💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


ماجرای چیزخوراندن آقای چیز

زماني كه آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير بود من را گرفتن و انداختن زندان تا چيزم نمایند. اون موقع من كلاس سوم راهنمايي بودم، با دوستان رفته بوديم سد لتيان در شمال شرق تهران براي ماهیگیری، بعد از گذراندن يه روز خوب ساعت20 به طرف خانه حركت كرديم، سر راه يه پاسگاه بود كه مامورهاش جلوي ماشين‌ها را ميگرفتن و داخل ماشين‌ها را ميگشتن تا به هر چيزي گيربدن، اونها توي ماشين ما چيزه بدتري از من گير نياوردن كه بهش گيربدن، پس منو مثل دزدها گرفتن و بهم چیزبند زدن و انداختن تو بازداشتگاه، گفتن تو چیزه فراري هستي و بايد چیز بشي به خدمت سربازي جهت خوردن شربت. دوست‌هام زحمت كشيدن و رفتن از منزلمان كارت تحصيلي و شناسنامه‌ي من را آوردن و من را از چیز شدن اجباري نجات دادند. اون موقع كه آقا موسوي برای خودش چیزی بود و به اون صورت هم به ملت چيز ميخوراندند، حالا اگر آقای چیز، چيز بشوند چه چيزي به چيز مردم بياورند، احتمالا ديگه بيشتر ملت دور چيزشون هاله‌ي چیز خواهند ديد.

پاپوش: شايد اگه من را ميبردن سربازي در جبهه مفقود ميشدم و الان شما وقت و اينترنت‌تون را تو اين وبلاگ حرام نميكردين.

وبلاگي خواندني: روزهای جانبازی

كار با رايانه توسط نيروي فكر  تلفیق

ذهن و ماشین در نسل جدید ویلچرها




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، لينك، سیاحت،
:: برچسب‌ها: اجباري, بازداشتگاه, تلفیق, زندان, سد لتيان, مفقود, ميرحسين موسوي, نخست وزير,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 خرداد 1388 ارسال نظر(28)

شير ايران

با داداشم رفتيم پارك محل‌مون كه كمتر از 300متر با منزلمان فاصله داره، هميشه سلام و احوال پرسي با اهل محل در مسير رفت و برگشت يا توي پارك كلي بهم حال ميده. خدا را شكر كه تو محلي زندگي ميكنيم كه اهل محل همديگرو خوب ميشناسن. توي پارك نانواي محل آمد و باهم از اوضاع و احوال پسرخاله‌اش حرف زديم، پسرخاله 5سال پيش وقتي با زن و بچه از شهرستان ميامده پشت فرمان خوابش ميبره و ماشينش چپ ميكنه و از ناحيه‌ي گردن آسيب نخاعي ميبينه. پسرخاله دست‌هاش حركت نداره و روزگار سختي را سپري ميكنه. پرسيدم: زنش ناسازگاري نميكنه؟ نانواي محلمون گفت: زن پسرخاله مثل شير كنارش ايستاده و همه رقمه ساپورتش ميكنه. نانوا گفت: ما ميريم بهشون سرميزنيم و احوال پرسشون هستيم اما شرمنده‌ايم كه نميتونيم بيشتر كنارشون و كمك حالشون باشيم.

پايانه: به احتمال قريب به يقين خدا دماغ ما ایرانی‌ها را از زیر ارابهی هیزم کش جهنم بیرون کشیده که مال همه‌مون اينجوري زاقارته و نیاز مبرم به جراحی فوق پلاستیک داره اونهم از نوع کلنگی و تیشه‌ایش. اگر من نامزد رئیس جمهوری میشدم و جزو رجل به حساب میامدم در مبارزه‌ی انتخاباتی به ملت شریف ایران وعده میدادم: بعد رئیس جمهور شدن اولین کارم عمومي و رايگان کردن عمل اصلاح و ترميم و تبديل خرطوم به بینی باشه.

يه بازي ساده و مهيج با موس(حجم114KB)توي وبلاگ دوست نخاعيم بود

آشنايي با ماده مخدر كــــــــرك

آشنايي با آنفلوآنزاي خوكي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: آسيب نخاعي, بازي ساده و مهيج با موس, پارك, جراحی پلاستیک, دماغ ما ایرانی‌ها, زن مثل شير, شكر, كــــــــرك, مبارزه‌ی انتخاباتی, نانوا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 خرداد 1388 ارسال نظر(17)

راه ويلچر من

تئوري دايي جان ناپلئون ميگه: همه چيز زير سر انگليس‌هاست، من هم به نوعي اين تئوري را قبول دارم، گويا يكي از رئيس جمهورهاي آمريكا بوده كه روزي جايي گفته بوده: در اين فكر باشيم كه ما براي‌ كشورمان چه كرديم؟ نه اينكه كشور براي ما چه كرده. غربي‌ها اين فرهنگ را بين خودشون رواج ميدن نوبت ما كه ميشه تو بوق ميكنن: آي ملت ايران، دولت براي شما چه كرده؟ پول نفت‌تونو بردن و خوردن، و ..... ما ملت ايران هم آخر همه‌ي بي‌جنبه‌ها هستيم و زود جوگير ميشيم (ايراني با يه غوره سرديش ميكنه و با يه مويز گرميش، ما درهمه كار يا اول هستيم يا آخر، ما ميانه‌اي با ميانه نداريم) و با خودمون ميگيم: قيصر كجايي كه پول نفت‌مونو خوردن، پس اولين اتوبوسي را كه سوار ميشيم با چنگ و دندان هم كه شده صندلي‌شو پاره ميكنيم تا سهم پول نفت‌‌‌‌‌‌‌‌مونو گرفته باشيم. مجري تلويزيون فارسي آمريكا در برنامه‌اي كه لايو بود از من پرسيد: دولت براي تردد معلولان در كوچه و خيابان چه كرده؟ گفتم: موانع را دولت سر راه ويلچر من نميگذاره، دولت چه كار ميتونه بكنه وقتي خود ما ملت به خودمون اين اجازه را ميديم در خونمون انواع سرعت گير بكاريم، براي عبور فاضل آب حياط منزلمون آسفالت جلوي منزل را مثل جوب بكنيم، چهارشنبه‌سوري روي آسفالت لاستيك آتيش بزنيم و پدر آسفالت را دربياريم و..و...و..... .

پسينه: در اروپا و آمريكا سر سال همه بايد ماليات بدن كلآاان، براي همين همه ميدانند اگه چمن پارك را له كنند مستقيم پولش از جيب خودشون كسر ميشه. در آمريكا اگر كسي ماليات نده از حقوق اجتماعي محروم ميشه و حتي مهاجرها را اخراج ميكنند. اما اينجا چي؟ ماليات نميديم هيچ! طلب پول نفت هم داريم. ايراني‌هاي آمريكا ميگن اينجا مملكت هردم‌بيل است. يعني دم به دم برات بيل=صورت حساب مياد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، ماهواره، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: بوق, تئوري دايي جان ناپلئون, تلويزيون فارسي آمريكا, چهارشنبه‌سوري, غربي‌ها, غوره, فرهنگ, قيصر, معلولان, مويز, همه چيز زير سر انگليس‌هاست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)

یه مطلب داغ

پیرو مطلب قبلی که گفته بودم اگه میخواهی بدونی از این هم فعالیتم را کمتر کنم چی میشه، برای این دفعه یه مطلب داغ داغ داغ نوشتم، چند سال پیش در قسمت زیر دلم سوزش بسیار زیادی حس میکردم، مثل این بود که ذغال داغ گذاشته باشن روی (بابا منحرف، این چه فکری که کردی) مثانه و پهلوهام یا اینکه انگار داشتن میخ داغ فرو میکردن تو تنم. رفتم پیش پزشک متخصص کلیه و مجاری ادرار، دکتر بهم گفت: مشکلی نداری، این سوزش عصبیه. دکتر یه سری قرص برام تجویز کرد که با مصرف اونها سوزشم کم بشه. از قدیم خارجی همون قرص‌ها را داشتم و شروع کردم به روزی 3تا قرص 25میلی‌گرم آرام بخش درد‌های عصبی خوردن. حالا نگو دکتر قرص 10میلی‌گرم تجویز کرده بود اون هم ایرانی و کچی‌شو، نتیجه‌ی خوردن اون قرص‌ها این بود که تمام طول روز و شب را خواب بودم، البت برای غذا خوردن بیدارم میکردن اون هم با زور و برای چند دقیقه. الان که در طول 24ساعت فقط 5ساعت خوابم میبره اونهم بریده بریده میفهمم اون خواب‌های طولانی چه حـــــالـــی داره، احتمالا حال معتادها هم مثل همون وقت من باید باشه.

پيآمد: یک‌شنبه‌ی گذشته از تلویزیون فارسی آمریکا باهام تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت تو برنامه‌شون نطق کنم، من هم براشون کلی از گروه باور گفتم و از خودمون که ملت باشیم بد گفتم.

