضلات را کاهش میدهد. این دارو برای درمان سفتی عضلات، رعشه، اسپاسم‌ها و برای کنترل ضعف عضلات بیماری پارکینسون به کار برده می‌شود. علاوه بر این برای درمان و پیشگیری همان اختلالات عضلانی هنگامی که توسط داروهایی مانند: کلرپرومازین، فلوفنازین، پرفنازین، هالوپریدول و دیگر داروها به وجود میآیند، به کار برده می‌شود.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آسیب عصبی, اسپاسم, اندام حرکتی, پارکینسون, تیک سر و گردن, درد, دیابت, رعشه, سرطان, سفتی عضلات, علت تیک, مدار نخاعی, مزمن, مشاور تلفنی, نوازش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 دی 1393 ارسال نظر(0)

به مناسبت روز معلولان

سال 81 که با اینترنت دایل آپ ساعت 800تومانی وارد اینترنت شدم گشتم دنبال مطالبی که مخصوص ما نخاعی‌ها باشه، اما چیزی پیدا نکردم!؟ پس بفکر افتادم خودم دست بکار بشم، ابتدا شرح حالی از خودم نوشتم و برای بعضی از دوستانم ایمیل میکردم، دوستانم ازش تعریف میکردن و میگفتن: بهتره این مطالب را در وبلاگی منتشر کنی. من که اصلا با وبلاگ آشنایی نداشتم از دوستی خواستم که برام وبلاگی درست کنه، اوشان هم اول سال 82 اولین وبلاگم را در پرشن بلاگ برام درست کرد عنوانش هم این بود: آشنايي با يك معلول قطع نخاع. از همان اول عنوان وبلاگم را آشنايي با يك معلول قطع نخاع انتخاب کردم تا دوستان معلول و نخاعی‌های نازنین بتونن راحت وبلاگم را پیدا کنند. در ماه‌های اول وبلاگ نویسیم دوستان معلول ازم ایراد میگرفتن که کم تو جامعه از نگاه و حرف مردم میکشیم!؟ حالا اومدی اینجا هم دادمیزنی!؟ بذار تو این دنیا به دور از معلولیت راحت باشیم. اما من بی‌توجه به اعتراض‌هایی که میشد کار خودم را میکردم، خوشبختانه کم کم نگاه دوستان معلولم عوض شد و شروع کردن راحت باصدای بلند از خودشون و معلولیتشان و تجربه‌هاشون در زندگی با معلولیت گفتن. و این بود: هدفی که من از ابتدا داشتم و خوشبختانه خیلی زود به هدفم رسیدم، الان دوستان معلول زیادی هستن که وبلاگ‌هایی دارن که در اون تجربه‌های منحصربفردشون را با دیگران به اشتراک میگذارند، این هم نمونه هاش:

آشنایی با زندگی یک زن معلول قطع نخاع

آوای خاموش

اشکها و لبخندها

انجمن یسکتبال با ویلچر کاشان

بچه های اوتیسم

جامعه معلولین شهرستان بافق

جدال نخاع با مردی از دیار توس

حرف های یک دل

خاطرات من و ویلچرم

خاطرات گشت گذار

خاطرات یک آسیب نخاعی

د نـياي كو چك من

دست نوشته های یک فرهنگی اردبیلی

دنیای ادبیات

دنیای سخت نشنیـدنی هایمان

دیار قریب غریب

روزهای جانبازی

روزهای زندگی معلولین

زندگی با خوش نویسی

زندگی من

زیستن با معلولیت

سوته دلان

شمعدانی

ضایعه نخاعی مهمان ناخوانده

غزل غزل زمزمه

لبخند زندگی

ما نخاعی ها

مادر سپید

مجله انسانیت

مرکز ضايعات نخاعی جانبازان

من و ام اس

من و نخاع

نخاع عزیز

همه چیز درباره اکستروفی مثانه

پادراز

   


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، تجربه‌، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، كامپيوتر و رایانه، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: اشتراک میگذاشتن, اعتراض, اینترنت, تجربه, دایل آپ, شرح حال, معلول, منحصربفرد, نخاعی‌ها, نمونه, وبلاگ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 آذر 1393 ارسال نظر(2)