پیمانِ ابدیِ پیمان ابدی با کارش پیمانِ ابدی شد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، طنز، لينك، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: پیمان ابدی, داغ داغ داغ, ذغال, مثانه, مجاری ادرار, مطلب, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(17)

تازه‌های پژوهش

مطالعه کردن من همیشه میشه مطالعه‌ی مثنوی هفتاد من کاغذ، بلکه هفت‌صد من کاغذ. وقتی مشغول خواندن متنی هستم هر کلمه من را به یه دنیای جدید، بلکه ده‌ها دنیای قدیمی و جدید میبره،حالا این که خوبه، اگر هم ‌زمان با مطالعه‌ی من صدایی از کسی یا چیزی در بیاد دیگه واویلاست. خودم به این نتیجه رسیدم که این حواس پرتی‌ها ناشی از رگه‌هایی از بیش فعالیه. در مواجهه با این مشکل، این اواخر یه راه کار مفید پیدا کردم که باعث توجه بیشترم روی متن و موضوع و درک بهتر و لذت بردنم از مطالعه میشه. و اما راه ‌کارم اینه که: متن را با صدا و لحن شخصی میخوانم که همیشه صدا و حرف‌هاش توجه من را جلب میکرده. این ویژگی را در صدای یک گوینده‌ی گروه دانش تلویزیون یافتم که خیلی باحال حرف میزنه و صداش تمام توجه من را به خودش جلب میکنه. وقتی با صدای اوشان مطالعه می‌کنم خیلی چیز خوندن بهم حال میده و کاملا میرود میخ آهنی در سنگ.

پسآمد: این دیگه آخرشه: 16ساله که قدم از قدم بر نداشتم اما تشخیص دادم که بیش فعال هستم!؟! اگه میخواهی بدونی از این هم فعالیتم را کمتر کنم چی میشه باید تا هفته‌ی بعد خوش باشی؟!؟

پژوهشگران براي نخستين بار موفق شدند بدون وارد کردن ژن و صرفا با کمک پروتئين ها، "برنامه ريزي دوباره " سلول ها را محقق کرده و سلول هاي بنيادي پرتوان موسوم به "پروتئين- سلول هاي بنيادي پرتوان القائي"(پي.آي.پي.اس)  "Protein Induced Pluripotent Stem Cells" توليد کنند.اين روش جديد مي تواند جايگزين استفاده از سلول هاي بنيادي جنيني شود که به دليل نابودي جنين ها، از نظر اخلاقي بسيار مناقشه آميز هستند.پژوهشگران موسسه تحقيقاتي اسکريپس کاليفرنيا به مديريت "شنگ دينگ" توانستند در يک روش نوين، تنها از طريق ترکيب چند پروتئين با سلول هاي پوست موش، باعث برنامه ريزي دوباره سلول ها شده و به سلول هاي بنيادي "پي.آي.پي.اس" دست يابند.پژوهشگران مخلوطي از پروتئين ها را در لوله آزمايشگاه با سلول هاي پوست بسيار جوان و در مرحله جنيني موش ترکيب کرده و باعث تغيير عملکرد ژن هاي مختلف در ژنوم سلولهاي پوست شدند.اين تغيير عملکرد ژن ها، اساس برنامه ريزي دوباره سلول هاي پوست است که سپس به سلولهاي همه کاره يا پرتوان (پلوري پوتنت) تبديل شده و توانايي هاي مختلفي کسب ميکنندپژوهشگران که نتايج تحقيقات خود را در نشريه تخصصي سلول بنيادي (سي.اس.سي.) منتشرکرده اند، براي وارد کردن پروتئين ها به سلول هاي موش از يک پروتئين اتصال کوتاه(پپتيد) استفاده کردند که به پروتئين ها متصل شده و انتقال از طريق غشاء سلول راممکن مي کند. از آنجا که پروتئين ها در پلاسماي سلول ها صرفا يک دوره حيات کوتاه دارند، کار بامخلوط پروتئين بايد طي چند روز تکرار شود و بعد از آن سلول هاي بنيادي مورد نظرتوليد ميشوند.پژوهشگران موسسه اسکريپس با ايجاد اين تحول در بيوپزشکي به اين موفقيت دست يافتندکه بدون استفاده از فناوري ژنتيک، سلول هاي موش را به سلول هاي بنيادي تبديل کنند.در حاليکه تمام گروههاي پژوهشي درجهان تاکنون چهار ژن خاص برنامه ريزي دوباره رامستقيما به سلول ها تزريق و وارد کرده اند اما دينگ و همکارانش از پروتئين هايي استفاده کردند که در آنها ژن ها معمولا در سلول شناسايي و تعريف مي شوند. از آنجاکه اين پروتئين ها، مولکول هاي بزرگي هستند، پژوهشگران مجبور بودند با روش هاي خاص باعث جذب و پذيرش آنها در سلول ها شوند. پژوهشگران براي اين کار، چندين مولکول اسيد امينه "آرژينين" را به عنوان نوعي "کارت ورود" به پروتئين ها متصل کردند و دنباله آرژينين به جذب و پذيرش مولکول هاي بزرگ در سلول ها کمک کرد. پژوهشگران، اين پروتئين ها را از باکتري ها توليد کرده بودند و دينگ و همکارانش براي آزمايشات خود از سلول هاي پوست جنين هاي موش استفاده کردند و آنها را چهار بار با مخلوطي از پروتئين هاي "او.سي.تي. 4"، "کا.آي.اف.4"،"اس.او.ايکس 2" و "سي- ام.ابسيلون.سي." در تماس قرار دادند. پس از گذشت 35 روز فعل و انفعالات مربوط به "برنامه ريزي دوباره" سلول هاي موش پايان يافته و پژوهشگران به سلول هاي بنيادي موسوم به "پي.آي.پي.اس." دست يافتند.دينگ و همکارانش بر اين باورند که روش جديد آنها براي برنامه ريزي دوباره سلول ها،سريع تر، مطمئن تر و ساده تر است.دانشمندان موسسه ماکس پلانک براي بيوپزشکي مولکولي شهر مونستر آلمان سلول هاي فيبروبلاست جنين موش را در اختيار همکاران خود در موسسه اسکريپس قرار دادند تابتوانند کيفيت همه کاره بودن و پلوري پوتنتي سلول هايي را آزمايش کنند که در اين موسسه "برنامه ريزي دوباره" شده اند. تيم پژوهشي "هانس شولر" از موسسه ماکس پلانک مونستر، در اين ميان خصوصيت پلوري پوتنت يا پرتواني سلول هاي"پي.آي.پي.اس" را ثابت کرده است.روش نوين بيوشيميايي براي برنامه ريزي دوباره سلول هاي بدن، ساده تر و مطمئن تر از تمام روش هايي است که تاکنون در اين رابطه وجود داشته است. اين تحول علمي يک پيشرفت مهم ديگر در جهت توليد سلول هاي بنيادي بدون ريسک و خطر سرطان است که مي تواند در پزشکي آينده يک نقش با اهميتي ايفاء کند.شولر مي گويد، چنين به نظر مي رسد که پژوهش سلول بنيادي در بخش توليد سلول هاي بنيادي القايي(آي.پي.اس.) در حال توسعه عظيمي است و بسيار جالب است که تقريبا هر ماه شاهد نوآوري هاي مهم و بي سابقه هستيم. شولر که از سال 2004 ميلادي با دينگ همکاري مي کند افزود، طبيعي است که همکاري بين المللي اين روند را تسريع مي کند.اين پژوهشگر آلماني با توجه به اينکه سلول هاي توليد شده واقعا داراي خصوصيت هاي خاص سلول هاي بنيادي پرتوان بودند مي گويد، آزمايشات، بطور جالبي نشان مي دهند که انتقال و نصب ژن ها در سلول هاي موش با کمک ويروس ها ضروري نيست و تنها ترکيبي از مخلوط پروتئين ها با يک "ملکول کوچک" کافي است تا برنامه ريزي دوباره سلول انجام گيرد. اين مولکول کوتاه، يک ماده شيميايي کوچک است که نصب و اتصال پروتئين به رشته مولکول هاي وراثتي حامل اطلاعات ژنتيکي "دي.ان.آ." را آسان مي کند.اين در حاليست که در روش هايي که تاکنون در سطح بين المللي متداول بوده است،انتقال ژن هاي ويژه برنامه ريزي دوباره ("سي- ام.ابسيلون.سي."، "اس.او.ايکس2"،"او.سي.تي.4" و" کا.ال.اف.4") به سلول هدف ضروري بوده است. بر پايه اعلام شولر، در حاليکه اصلاح و تغيير ژنتيکي سلول مي تواند به غيرفعال شدن ژن هاي ديگر يا حتي تغيير شکل سلول ها منجر شود، اما بر اساس دانستني هاي امروزه،اضافه کردن پروتئين ها هيچ خطر و ريسکي براي ژنوم ندارد. سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي (اعم از آي.پي.اس. و پي.آي.پي.اس.) مي توانند به هر نوع سلول از جمله سلول هاي عصبي يا سلول هاي کبد تبديل شوند و در آينده در درمان بيماري هايي چون پارکينسون و ديابت يا احياء اتصالات عصبي به عنوان نمونه در افراد مبتلا به قطع نخاعي يک نقش مهم ايفاء کنند. دانشمندان يک بخش مهم ديگر استفاده از اين سلول ها را در تجزيه و تحليل پيدايش بيماري ها مي دانند. شلولر مي گويد، نتايج کنوني، آزمايشات بر روي سلول هاي موش است و طبيعي است که گام بعدي، انجام اين آزمايشات بر روي سلول هاي انساني است و ما اين موضوع را به زودي در مونستر شروع خواهيم کرد.شولر مي گويد، در تماس قرار دادن چهار باره سلول ها با مخلوط پروتئين ها بدين خاطر ضروري است تا سلول ها مجددا به حالت اوليه و تمايز يافته خود باز نگردند. اين پژوهشگر آلماني افزود، در اين روش جهش ناگهاني ژنتيکي پيش نمي آيد و نگراني از اين نظر وجود ندارد. در آزمايشات متعارف، خصوصيت پرتواني يا پلوري پوتنت اين سلولها تاييد شده است. تزريق اين سلول ها به جنين هاي موش نيز باعث ساخت کوتيلدون يا سه برگچه هاي اوليه (انتودرم، مزودرم و اکتودرم) شد که از آنها در طي رشد جنين، تمام ارگان ها و بافت ها ساخته مي شوند.هر چند که براي برنامه ريزي دوباره هنوز به مولکول هاي بزرگ پروتئين نياز است اما چنين به نظر مي رسد که مشکل اصلي برنامه ريزي دوباره سلول حل شده است و شولر با اطمينان مي گويد، مهم اين است که هم اکنون مي توانيم يک برنامه ريزي دوباره سلول را بدون نياز به رشته "دي.ان.آ." انجام دهيم و در نتيجه جهش ناگهاني ژنتيکي نيز رخ نخواهد داد و نگراني از اين نظر وجود ندارد. پژوهشگران بايد در گام هاي بعدي براي هر نوع سلول مورد نظر، مخلوط و ترکيبات خاص آن را پيدا کنند که بايد بر روي سلول هاي بنيادي توليد شده پاشيده شود تا اين سلول ها در اين ترکيبات تبديل به سلول هاي مورد نياز شوند. به عنوان نمونه پژوهشگران تاکنون موفق شده اند از سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القايي، سلول هاي عصبي و ماهيچه قلب پرورش دهند.پرفسور "ولفگانگ ميشائيل فرانس" پژوهشگر کلينيک دانشگاهي گروسهادرن در مونيخ آلمان نيز روش جديد دسترسي به سلول هاي بنيادي را عالي و مسرت بخش خواند و گفت، اين روش يک تحول کاملا مهم در بخش برنامه ريزي دوباره سلول است.گام بعدي، آزمايش اين روش جديد بر روي سلول هاي انساني و رشد بافت از سلول هاي"پي.آي.پي.اس." است. فرانس خود در تحقيقات جديد شرکت نداشته است اما در سال گذشته موفق شد با برنامه ريزي دوباره، سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت را به سلول هاي منشاء سلول هاي قلب تبديل کند.با توجه به اين پيشرفت ها، مي توان مراجعه به پزشک در سال 2020 ميلادي را اينگونه تصور کرد که پزشک با يک سوهان جراحي کوچک جراحي مقداري از پوست بازوي بيمار را برداشته و درخواست مي کند که بيمار يک هفته بعد مجددا براي درمان ديابتش مراجعه نمايد.در اين ميان، نمونه برداري از پوست بيمار کشت شده و دستياران پزشک يک مخلوطي از مواد شيميايي را به آن اضافه مي کنند و پس از چند روز سلول ها به سلول هاي بنيادي تبديل مي شوند. سپس دستياران پزشک مجددا يک مخلوط شيميايي ديگر به اين سلول ها اضافه مي کنند و در نهايت سلول هاي لوزالمعده يا پانکراس را دريافت مي کنند.هر چند علم پزشکي هنوز تا اين حد پيشرفت نکرده است اما در حال حاضر با جديت بر روي تبديل سلول هاي بدن به سلول هاي بنيادي همه کاره يا پلوري پوتنت تحقيق مي شود.چندين گروه پژوهشي در ماههاي گذشته موفقيت هاي قابل توجهي در بهبود روش دسترسي و توليد سلول هاي بنيادي داشته اند. برنامه ريزي دوباره سلول هاي بنيادي با تزريق ژنهاي کمتر، بدون ويروس و در نهايت نيز پژوهشگران توانستند ژن ها را حتي پس از استفاده از عملکرد آنها مجددا از سلول ها خارج کنند. تمام اين روش ها به تغيير ژنتيکي سلول نياز دارند که خطرها و ريسک هايي در آن نهفته است و مانع از استفاده پزشکي از آن در آينده مي شود. بدين خاطر بهترين روش، برنامه ريزي دوباره سلول ها با کمترين حد عمليات و فعل و انفعالات ژنتيکي است يعني بدون استفاده از ژن و صرفا با کمک مولکول هاي کوچکي که شولر پژوهشگر آلماني از آن سخن ميگويد. با کلام ديگر، يک ترکيب و مخلوط شيميايي که صرفا به سلول ها اضافه مي شود و در پي آن سلول ها به سلول هاي بنيادي تبديل مي شوند.برنامه ريزي دوباره سلول ها براي اولين بار سه سال پيش توسط "شينيا ياماناکا"پژوهشگر ژاپني ابتدا بر روي سلول هاي موش و سپس بر روي سلول هاي انسان صورت گرفت.ياماناکا نشان داد که از طريق تزريق وارد کردن ژن هاي مشخصي به سلول هاي ويژه، اين سلول ها به وضعيت و حالت اوليه جنيني خود باز مي گردند. توانايي هاي اين سلول ها که به سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي موسوم شدند، هيچ تفاوتي با سلول هاي بنيادي جنيني نداشت. بدين ترتيب پژوهشگران به يک روش نوين توليد سلول هاي بنيادي دست يافتند که از نظر اخلاقي نيز مشکل آفرين نبودند زيرا که براي توليد آنها، نياز به جنين نبود.کرنولوژي پژوهش سلول هاي بنيادي1998 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي جنيني پژوهش سلول هاي بنيادي در سطح بين المللي از سال 1998 ميلادي بطور سريعي رشد کرد و در آن زمان "جيمز تامسون" پژوهشگر آمريکايي براي اولين بار در جهان، سلول هاي بنيادي جنيني از جنين هاي باقيمانده در کلينيک هاي مخصوص بارداري توليد کرد. اين سلول ها سريعا به عنوان بارقه اميدي براي تهيه و توليد بافت هاي جايگزين در مبتلايان به ديابت، پارکينسون و ديگر بيماري ها شد. اما از آنجا که در اين فناوري بايد جنين ها نابود شوند، اين روش از نظر اخلاقي بسيار مناقشه آميز و بحث انگيز شد و به عنوان نمونه در آلمان ممنوع است. بدين خاطر از آن زمان تاکنون پژوهشگران بطور جدي به دنبال دسترسي به راهها و روش هايي براي توليد سلول هاي بنيادي هستند که از نظر اخلاقي مشکل آفرين نباشد.2007 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي موسوم به "آي.پي.اس."فوريه 2009 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي صرفا با استفاده از يک ژن مخصوص برنامه ريزي دوباره سلول مارس 2009 ميلادي، خارج کردن مجدد ژن خاص برنامه ريزي دوباره از ژنوم سلول آوريل 2009 ميلادي، برنامه ريزي دوباره سلول بدون ژن تيم پژوهشگران آمريکايي ـ آلماني برخلاف ديگر پژوهشگران در روش جديد خود هيچ ژني را به سلول هاي پوست موش وارد نکردند و بدين ترتيب ريسک بالقوه بروز سرطان در استفاده درماني ـ پزشکي در آينده را ماهرانه رفع کردند.شولر مي گويد، در حاليکه تزريق و وارد کردن ژن به سلول مي تواند باعث غيرفعال شدن ژن هاي ديگر و يا حتي تغيير شکل و ساختار سلول ها شود اما بر پايه دانستني هاي کنوني، روش جديد که از پروتئين استفاده مي شود، هيچ خطر و ريسکي براي ژنوم سلول ايجاد نمي کند.سلولهاي بنيادي "پي.آي.پي.اس." به سه برگه اصلي (کوتيلدون) رشد مي کنند که از آنها در طي رشد جنيني، تمام ارگان ها و بافت ها ايجاد مي شوند.شولر برغم اينکه تعداد بيشماري از پژوهشگران ساليان متمادي بر روي اين روش کار کرده اند، نسبت به انتظارات و اميدهاي زودهنگام نسبت به اين روش هدار مي دهد و مي گويد،طبيعي است که گام بعدي، آزمايش اين روش بر روي سلول هاي انساني است اما کاربري چنين سلول هايي به عنوان منبعي براي درمان به زودي ممکن نيست.بر اساس اعلام شولر، با کمک سلول هاي "پي.آي.پي.اس." حتي مي توان ميزان رشد بيماريها را تجزيه و تحليل و به روش هاي درماني ايده آل براي هر بيمار دست يافت.پژوهشگران ابتدا چهار "پروتئين کنترل" را به سلول ها دادند و سلول ها نيز اين پروتئين ها را جذب و پس از زمان کوتاهي هضم کردند. بدين خاطر پژوهشگران اين سيکل و چرخه را چهار بار تکرار کردند تا برنامه ريزي دوباره سلول ها بطور کامل انجام گيرد.پژوهشگران، اين پروتئين هاي کنترل را از باکتري ها توليد کرده بودند که در آنها دقيقا چهار ژني فعال شده بودند که قبلا در برنامه ريزي دوباره سلول ها نقش داشتند.بدين ترتيب برنامه ريزي دوباره سلول ها در سه سال گذشته بطور سريعي رشد کرد.بيولوژيست ها براي نخستين بار در سال 2006 ميلادي موفق شدند سلول ها را با کمک "چهار ژن کنترل" به نوعي سلول بنيادي جنيني تبديل کردند و در سال هاي بعدي تعداد اين ژن ها را کاهش داده و در نهايت ژن ها را به سلول تزريق کرده و مجددا از ژنوم سلول خارج کردند. پژوهشگران هم اکنون در يک روش نوين، صرفا پروتئين هايي به سلول ها اضافه کردند که سلول ها آنها را هضم کردند. منابع: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=45724