امیدهایی برای تنفس اختیاری بیماران آسیب نخاعی

محققین روشی را ایجاد کرده اند که به موجب آن عملکرد عضلات دخیل در تنفس را بازیابی می‌کنند حتی اگر بیش از یک سال از فلج شدن این عضلات گذشته باشد. این مطلب می‌تواند امیدها را در بیمارانی که دچار آسیب‌های نخاعی شدید هستند و برای تنفس به دستگاه تهویه نیاز دارند زنده نگه دارد. این مطالعه گامی حیاتی را در مورد بازتوانی فلج طولانی مدت عضلات دیافراگم ارائه میدهد که این عضلات به وسیله فیبرهای عصبی که از بخش بالایی ساقه مغز می‌آیند فعال می‌شوند. کسانی که دچار آسیب نخاعی باشند نمی‌توانند سیگنالهای لازم را به نوورنهای حرکتی بفرستند و در نتیجه این عضلات فعال نشده و عملکرد حیاتی تنفس مختل می‌شود. این مطالعه دو روش را برای برداشتن این مشکل از پیش روی ارائه میدهد. محققین روی گروهی از اعصاب فوکوس کردند که از مرکز کنترل تنفس در ساقه مغز منشا گرفته و از سطح مهره‌های گردنی 3 و 5 می‌گذرند. این فیبرها همان طور که گفته شد عضله دیافراگم را کنترل می‌کنند که نقش حیاتی در تنفس دارد. به دنبال یک اسیب نخاعی در این نواحی، فیبرهای عصبی آسیب دیده می‌میرند و در نتیجه ارتباط مغز و این عضلات مختل می‌شود. در این زمان در محل آسیب بافت اسکار متراکمی متشکل از مواد قندی شکل می‌گیرد که رشد نورونی جدید را مهار می‌کند و به تدریج با گذشت زمان شدت و طول آن تغییر نمی‌کند و درنتیجه برقراری ارتباطات نورونی در این قسمت مختل می‌شود. اینک این محققین تکنیکی را برای درمان ناحیه آسیب و با استفاده از طراحی یک آنزیم خاص ایجاد کرده‌اند که می‌تواند ارتباطات را مجددا برقرار کند و موجب بازیابی عملکرد تنفسی شود. محققین در حیوانات آزمایشگاهی از تکنیکی ترکیبی برای احیا عملکرد تنفسی و چندین ماه بعد از آسیب استفاده کردند. ابتدا، آنزیمchondroitinase را در جایگاه اعصاب تنفسی در طناب نخاعی تزریق کردند تا بتوانند مواد قندی مزاحم را بردارند. این آنزیم موجب برقراری ارتباطات جدید و تحریک مسیرهای بعدی درسیستم حرکتی تنفسی می‌شود. سپس، این جانوران در معرض دوره‌های مختصری از کمبود اکسیژن قرار گرفتند که موجب می‌شد آنها سریع تر و سخت تر تنفس کنند که این امر موجب بازتوانی عضلات تنفسی می‌شود. که این بخش دوم را به اصطلاح روش هیپوکسی متناوب می‌گویند. این روش ترکیبی تزریق آنزمی و هیپوکسی متناوب موجب افزایش سطح سروتونین می‌شود. افزایش سروتونین در جایگاه آسیب می‌تواند به احیا عملکرد دیافراگم کمک کند. خارق العاده بودن این نتایج تنها به دلیل این مطلب نیست که عملکرد عضلات فلج شده به طور کامل احیا شد بلکه به این دلیل است که آنها موفق شدن توانایی نفس کشیدن را بعد از یک و نیم سال در این موش‌های آسیب دیده احیا کنند. منبع

پسآمد: نزدیک 20شب بود که شب‌هاخوابی پر استرس داشتم و در طول شب مدام هذیان میدیدم. این روند بدنم را بسیار ضعیف نمود و موجب سرماخوردگی‌ای شد که تاحالا این مدلی‌شو تجربه نکرده بودم. بینیم طوری کیپ و تنگ شده بود که حتی نفازولین چشمی هم کوچکترین تاثیری روش نداشت. تمام بدنم درد میکرد و بسیار بیتاب و قرار بودم. در طول روز و شب مدام آب خنک میخوردم و عطشم رفع نمیشد. شب تا صبح و صبح تا شب از شدت درد و خستگی و بی‌قراری ناله میکردم و مدام به پهلو میخوابیدم اما دریغ از اندکی آرامش. بالاخره سرماخوردگی رفع شد اما درد همچنان در مفاصلم وجود داشت بخصوص در دست‌هام که قبلا هم اینجا درموردش نوشته بودم. بیشتر از دوهفته این روند ادامه داشت تا اینکه زنگ زدم به دکتر علی موسوی متخصص مغز و اعصاب و مشکلم را بهش گفتم. ایشان  برام کپسول گاباپنتین300 تجویز کرد و درحال مصرف اونها هستم. 6 کپسول اول این دارو30تا50درصد دردهام را کاهش داده و موجب شد که بعد مدتها بتونم شب آرام بخوابم، اما از کپسول هفتم نم نم درد برگشت سرجاش و کپسول هشتم و نهم دیگه اصلا اثری نداشتن و دوباره دیشب تا همین الان که میخوام مطلب را منتشر کنم از شدت درد دست یه لحظه آرام نداشتم و تمام شب را بیدار بودم و نالیدم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, تنفس, خارق العاده, سیگنالها, شدت درد, عضلات, عضله دیافراگم, عطش, فلج, کپسول, نفازولین چشمی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 آذر 1393 ارسال نظر(7)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.