سايت آلماني ساينکس 24 آوريل 2009 http://www.scinexx.de/wissen-aktuell-9821-2009-04-24.html مجله آلماني اشپيگل 23 آوريل 2009 http://www.spiegel.de/wissenschaft/mensch/0,1518,620596,00.html روزنامه آلماني برلينرسايتونگ 23 آوريل 2009 http://www.berlinonline.de/berliner-zeitung/wissenschaft/detail_dpa_21022502.php




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: بیش فعالی, پروتئين, پلاسما, تلویزیون, جنين, خطر, دانش, ژن, سرطان, سلول هاي بنيادي, گروه, گوینده‌, مثنوی, مطالعه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(18)

الگوی مصرف

چند روز پیش که رسماً تعطیلات نوروزی تمام شد کاشف به عمل آمد که کلی مهمون‌ نوروزی افسرده حال داریم، بنابر بجا آوردن رسم ادب و ارادت، با پدر گرامی سعی کردیم تغییری در وضعیت اونها بوجود بیاریم، پس افتادیم به جان اونها، اول بابام اونها را لخت و معاینه میکرد، سلامت‌شونو که تایید میکرد میفرستادشون نزد بنده تا از شرمندگی‌شون دربیام، من هم سه سوته ترتیب اونها را میدادم و حالی میبردم. فکرش را بکن، یک بشقاب غذاخوری پر کیوی خوردم. برای اینکه اجابت مزاج برام خیلی سخت نباشه هر روز دوتا کیوی یک پرتغال و یک نارنگی میخورم، ماشالله یادت نره. 4 ساعت بعد رعایت نکردن الگوی مصرف، مشکل شروع شد، مزاجم خراب شده بود، گلاب به روی مثل ماه‌تون، نمی‌فهمیدم توالت لازم هستم یا نه. هر دفعه فکر میکردم کارم تمام شده، آمآ با فاصله‌ی 26 ساعت ناگهان توالت لازم میشدم. روز سوم وضع بدی بود: من غرق در کثافت بودم، آب نیز قطع بود، 2ساعت سر خلا به انتظار آب نشستم، اما آب 48ساعته قطع شده بود. برای شستشو با آفتابه فلاکتی کشیدم که مپرس.

پاورقي: چه خوشبخت هستند کسانی که هر وقت نیاز دارن با پای خودشون میرن توالت. لذت با فشار ادرار کردن را با هیچ  چیز تو دنیا نمیشه مقایسه کرد، پس تا میتونی لذت ببر.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، تجربه‌، جنسی، صدا و سیما، داستانک،
:: برچسب‌ها: آفتابه, افسرده, برای اجابت مزاج, تعطیلات نوروزی, توالت, خلا, خوشبخت, کیوی, لخت, معاینه, مهمون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 فروردین 1388 ارسال نظر(23)

مگس ‌پران

حتما حکایت اون بنده خدا را شنیدین که بعد یاد گرفتن خط بریل برای آزمایش خودش با چشمان بسته وارد آشپزخانه شد و دستش خورد به رنده و ......، از بعد عمل لیزیک چشم‌هام عمق دیدم عالی شده اما هرچی می‌بینم خط و خش داره، میشه گفت حال من از اونچه که می‌بینم مثل حال همون بنده خدا بعد دست زدن به رنده است. به این وضعیت چشم‌هام میگن: مگس پران، مگس ‌پران در حقیقت سایه کدورتهای موجود در مایع زجاجیه چشم است که روی شبکیه می‌افتد و به صورت یک سایه تیره دیده می‌شود. این کدورتها ممکن است ناشی از چسبندگی و ضخیم شدن رشته‌های زجاجیه ، جمع شدن سلولهای التهابی در زجاجیه، خونریزی در داخل زجاجیه و یا پارگی و سوراخ شدگی شبکیه باشد.

پيوست: حالا خوبه چشمم مگس پران شده، اگه کبوتر پران میشد باید چه خاکی تو چشمم میریختم؟! خاک قناعت یا خاک گور؟!

یه سیزده دیگه  هم از عمرمان بدر شد، خدا قسمت کنه دست کم سیزده‌تا سیزده‌بدر دیگه با خانواده‌ای سیزده نفره

زجاجیه چیست؟

زجاجیه مایع ژله مانندی شفافی است شبیه سفیده تخم مرغ خام که بخش اعظم داخل کره چشم (از پشت عدسی تا روی شبکیه) را پر کرده است و به حفظ ساختمان کروی چشم کمک می‌کند و شبکیه را در جای خودش نگه می‌دارد. ساختمان زجاجیه از یک شبکه اسفنجی متشکل از رشته‌های خیلی ظریف ایجاد شده که مقادیر فراوان آب و مواد محلول را در خود جای داده و به آن حالت ژله‌ای بخشیده است. رشته‌های موجود در زجاجیه در قسمتهای خارجی‌تر زجاجیه متراکم‌ترند و اتصالات نسبتاً محکمی به لایه‌های داخلی شبکیه دارند. بعلت چسبندگی طبیعی زجاجیه به اطراف شبکیه، در هنگام بوجود آمدن مگس پران جدید یا دیدن جرقه نورانی، چشم باید مورد معاینه دقیق قرار گیرد تا از عدم پارگی و سوراخ شدگی شبکیه مطمئن گردیم.

علت ایجاد مگس پران

مگس‌پران عارضه بسیار شایعی است و با گذشت سن شیوع آن افزایش می‌یابد به طوریکه بیش از 70- 60% افراد بالای 60 سال مگس‌پران را تجربه کرده‌اند.زجاجیه در سنین پایینتر قوام بشتری دارد. رشته‌های موجود در زجاجیه در بچه‌ها و افراد جوان معمولاً بسیار ظریف است و دیده نمی‌شود اما با بالا رفتن سن این رشته‌ها ضخیم‌تر می‌شوند و در بعضی جاها به هم می‌چسبند و باعث ایجاد کدورت می‌شوند که سایه این کدورت بر روی شبکیه به صورت مگس‌پران احساس می‌شود. این تغییرات را افراد ممکن است بصورت اشکال متحرکی شبیه مو و یا بال مگس (مگس ‏پران) در میدان بینایی خودشان ببینند. خصوصا در موقع نگاه به یک زمینه سفید و روشن این اشکال بیشتر جلب توجه می‏کند.به علاوه در بسیاری از افراد مسن بخشی از رشته‌های محیطی زجاجیه که به شبکیه متصل بوده و از جای خود کنده می‌شود و به داخل بخشهای مرکزی زجاجیه می‌افتد. این حالت که آن راجداشدگی خلفی زجاجیه)می‌نامند، شایعترین علت ایجاد مگس‌پران است.گاهی اوقات هم وجود التهاب داخل چشمی (یووئیت) سبب تجمع سلولهای التهابی در زجاجیه می‌شود که باعث ایجاد مگس‌پران می‌شود. یک علت دیگر مگس‌پران وجود خونریزی در داخل زجاجیه است.مثلاً در افراد مبتلا بهدیابت  ممکن است خونریزی خفیف چشمی ابتدا به صورت یک مگس‌پران دیده شود.

مگس ‌پران در چه افرادی شایعتر است؟

مگس‌پران در افراد بالای 60 سال ،افراد نزدیک‌بین، افرادی که سابقه جراحی چشمی (بخصوص جراحی آب مروارید)دارند،افرادی که سابقه التهاب داخل چشمی(یووئیت) دارند، بیشتر دیده می‌شود.

جرقه

جرقه ممکن است به صورت خطوط درخشان صاعقه مانند یا به صورت اجسام ریز درخشنده به نظر برسد. جرقه ممکن است فقط در یک نقطه خاص میدان بینایی دیده شود و یا ه صورت نقاط ریز متعدد در بخشی از میدان بینایی درآید. احساس دیدن جرقه معمولاً فقط چند ثانیه طول می‌کشد اما غالباً تکرار می‌شود. معمولاً در محیط‌های تاریک جرقه‌ها بیشتر تظاهر می‌کنند. به علاوه حرکات ناگهانی سر یا چشمها ممکن است باعث دیدن جرقه شود.

چرا جرقه ایجاد می‌شود؟

با افزایش سن رشته‌های زجاجیه ضخیم‌تر می‌شوند و به هم چسبندگی پیدا می‌کنند. این چسبندگی رشته‌های زجاجیه ممکن است باعث کشیده شدن پرده شبکیه گردد. از آنجا که پاسخ سلولهای شبکیه به محرکها بصورت درک نور است هر عاملی که سلولهای شبکیه را تحریک کند در مغز به عنوان نور تفسیر می‌شود. به همین علت وقتی شبکیه تحت کشش قرار گیرد جرقه‌های نوری دیده می‌شود.

آیا مگس ‌پران و جرقه خطرناک است؟

بسیاری از افراد مدتها مگس‌پران داشته‌اند و هیچ مشکل خاصی پیدا نکرده‌اند. مگس پرانی که سالهای سال وجود داشته و تغییر خاصی پیدا نکرده است معمولاً خطری ندارد. اما بروز مگس پران جدید می‌تواند ناشی از مشکلات جدی چشمی باشد. البته شایعترین علت بروز مگس پران جدید (جداشدگی زجاجیه خلفی)است که به خودی خود خطری ندارد، اما گاهی اوقات در حین جدا شدن زجاجیه بخشی از شبکیه نیز همراه با آن کنده می‌شود و باعث ایجاد سوراخ یا پارگی در پرده شبکیه می‌شود که می‌تواند سبب جدا شدن پرده شبکیه و مشکلات شدید بینایی شود. پس احساس مگس‌پران در موارد زیر باید حتماً توسط چشم پزشک بررسی شود:مگس‌پرانی که جدیداً ایجاد شده است (حتی اگر پس از چند هفته خود به خود برطرف شده باشد)مگس‌پران قدیمی که جدیداً بزرگتر شده یا تغییر دیگری پیدا کرده است.مگس‌پران همراه با جرقه (حتی اگر پس از چند روز جرقه خود به خود برطرف شده باشد)مگس‌پران همراه با کم شدن یا تاری دید یا احساس وجود پرده در جلوی چشم (این علامت بسیار مهم است وممکن است ناشی از کنده شدن بخشی از شبکیه باشد که به درمان فوری نیاز دارد)دیدن جرقه حتی اگر با هیچ مشکل چشمی دیگری همراه نباشد و پس از چند روزخودبه‌خود بهبود پیدا کرده باشد. وجود جرقه معمولاً ناشی از کشش و تحریک شبکیه است، بنابراین در افرادی که اخیراً دچار جرقه شده‌اند احتمال ایجاد پارگی در پرده شبکیه وجود دارد.

یک نکته مهم آن است که جرقه حتی اگر با پارگی شبکیه همراه باشد معمولاً پس از چند روز تا چند هفته خود به خود از بین می‌رود. مگس‌پران هم حتی در صورت همراهی با پارگی شبکیه پس از چند هفته کوچک می‌شود. بنابراین در افرادی که جرقه یا مگس‌پران جدید ایجاد شده حتی اگر خود به خود خوب شده باشد لازم است معاینه کامل چشم انجام شود.

تشخیص

تشخیص علت ایجاد جرقه و مگس‌پران بدون معاینه دقیق چشم پزشکی امکان‌پذیر نیست بنابراین لازم است تمام افرادی که دچار جرقه هستند و یا مگس‌پران جدید پیدا کرده‌اند حتماً توسط چشم‌پزشک معاینه شوند. برای انجام معاینه ابتدا مردمک با استفاده از قطره‌های مخصوص باز می‌شود و سپس با استفاده از لنزها و وسایل مخصوص زجاجیه و شبکیه معاینه می‌شود. در صورتی که در معاینه هیچ مشکلی به جزء(جداشدگی زجاجیه خلفی) وجود نداشته باشد و شبکیه سالم باشد، معمولاً خطری وجود ندارد و اقدام خاصی لازم نیست اما در مواردی که آسیبی به پرده شبکیه وارد شده باشد یا خونریزی یا التهاب داخل چشمی وجود داشته باشد باید درمان انجام شود.گاهی با یک نوبت معاینه نمی‌توان علت دقیق مگس‌پران را تشخیص داد. در این حالت معمولاً لازم است معاینه در فواصل 2-3 هفته یک بار تکرار شود تا زمانی که مطمئن شویم علت خطرناکی وجود ندارد.

آیا جرقه و یا مگس‌پران قابل درمان است؟

مگس‌پران معمولاً علت خطرناکی ندارد و نیازی به درمان ندارد. در اکثر موارد پس از چند هفته تا چند ماه مگس‌پران به تدریج کوچک می‌شود و فرد نیز عادت می‌کند که آن را ندیده بگیرد. اما در مواردی که مگس‌پران با سوراخ یا پارگی پرده شبکیه همراه باشد، ممکن است نیاز به اقدامات درمانی مثل لیزر یا عمل جراحی برای جلوگیری از پارگی پرده شبکیه وجود داشته باشد. جرقه نیز در صورتی که علت خطرناکی نداشته باشد پس از چند روز تا چند هفته برطرف می‌شود و نیاز به درمان ندارد.منبع




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز،
:: برچسب‌ها: آشپزخان, جرقه, خاک گور, خط بریل, در چه افرادی شایعتر است؟, زجاجیه, علت ایجاد, عمل لیزیک, کبوتر, مگس ‌پران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1388 ارسال نظر(19)

نفرت

هفته‌ی اول سال چه زود گذشت!؟ سریع‌تر از برق عید نوروز خیلی زیبا و دوست داشتنیه، حیف که بعضی‌ها این روزها را با گله و توقع خراب می‌کنند. آدم‌ها با گله و توقع و نفرت فقط کام خودشون را تلخ و قلب خودشون را سیاه و می‌کنند. بخشیدن دیگران بیشترین نفعش اینه که موجب آرامش درونی خود شخص میشه. این هم چند جمله‌ی حکیمانه از حکیمان بی‌نشان دنیای نت اجازه نده اتفاقات ناخوشايند روحيه‌ات را خراب کند با بحث هاي بي نتيجه انرژي خود را هدر نده قلبت را از نفرت خالي کن تا خوشبختي در آن لانه کند هرگز خودت را با ديگران مقايسه نکن، چرا که تو چيزهايي داري که ديگران در حسرت آن وقت مي‌گذرانند

پاپوش: برنامه‌های امسال تلویزیون از نظر من خیلی جالب نبود، فهمیدین پسر عمه‌زای کلاه قرمزی همون قول مراد تو سریال باغ مظفر مهران مدیری استش.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: توقع, جمله‌ی حکیمانه از حکیمان, عید نوروز, گله,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1388 ارسال نظر(20)

ته سالی

آدمهای ناراضی همیشه خودشون را معلول شرایط و اجتماع و زندگی و زمین و زمان میدانند، این افراد همیشه ناسپاس و شاکی و درحال ناسزا گفتن به همه چیز هستند. افراد واقع گرا خودشان را علت هر پدیده و رویدادی در زندگی‌شون میدانند. افراد واقع گرا با جستجو در رفتار خودشون علت‌ها را میابند. بهترین حسی که آدم میتونه داشته باشه حس رضایت‌مندیه. برای رسیدن به این حس باید نقش مثبت خودمون را در زندگی خانوادگی و اجتماعی پیدا کنیم. باید داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی را دید و بخاطر اونها خوشحال و شکر گزار بود.

ته‌بندي: گوشی را برداشتم تا ببینم کیه که زنگ تلفن را به صدا در آورده، یه خانمی گفت: منزل آقای آیت اللهی ست؟ گفتم: نه خانم، اشتباه گرفتین، اینجا منزل حجت اسلامی است. در اخبار اعلام شد که یک اسید پاش را می‌خواهند قصاص کنند، بنظر من قصاص برای این افراد خیلی کمه، پیشنها شما چیه؟ امسال عجب زمستان داغی داشتیم؟ شاید به دلیل گرم بودن زمستان آدم حس میکنه سال خیلی سریع تر از همیشه ته کشیده




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آدمهای ناراضی, آیت اللهی, اسید پاش, تلفن, حجت اسلامی, حس رضایت‌مندی, شاکی, معلول, ناسپاس, نقش مثبت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

قاتل دوست و دشمن

میتونی مثل من اول صبح کمتر از 1ساعت 6لیوان‌پر آب گرم بخوری؟ این کار دیوانگی بنظر میاد، نه؟ پسر همسایمون 8سالی از من کوچکتره، خیلی بچه‌ی مهربون و با معرفت و کاردرستیه و من دوستش دارم، 2سال پیش ازدواج کرد، مشغول کار و زندگی خودش بود که به دلیل ضعف و لاغری می‌برنش دکتر، بعد آزمایش‌های لازمه میفهمن که سرطان داره، الان در مراحل آخر شیمی درمانیه، خیلی وقته که ندیدمش، میگن موهاش ریخته و مثل آدم‌های خیلی پیر شده. امیدوارم که خدا شفای عاجل بهش بده. داروهای ضد سرطان همه سم هستند و کارشون کشتن سلول‌هاست به دوست و دشمن هم رحم نمی‌کنن. آدم وقی پاش بیافته برای بدست آوردن سلامتی سم هم وارد بدنش میکنه چه برسه به آب گرم فراوان. من برای اینکه برم توالت مجبورم با 2قرص بیزاکودیل تمام روز لیوان لیوان آب گرم و چای بخورم.

پسينه: چه کسی میتونه به این مطمعن باشه که سال دیگه یا ماه دیگه یا هفته‌ی دیگه یا فردا یا تا 1ساعت دیگه همینطوری که الآن هست، خواهد بود، پس لذت همین الانت راببر و بدان که وضع و حال تو برای خیلی‌ها رویایی‌ست.

وبلاگی که به خوندنش میارزه: ام . اس در گذر زمان

کامپیوتر شما هر قدر جدید باشه باز با حداکثر سرعتش کار نمیکنه، برای اینکه از عمل کرد سریع کامپیوترتان لذت ببرید مسیر زیر را دنبال کنید:

Control Panel

Tools

Folder Options

View

گزینه‌ی زیر را علامت دار کنید

Launch folder windows in a separate process

در نهایتOKکنید و با سرعت بالای کامپیوترتان حال کنید




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: ام اس, توالت, سرطان, سرعت بالای کامپیوتر, شیمی درمانی, ضعف و لاغری, موهاش ریخته,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

حسن توجه

من که اصلا از سوال‌هایی که دوست و آشنا ازم می‌پرسن ناراحت نمیشم، بنظر من این نشانه‌ی حسن توجه اونهاست. یه سوال تکراری که همه ازم می‌پرسن اینه: از اینکه مدام تو خونه هستی حوصله‌ات سر نمیره؟ آدم موجودیه سازگارآااا که میتونه خودش را با هر شرایطی تطبیق بده. سازگار بودن با عادت کردن فرق میکنه، آدم سازگار در بدترین اوضاع برای خودش بهترین شرایط را رغم میزنه، عادت‌ها شاید خیلی خوب و دل‌خواه نباشن عادت‌ها حتی میتونن تبدیل به بیماری بشن مثل وسواس. همین چند وقت پیش یکی از دوستان ازم پرسید: صبح‌ها که از خواب بیدار میشی با خودت نمیگی حالا امروز را چطوری شب کنم؟ با این همه وقت اضافه چه کار میکنی؟ میشه بگی یه روز را چطوری شب میکنی؟ بهش گفتم: باورکن اصلا وقت اضافه نمیارم، تازه شب وقت خواب یادم میاد که فلان کار را نکردم. از وقتی که لپ‌تاپ خریدم در طول روز بیشتر با کامپیوتر مشغول هستم البته نه تمام وقت، گاهی کتاب و مجله و روزنامه می‌خونم، گاهی تلویزیون می‌بینم و گاهی با خانواده شوخی می‌کنم.

پيآمد: در هر کاری باید حساب کرد به ازای اونچه که بدست میاریم چقدر باید هزینه بشه، مثلا اگه من بخواهم فرت و فرت برم بیرون جهت گردش و سیاحت و .... حتما بیشتر از اونچه که من سود میکنم اطرافیانم را از کار و زندگی میاندازم، گرچه همین الان هم باعث شدم خواهر و برادرم بخاطر من مجرد بمونن، با دوستانشان تفریح نرن، مسافرت نرن، ماموریت‌های شغلی نگیرن، حتی دانشگاه شهر دیگه نرن. اینها که میگم نکته‌هایی هستند که من با دیدن اینها احساس میکنم خانواده‌ی من چقدر به من لطف دارن و من چقدر فرد دوست‌داشتنی‌ای هستم، نه؟؟ شوخی کردم اما اینها باعث تقویت حس رضـایتمندی من میشه و این یعنی لذت بردن از لحظه‌ها و خوشبختی

سانی

يکي از رايج ترين کارهايي که تايپيست هاي حرفه اي انجام ميدهند کشيدن حروف و کلمات براي زيباسازي متن تايپ شده است. شما نيز ميتوانيد با استفاده از اين ترفند متون خود را بکشيد. همانند اين کلمه: خــوشــــبـــخـــــتـی، براي اين کار : کافي است در هر مکاني از ويندوز ، زبان ويندوز را روي فارسي تنظيم کنيد.سپس حرف مورد نظر خود را تايپ کرده و کليدهاي ترکيبي Shift+J را همزمان بفشاريد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه، سیاحت،
:: برچسب‌ها: برادر, تقویت حس رضـایتمندی, حسن توجه, حوصله, خواهر, روزنامه, سازگاری, عادت, کامپیوتر, کتاب, کشيدن حروف و کلمات, گردش و سیاحت, لپ‌تاپ, مجله, وسواس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 اسفند 1387 ارسال نظر(26)

خراشیده

همیشه از صبح تا ظهر رادیو جوان گوش میدم، چون چند روزیه روال عادی برنامه‌های این ایستگاه عوض شده، موج را انداختم روی رادیو سلامت. بعد اذان ظهر من و رادیو هر کدام داشتیم کار خودمان را میکردیم که یه صدای ناهنجاری از رادیو در آمد و توجه من را به خودش جلب کرد، شخصی میگفت: من قطع نخاع هستم، من تنها دعایی که بعد نماز میکنم اینه: خدایا ببخش و بیامرز، و میگفت ........ . حرف‌هاش برام آشنا بود اما صداش خیلی نکره بود. حدودا هفت8 ماه پیش زنگ زدم به رادیو سلامت و یه سوال از پزشک برنامه پرسیدم، گوشی را که قطع کردم تلفن‌مان زنگ زد، گوشی را برداشتم یه خانم خوش سیما از اونطرف خط گفت: من از رادیو سلامت زنگ میزنم لطفا بعد شنیدن بوق بگید بعد نماز چه دعایی میکنید، من هم که حسابی حوصله‌ام سر رفته بود از این فرصت الهی نهایت سو استفاده را کردم و براشون رفتم بالا منبر، توپ، بالاخره خانوم اونور خط خسته شد و گفت: عزیزم نیم ساعته نوار دستگاه‌مون تموم شده، میشه بسه؟ پسوند: آدم وقی حرف میزنه فکر میکنه بلبل شیدا داره چه‌چه میزنه، اما وقتی آدم صدای ضبط شده‌ی خودشو میشنفه یاد بازار مسگرها میافته




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، صدا و سیما، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: تلفن, خدایا ببخش و بیامرز, دعا, رادیو, صدا, ضبط, قطع نخاع, موج, نماز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 بهمن 1387 ارسال نظر(19)

سرنوشت

آدم‌ها همیشه با خودشون میگن: کاشکی اینطور میشد. کاشکی اونطور نمیشد. گاهی که من سیم‌هام اتصال میکنه با خودم میگم کاشکی 30 سال پیش انقلاب نمیشد. از هرکی بپرسن اگه انقلاب نمیشد، چی میشد؟ به فراخور سن و جنسیتش میگه: مدرسه‌هامون مختلط بود، رفاقتی میرفتیم استخر، جوانان‌مان در جنگ ازبین نمیرفتن، غربی‌ها منطقه را تاراج نمی‌کردن، الان ما جای کره‌ی جنوبی بودیم و ...... من اصلا کاری به این حرف‌ها ندارم، برای من مهم اینه: اگه انقلاب نمیشد ارتش همچنان پدرم را در شهرهایی غیر از تهران می‌چرخاند، آخه سال54 فرمانده‌ی پدرم با دشنام دستوری بهش میده، پدر من هم با مشت چشم طرف را بالامیاره. از اون جریان به بعد پدرم را تبعید میکنن و تو پروندش میزنن صلاحیت خدمت در مرکز را نداره. با انقلاب پدرم به تهران منتقل شد و من از یه بچه‌ی ایزوله و درس خون تبدیل شدم به بچه‌ای با دوستانی زیاد که همه درس نخون بودیم. خلاصه اگه انقلاب نمیشد پدرم به تهران نمیآمد و من درس خون می‌ماندم و..... و کلا سرنوشتی غیر از این میداشتم. پس نتیجه میشود که قطع نخاع شدن من نتیجه‌ی انقلاب بوده، کاشکی انقلاب نمیشد.

پسرفت: من اصلا آدمی نیستم که بخواهم برای اشتباه خودم زمین و زمان را متهم کنم و از اونها بنالم، مطلب بالا خلاف واقعیت نیست، اما من اون را از سر بی حرفی و طنز و شوخی نوشتم، شاید هم سیم هام اتصال کردن.  

باران دوست جدیدی در اسپیشیال

حرف‌های یواشکی مردی با ام اس همسرش




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: ارتش, انقلاب, تاراج, جنگ, چشم, شوخی, طنز, غربی‌ها, کاشکی, مشت, منطقه, یواشکی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 بهمن 1387 ارسال نظر(18)

چشم چرانی

بعد 15 سال دیدن سرازیر شدن میلیون‌ها دانه‌ی سفید رنگ حیات بخش، برام خیلی لذت بخش بود. دانه‌های ریزی که یکی از یکی شیطون‌تر هستند، انگار رقص کنان و وول وول کنان برای به مقصد رسیدن با هم مسابقه گذاشتن. مثل ما آدم‌ها همه چیز به میل اونها هم نیست، اینکه کی بیان و کجا برن هم دست خودشون نیست، بعضی‌هاشون جاهای خوب و دل‌خواه‌شون میرن و حیات بخش میشن، آمآااا جای بیشتری‌شون فاضل آب است. دیدن این صحنه برای شما حتما خیلی معمولی و هیجان برنه‌انگیزه، اما برای من که سالها در کنارش بودم و از دیدنش محروم بودم کلی جالب و هیجان انگیز بود، برای اینکه لذت بیشتر از این هیجان ببرم گفتم پرده را زدن کنار و یه دل سیر بارش برف را تماشا کردم. تخت من با پنجره‌ی کنار اطاق 3متر فاصله داره اما شیشه‌های اطاق‌مان تا یک ماه پیش مات بود و بیرون معلوم نمیشد، به دلیل برخی تغییرات و تجهیزات شیشه‌ها عوض و سفید شدند و این دلیل خوبی شده برای چشم چرانی من.

پيوست: چند روزیه توی اخبار به اهالی خیابان‌های دولت و پاسداران تهران هشدار میدن که از روز شنبه توسط پلیس طرح انضباط اجتماعی برقراره. پلیس خدمت‌گزار بعد جمع کردن اشرار و قاچاقچی‌ها و مزاحم‌ها و .... حالا نظم دادن به شهر را محله به محله شروع کرده، دست‌شان طلا، اما واقعا جای بسی تاسفه که بی‌نظم‌ترین محله‌های تهران محل سکونت پول‌دارهاست.

دیگه بسه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، داستانک، هنری،
:: برچسب‌ها: پرده, تخت, چشم چرانی, حیات بخش, رقص, شیطون, هیجان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 دی 1387 ارسال نظر(15)

وصف بزرگان دین

مادر پدرم سواد نداشت، اما شعرها و داستان‌های زیادی در وصف بزرگان دین بلد بود، همیشه وقی بعضی از روضه‌ها را می‌شنید بشدت عصبانی میشد و می‌گفت: چرا شخصیت بزرگ اما حسین را اینها اینطوری زیر سوال می‌برند؟! امام حسین تو سری خور که نبوده!؟ امام حسین مامور الهی بود. مادر بزرگم که خدا رحمتش کنه می‌گفت: ظهر عاشورا امام حسین اونقدر شجاعانه جنگید و از اون کفار کشت که خون تا زیر زانوهای اسبش آمد، تا اینکه از جانب حق تعالی ندا آمد: حسین جان داری چه کار میکنی؟ اینطوری نسل اینها را از روی زمین برمیداری، خدا برای تو ماموریت دیگری قرار داده، حسین جان:

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد﴿28﴾  فَادْخُلِي فِي عِبَادِي و در ميان بندگان من درآى﴿29﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي و در بهشت من داخل شو﴿30﴾سوره: الفجر

پاپوش: اسراییلی‌ها خیلی نامرد هستید، رفتار شما آدم را یاد مغول‌ها و  آلمان نازی‌ میاندازه، اونها هم وقتی یه سربازشون کشته میشد بجاش یه شهر را قتل عام می‌کردند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، داستانک، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آلمان نازی‌, اسراییل, اما حسین, پدر, داستان‌ها, روضه‌, شعرها, مادر, مغول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 دی 1387 ارسال نظر(13)

خود آزمایی

یکی از دوستان کتابی بهم معرفی کرد و گفت هر کسی باید این کتاب را بگیره و بخونه. اسم کتاب را دادم به داداشم، او هم رفت اون کتاب و دو کتاب دیگه از همون نویسنده را برام خرید و آورد. دوتا از اون کتاب‌ها را خوندم، موضوع کتاب‌ها داستان‌های کوتاه و الهام بخشی است که کمک میکنه به: حس رضایت‌مندی،  شاد زیستن و احساس خوشبختی کردن، روحیه‌ی بخشش، موفقیت و پیروزی و.... بیشتر اون داستان‌ها توی اینترنت هست و خیلی‌هاش را شما خوندید، نمیدانم نویسنده اونها را از نت بیرون کشیده یا ملت اونها را از کتاب؟ داستان زیر یه نمونه از اون داستان‌هاست که برای من ایمیل شده بود البت هنوز این داستانک را توی اون کتاب‌ها ندیدم: جواز بهشت: روزي مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد، کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم. مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم. فرشته گفت: اين سه امتياز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم. فرشته گفت: اين هم يک امتياز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: اين هم دو امتياز. مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر شد! 

پسآمد: از این داستان‌ها مدام برامون اتفاق میافته یا از زبان دوستان و آشنایان می‌شنویم. یه نمونه‌‌اش برای خودم اتفاق افتاد که با دیدن آگهی سیما فیلم مبنی بر: خرید ایده‌های و داستان‌های ملت بصورت فیلم نامه‌ تصمیم گرفتم اون را بصورت فیلم نامه بنویسم و ارائه بدم. موفقیت برام اهمیت نداره، فقط میخوام خودم را آزمایش کنم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک، هنری،
:: برچسب‌ها: احساس خوشبختی, حس رضایت‌مندی, داستان‌های کوتاه و الهام, روحیه‌ی بخشش, سیما فیلم, شاد زیستن, کتاب,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 آذر 1387 ارسال نظر(15)

ره آورد

اهل نظر میگن: آدم‌ها باید دنبال بزرگترین و زیباترین و کامل‌ترین رویاها و آرزوها باشند. من میگم: رویا و آرزوی بزرگ هر کسی برای خیلی‌ها کوچیک محسوب میشه، مثلا: بزرگترین رویا و آرزو برای ما نخاعی‌ها اینه که با پای خودمون بریم توالت و حال توالت کردنی ارادی را ببریم، این آرزوی شیرین برای ما دست نیافتنی مینماید اما برای افراد سالم امری است: ندیدنی. خوبیه آرزو و رویاهای کوچیک اینه که آدم زود بهشون میرسه و این باعث میشه آدم احساس خوشحالی و خوشبختی کنه. و امآاااااا داداشم نیمه‌ی آبان امسال برای بازدید از پروژه‌ا‌ی با جمعی از همکارهاش رفت شمال، شهر نکا، اونجا چیزی دید که من عاشقش هستم و همواره چنین رویاهای زیبایی در سر دارم، داداشم که از علاقه‌ی شدید من به اون صحنه‌ها و لحظه‌ها خوب خبر داره فورری با دوربین‌اش عکس‌هایی رویایی برام گرفت و آورد و آتشی به خرمن ذهنم زد که با آب100دریا هم خاموش نمیشه. مردی میخوام که بتونه آتیش من را خاموش کنه، کسی که خودش با آتیش من نسوزه.

پسرفت: وبلاگ‌ها معمولا دفتر خاطرات هستند و کسانی وبلاگ می‌خوانند که دوست دارن توی افکار ملت سرک بکشن، بهتر بگم یه جورهایی فضول هستند، پس این هم: عکس‌های رویای من برای اون فضول‌هایی که دوست دارند رویای ملت را دید بزنند.

 این اعلامیه را دیده بودی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آرزو, احساس, اعلامیه, اهل نظر, خرمن ذهن, خوشبختی, خوشحالی, دید بزن, رویاها, رویایی, زیباترین, فضول, کامل‌ترین, نخاعی‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 آذر 1387 ارسال نظر(22)

گواهینامه‌ی معلولی

از بهزیستی زنگ زدن و گفتن: تو که برای خرید خودروی معلولان ثبت نام کردی آیا ازدواج کردی؟ گفتم ازدواج نکردم، اما میخوام ازدواج کنم ولی دست من کوتاه و یار در کوزه و ما تشنه لبانیم. طرف گفت گواهینامه‌ی رانندگی داری؟ گفتم دارم، اما سال 69 وقتی سالم بودم گرفتمش. طرف گفت: برو گواهینامه‌ی ویژه بگیر ایشالله سری دوم در اولویت دریافت اتول خواهی بود. زنگ زدم به راهنمایی رانندگی و پرسیدم برای دریافت گواهینامه باید چه کار کنم. طرف گفت: روزهای زوج با داشتن اصل و گپی کارت ملی و شناسنامه و گواهینامه و 3عکس ساعت 10ونیم اینجا باش. مدارک را جور کردم و زحمتم را انداختم سر دوش داداش عزیزم و با هم رفتیم شهرک آزمایش جهت دریافت گواهینامه. اونجا هم پله بود هم سطح شیب دار. بعضی از این رمپ‌ها را فقط برای نمایش درست کرده بودن چون واقعا شیبشان برای عبور ویلچر تند بود. اونجایی که برای معلولان پرونده سازی میکردن سربازی بود که کارش فقط انجام کارهای اداری و راهنمایی معلولان بود. معلولان را سه افسر پلیس نگاه میکنن تا تشخیص بدن طرف توانایی رانندگی با چه نوع اتومبیلی را داره. اگه معلول دستاش سالم باشه میفرستنش آموزشگاه ویژه‌ی معلولان تا بعد آموزش بره برای امتحان شهر و .... . سه افسر مربوطه دفتر قوانین را بالا و پایین کردن و به من گفتن چون انگشت‌های دست راستت گیرایی نداره باید بری قسمت مهندسی که دستور بده بری برای کمیسیون پزشکی که اونا معاینه فنی مهندسی پزشکیت کنن، اگه تشخیص دادن که توانایی رانندگی کردن را داری بعد میای اینجا برای الباقی ماجرا.... .

پاپوش: نتیجهِ‌ی اخلاقی: وقت داداشم حرام شد و من طبق معمول شرمندش شدم. فعلا از گواهی‌نامه گرفتن منصرف شدم. حال من گرفته نشد چون حال کشک نیست که بشه گرفتش. اصلا گور پدر رانندگی و اتول و ..... 

زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: اولویت, بهزیستی, ثبت نام, خرید خودرو, رانندگی, راهنمایی, کمیسیون پزشکی, گواهینامه, معلولان, نتیجه اخلاقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 آبان 1387 ارسال نظر(13)

و ریای من

میگن: دنیا خیلی کوچیکه، اونقدر کوچیک که همه چیز مستقیم بهم ربط پیدا میکنه، حتی فکر و احساس آدم‌ها، چه برسه به رفتار و کردارشون. میگن: اگه تو به یک نفر فکر کنی او هم به تو فکر میکنه، اگه جمعی را دعا کنی اون جمع هم برای تو دعا میکنن. اینکه میگن: آدم از هر دستی بده با همون دست پس میگیره یه جورایی مصداق کلام بالاست، آمآاا، من سال‌ها بدون آنکه با دستی داده باشم مشغول پس‌ ‌گرفتن بودم. همیشه دلم می‌خواست من هم از اون دست بدم، اما گویا اون دست، کار راه بندازی نبود که من را تشویق به دادن کنه. حالا هزاران بار خدای بزرگ را شکر میکنم که لطفش بازهم شامل حالم شد و فرصتی بهم داد تا بتونم بآلآخره اندکی از بده‌کاری‌هایی را که به خودم و خودش داشتم را جبران کنم و از اون دست بدم. خدا عمری بهم بده حتما باز هم بار خودم را سبک میکنم.

ته‌بندي: سال‌هاست که بدهکار پول و عمر و جسم و جان و معرفت و لطفی هستم که خانواده‌ام دارن بی‌دریغ خرجم میکنند و این واقعا جبران شدنی نیست.

بلاگفا گندزده با این سیستم کد خواستن برای کامنت گذاشتن. من ترجیح میدم برای دوستان بلاگفایی ایمیل بدم تا اینکه کامنت بدم.

وبلاگ دوستی که از مادر قطع نخاعش نگهداری میکنه را بخونید

از تو می‌پرسند: علی کریمی، پوشیدن لباس تیم ملی فوتبال با مربیگری علی دایی، بدتر از سالها اسارت جوانان رزمنده در زندان‌های عراق بود؟!




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: احساس, خدای بزرگ, دنیا, رفتار, شکر میکنم, فکر, کردار, کلام, مادر قطع نخاع, مصداق,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 آبان 1387 ارسال نظر(13)

کارنیکو کردن

توی ماه رمضان همه سعی می‌کنن بیشتر از پیش کار خوب بکنن، برای اینکه نگی مهرداد کونمونه، این هم نمونه: اونهایی که دستشان بیشتر به دهانشان میرسه و پاشان از گلیم‌شان درازتره: در مراسم آزاد کردن زندانی شرکت می‌کنن و سرپرستی ایتام را قبول می‌کنن و.... ، چند سال پیش تلویزیون نشان میداد یه دختر جوان داشت سررپرستی بچه‌ای را می‌پذیرفت، اون لحظه به خودم گفتم ای‌کاش این خانم سرپرستی من را می‌گرفت، این داستان منو به فکر انداخت که برای خودم آگهی بدم تا یکی پیدا بشه و منو به فرزندی بپذیره. خلاصه فکرهام را کردم یه متنی نوشتم و دادم دوستان اونو به انگلیسی ترجمه کردن و گذاشتم توی چند وبلاگ، آخه شنیده بودم که مادونا و آنجلینا جولی و نیکول کیدمن و... هم از این کارها کردن و در دنیای هنرمندها این کارها مده، گفتم بلکه بریتنی اسپرز برای چشم و هم چشمی بیاد و ترتیب کار منو بده و منو........ حتما می‌خواهید بدانید نتیجه‌اش چی شد؟ نتیجه این شد که من همچنان اینجام. وقتی دیدم هیچ خبری از اونور آب‌ها نشد به فکر افتادم اینور خشکی‌های قزوین یه آگهی ازدواج بدم، القصه آگهی ازدواج دادم باقلوآ، آمآاا گویا فقط بیژن خان آگهی بنده را خونده بود که آمد، اونم به خوابم

پيآمد: یه مدت، اندکی ورزش می‌کردم، یعنی اینکه روی تخت وزنه میزدم، البته اسمش وزنه بود چون وزنی نداشت، اونقدر به مثانم فشار آمد که با مشکل بزرگی و ریفلاکس راهی بیمارستان شدم. به همین دلیل خوب میدانم که بچه‌هایی که تو المپیک معلول‌ها مدال آوردن چه کار بزرگ و سختی کردن




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، سیاحت، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آنجلینا جولی, انگلیس, ایتام, بریتنی اسپرز, تلویزیون, ریفلاکس, قزوین, گلیم, مادونا, نیکول کیدمن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 مهر 1387 ارسال نظر(15)

ترس من

براي ديدار با دوستم رفته بودم مغازه‌‌اش، با هم از هر دري حرف مي‌زديم كه.... يه آقاي سيبيلو با قدي ميانه آمد داخل، خوب كه دقت كردم ديدم اين آدم را خوب مي‌شناسم، سريع از جام بلند شدم و بغلش كردم و كلي ماچش كردم و بهش گفتم آقا من خيلي به شما علاقه دارم و بايد اقرار كنم كه كلي خاطرخواه شما هستم، اصلا بيژن خان شما كجا؟! جنوب شهر تهران كجا؟! آقاي مرتضوي بعد كلي تواضع هنرمندانه گفت كاري برام پيش آمده و بايد به اين آدرس برم راه را هم بلد نيستم، گفتم نگران نباش خودم دربست در خدمت شما هستم، سوار موتورش كردم و بردم به جايي كه مي‌خواست رسوندمش و شب هم بردمش منزل خودمان و كلي از وجودش لذت بردم.

پسوند: من يه بار رفتم قزوين، آيا قزويني شدم؟ شايد هم در زندگي‌هاي قبليم در قزوين هم ميزيستم؟ يا نكنه خدايي نكرده بيژن قزويني بوده؟ اگه اينطوري باشه واي بر من!؟ كاشكي دخترهاي كليپ‌هاي اندي ميآمدن به خوابم كه الآن بجاي اين برزخ بيم‌ناك در رويايي دل انگيز مي‌بودم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز،
:: برچسب‌ها: برزخ, بغل, بيژن مرتضوي, بيم‌ناك, دل انگيز, ديدار, رويا, سيبيلو, ماچ, مغازه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 شهریور 1387 ارسال نظر(18)

همه جا

اهل كجايي؟ هرجاهستي خوب جستجو كن: توي جاده‌ها پشت اتومبيل‌ها، توي بيابان‌ها پاي گون‌ها، بين در خت‌هاي جنگل، روي شاخه‌ها بلوط، پاي درخت بين علف‌ها، در نخلستان كنار بلبل خرما، توي تاكستان بين خوشه‌هاي انگور، توي گندم‌زار بغل شانه‌بسر، در مسير رودها بين ماهي‌ها تا دريا، لاي سنگ‌هاي رودخانه‌، روي شن‌هاي ساحل، بين كوه‌ها در اعماق دره‌ها، در دامنه‌ي كوه‌ها بين شقايق‌ها، روي قله‌ها، روي ابر‌ها، هميشه ميان باران، در شمال و جنوب، در غرب و شرق خوب بجوي تا روح سرگردان من را بيابي.

پيوست: رئيس سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد: ثبت‌نام خودروهاي مناسب سازي شده ويژه معلولان و جانبازان از 12 شهريورماه جاري به صورت اينترنتي در سراسر كشور آغاز مي‌شود.منبع وب‌سايت معلولان ايران




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک، سیاحت، هنری، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بلبل خرما, بلوط, بيابان‌, جاده, جستجو, خوشه‌هاي انگور, دره‌, شانه‌بسر, شقايق, شن‌هاي ساحل, كوه, گندم‌زار, گون, نخلستان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 شهریور 1387 ارسال نظر(18)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.